شناخت احساسات در واقع مبحثی مهم و حیاتی است که در خودشناسی انسان بسیار اساسی میباشد. بدون آگاهی از احساسات ما و نحوه کنترل آنها، توانایی ما برای حل مسائل و ارتباطات موفق با دیگران به شدت محدود میشود. به معنی دیگر، اگر نتوانیم احساسات خود را به دقت تشخیص دهیم و به درستی برایشان عکس العمل نشان دهیم، نمیتوانیم به درستی با موقعیتهای تنشزا و شدید روبرو شویم و در نهایت این مهارت میتواند باعث رسیدن به شکستهایی در زندگی شود.
انسانهایی که توانایی شناخت و کنترل احساسات خود را دارا هستند، معمولاً در ارتباطات خود با دیگران موفق تر عمل میکنند، همچنین در برابر موقعیتهای تنشزا و مشکلات زندگی، از تکان نمیخورند، بلکه در برابر موقعیتهای سخت میتوانند مقاومت کنند.
بنابراین، شناخت احساسات به عنوان یکی از مهمترین عوامل موفقیت در زندگی، مستلزم تمرین و آموزش میباشد. درصورتی که به یادگیری و تمرین شناخت احساسات اهمیت بدهیم، درفرآیند خودشناسی موفقتر و بخشیدن به زندگی خود و دیگران با موفقیت پیش خواهیم رفت.
تعریف احساسات و عوامل محرک آنها
احساسات، واکنشهایی اند که انسان در برابر رویدادها و شرایط مختلف نشان میدهد و نوع آنها بسته به شرایط تعیین میشود. به عنوان مثال، خبر خوب باعث احساس شادی فرد میشود و تهدید برایش ترسناک است. اقدامات، انتخابها و برداشتهای ما، تحت تأثیر احساسات لحظهای ما هستند.
انواع احساسات دارای سه جزء هستند:
۱) تجربه ذهنی: احساسات مختلف در تمام جهان با نامهای مشابهی شناخته میشوند، اما در میزان و شدت متفاوتی تجربه میشوند. حتی گاهی احساسات مختلف در ترکیب با یکدیگر همزمان بهسراغ فرد میروند؛ مثلا در موقع شروع یک کسبوکار جدید، هم هیجانزدهایم، هم خوشحال و هم عصبی.
۲) پاسخ فیزیکی: دلپیچه، تپش قلب و عرقکردن کف دست، از پاسخهای بدن به احساسات هستند.
۳) پاسخ رفتاری یا بیانی: احساسات ما در قالب پاسخهای رفتاری، بهصورت چهره یا رفتار قابلمشاهده هستند. به عنوان مثال، موقع عصبانیت اخم میکنیم و موقع شادی میخندیم.
شناخت احساس راهی به سوی شکوفایی
با شناخت احساسات، میتوان بهترین راه حلها را در موقعیتهای دشوار پیدا کرد. بیشتر مردم برای کنترل احساسات خود، به مواد مخدر، الکل، یا حتی به الگوی رفتاری خود متوسل میشوند، که اینها ممکن است مسیر موفقیت را برایشان به سختی دست یابی بودن.
اما با شناخت احساسات، میتوان کنترل رفتاری خود را بهطور اثربخشی بالا برد. کسانی که از شناخت احساسات استفاده میکنند، دغدغههای خود را به وضوح مشخص کرده و روابط پایداری با دیگران برقرار میکنند.
آگاهی از احساسات خود، همچنین به شیوه برخورد با دیگران کمک میکند. این مهارت به شما کمک میکند تا در ارتباط با دیگران، به راحتی متوجه تفکراتشان شوید و این باعث میشود زندگی خود را با بهترین شیوه ممکن به سر ببرید.
همچنین، با شناخت احساسات، میتوانید سبک زندگی خود را بهبود بخشید. بسیاری از مشکلات روحی و جسمی به دلیل استرسهای ناشی از احساسات خود، از جمله لرزش، اضطراب، فشار خون بالا، و سایر مشکلات جسمی رخ میدهند.
درنتیجه، شناخت احساسات ابزاری موثر و ضروری است که در پرداختن به موقعیتهای دشوار زندگی، موفقیت و سلامت افراد را تضمین میکند.
انواع اصلی احساسات چیست
انواع احساسات در تمام فرهنگهای جهان، بر مبنای شش حالت پایه و اصلی جامعهها، نشان داده میشود. این احساسات عبارتاند از:
شادی
احساس شادی
شادی یکی از اصلیترین احساسات ما آدمهاست که برایش بیشتر از هر حس دیگری تلاش میکنیم. با رضایت، خوشحالی و رفاه (خیال راحت) همراه است و با لبخند، آرامش جسمی و صدای بلند و پرانرژی شناخته میشود. محققان معتقدند که این احساس مستقیما بر طول عمر انسانها و رضایتشان از زندگی اثر میگذارد و نبودش به سلامت فرد آسیب میزند.
غم
احساس اصلی دیگری که باید بشناسیم، غم و اندوه است. این حالت عاطفی گذرا با یأس از آدمها، ناامیدی از زندگی، احساس گناه و بیعلاقگی شناخته میشود. غمگینی ممکن است طولانی و شدید شود و به افسردگی رسیدگی کند.
احساس انزجار
انزجار یکی از شش احساس اصلی بشر است که معمولا بر اثر تجربههای فیزیکی مثل خوردن، دیدن یا بوییدن چیز ناخوشایند، مشاهده خون یا بهداشت نامناسب احساس میشود. این احساس را میتوان به شکلهای مختلفی نشان دارد، از جمله چینخوردن بینی و کجشدن لبها و حتی تعریق.
احساس ترس
ترس یک احساس قدرتمند و پاسخ احساسی به یک تهدید فوری یا خطرات
احتمالی است که شامل گشادی مردمک چشم، تلاش برای پنهانشدن یا فرار از خطر و تپش
قلب میشود.
گشادی مردمک چشم و عقبرفتن چانه؛
تلاش برای پنهانشدن یا فرار از خطر؛
نفسهای پیدرپی و تپش قلب.
احساس تعجب
تعجب احساسی گذرا و منفی و یا مثبت است که همراه با بالارفتن ابروها، پریدن به عقب، جیغ و بیحالی میشود. غافلگیری از جمله احساساتی است که واکنش مبارزه یا فرار را تحریک میکند.
بالارفتن ابروها، گشادی مردمک چشم و بازشدن دهان؛
پریدن به عقب؛
جیغ، فریاد و نفسهای پیدرپی.
احساس خشم
احساس خشم یکی از قویترین احساسات انسانهاست که با خصومت، آشفتگی، ناامیدی و مخالفت با دیگران شناخته میشود. خشم هم مثل ترس و تعجب، واکنش فرار یا مبارزه را تحریک میکند و به این شکلها بهنمایش گذاشته میشود: اخم و نگاه خیره به یک نقطه، پرتاب اشیا، ضربههای مداوم و لگدزدن. خشمی که کنترل نشود، در قالب پرخاشگری بروز میکند که پیامدهایی برای فرد و اطرافیانش دارد.
کارگاه ققنوس
کارگاه عزت نفس پنهان و شناخت احساسات
کارگاه ققنوس با تلفیقی از علم روانشناسی و علوم بازیگری، به شرکت کنندگان کمک میکند تا با استفاده از تمرینهای گوناگون، احساسات خود را بهتر درک کنند، عرصهی بازیگری را تجربه کرده و در نتیجه، شخصیت و ذهنیت خود را بهتر بشناسند.
این کارگاه شامل چهار جلسه جمعی و یک جلسه تکی برای تحلیل شخصیت است. از جمله تمریناتی که در این کارگاه انجام میشود، می توان به تمرین هایی در روند شناخت احساسات ، شناخت قابلیت فردی ،شناخت ارزش ها و معیار ها و…
طراحی این کارگاه با استفاده از تخصص پژوهشهای سایکودرامی محمد مهدی ستوده صورت گرفته است و هدف آن پرورش عرصهی نفس و شناخت احساسات شرکت کنندگان میباشد. سایکودرام یک روش درمانی است که در آن بازیگری در ترکیب با روشهای روانشناسی و گروهی، برای رفع افسردگی، اضطراب و بیشتر شناختن خود و دیگران استفاده میشود.
به طور خلاصه کارگاه ققنوس با تلفیق روشهای روانشناسی و بازیگری، تلاش میکند شرکتکنندگان را در زمینه شناخت خود و دیگران، افکار، احساسات و رفتارهایشان پرورش دهد.
بخشی از نظرات هنرجویان دوره
محمد مهدی ستوده مدرس دوره
محمد مهدی ستوده به ترکیب هنر روانشناسی و هنر های نمایشی علاقه بسیاری دارد و همچنین در زمینه سایکو درام نیز در حال پژوهش و تالیف کتاب است و در حال آماده پروژه ای جدید و نو به نام درام تراپی است که در حین این سال ها در این زمینه تحقیقات زیادی کرده است او معتقد است که هنر نمایش شاه کلید راه سعادت و بروز توانایی ها برای هر علاقه مند به هنر است
این کارگاه با استفاده از تخصص محمد مهدی ستوده
طراحی شده و هدف آن پرورش عزت نفس و شناخت احساسات شرکت کنندگان میباشد.
سایکودرام یک روش درمانی است که در آن بازیگری در ترکیب با روشهای روانشناسی و
گروهی، برای رفع افسردگی، اضطراب و بیشتر شناختن خود و دیگران استفاده میشود.
شناخت احساسات و تفاوت های آن
مترادف شرم: آزرم، حیا، خجالت، خجلت، عار، ننگ، انفعال، حجب، کمرویی ، پررویی
شرم احساس دردناکی است که با بسیاری از مشکلات روانی از جمله پرخاشگری، افسردگی ، اختلالات جسمی، اضطراب، اختلال وسواس، اختلالات شخصیتی، مصرف مواد مخدر و عزت نفس پایین ارتباط دارد. شرم یک تجربه هیجانی است که با کنارهگیری، در ارتباط است.
احساس شرم موجب میشود که افراد تصور کنند مدام در حال ارزیابی شدن توسط دیگران هستند غافل از اینکه ذرهبین اصلی در دست خودشان است.
شرم، احساس درونی و ناخوشایندی است که سنگینی بار آن را هر لحظه بر شانههای خود حس میکنید. زندگی با این تفکر که همواره ناکافی و ناقص هستید و نمیتوانید هیچ کاری را درست انجام دهید بسیار طاقتفرسا است و مانع پیشرفت در مراحل مختلف زندگی میگردد. از آنجایی که این باور در شما نهادینه شده که شکست خواهید خورد، قبل از وقوع هر چالش دستهای خود را به نشانۀ تسلیم بالا میبرید.
مترادف شعف: خوشی، سرور، شادمانی، مسرت، نشاط، وجد
احساس آرامش و رضایت همراه شادی
( ~ . ) [ ع – فا. ] (ص . ) شخصی که بی خبر با وضع یا کیفیتی مواجه شو
غافلگیر، شگفتزده، متعجب یا سورپرایز (به فرانسوی: Surprise) یک حالت زودگذر روانی و فیزیولوژیکی است که جانوران و انسانها در مواجهه با رویدادهای غیرمنتظره از خود بروز میدهند. غافلگیری میتواند ظرفیتهای (valence) مختلفی داشته باشد؛ یعنی میتواند خنثی، خوشایند، ناخوشایند، مثبت، یا منفی باشد.
مترادف ترس: اضطراب، اعراض، باک، بیم، پروا، تشویش، جبن، خوف، دغدغه، دهشت، رعب، سهم، فزع، محابا، مخافت، مهابت، واهمه، وجا، وحشت، وهم، هراس، هول، هیبت
ترس حالتی هیجانی است که به علت ایجاد یا پیشبینی محرک مضر و خطرناک پیش میآید. ترس بهخودیخود مشکلی ایجاد نمیکند. درواقع مسئله اصلی نحوه واکنش ما در برابر ترس است. ترس را از دلشوره و اضطراب، که معمولاً بدون وجود تهدید خارجی رخ میدهد، باید جدا دانست.
( مصدر ) ۱- درک لذت و خوشی کردن . ۲- مز. خوش یافتن .
لذت شامل حالات ذهنی مشخصتری همچون شادی، تفنن، خوشی، خلسه، و رضامندی میباشد. در روانشناسی، اصل لذت، لذت را به عنوان یک سازوکار بازخورد (مکانیسم فیدبک) مثبت توصیف میکند که موجودات زنده را در آینده به بازآفرینی شرایطی که لذتبخش یافتهاند ترغیب میکند.
مترادف یاس: بی مرادی، حرمان، دلسردی، دلشکستگی، سرخوردگی، ناامیدی، ناکامی، نامرادی، نومیدی
یاس و ناامیدی در معنای لغوی به معنای فقدان امید و برآورده نشدن انتظارات تعبیر شده است. نا امیدی احساسی است که با کمبود امید، خوش بینی و اشتیاق رخ می دهد. افراد مبتلا به افسردگی، دچار یاس و نا امیدی می شوند و اغلب انتظار هیچ نوع پیشرفت و یا موفقیتی در آینده را برای خود ندارند.
مترادف خستگی: جراحت، ریش، زخم، کوفتگی، درماندگی، فرسودگی، ملالت
خستگی نوعی احساس ضعف و نداشتن انرژی در بدن است. بهعلاوه میتواند جسمی، روانی یا ترکیبی از هر دو باشد.
مترادف تنهایی: اعتزال، انزوا، انفراد، عزلت، گوشه نشینی، خلوت، تجرد
احساس تنهایی نوعی واکنش احساسی در زمانهایی است که نیاز شخص به در ارتباط بودن با دیگران، ارضا نمیشود. عوامل مختلفی مانند مواجهه با مرگ عزیزان و سوگ ناشی از آن، مهاجرت، تغییرات مهم در زندگی، افسردگی و پایان دادن به یک رابطه عاطفی از دلایل احساس تنهایی است.
مترادف گیجی: بی حواسی، پریشان حواسی، حواس پرتی، حیرت، سرگشتگی
احساس می کنید که درست قادر به تصمیم گیری نیستید
سرگیچه زمانی اتفاق میافتد که فرد در درک موقعیت دچار مشکل شود ویا یا دچار افکار غیرشفاف و نامنظم شود. سرگیجه یک احساس سبکی، ضعف یا بی حسی در سر ایجاد می کند. سرگیجه و عدم تعادل میتواند دلایل بسیار مختلفی داشته باشد.
از جمله دلایل سرگیجه میتواند موارد زیر باشد:
مشکلات مغز و اعصاب
مشکلات قلبی-عروقی
مشکلات بینایی
مشکلات متابولیک و گوارشی
مشکلات مربوط به دستگاه دهلیزی یا دستگاه تعادلی گوش
نشانه های سرگیجه مداوم و ناگهانی ممکن است موارد زیر باشد:
فراموشی (مقاله درمان فراموشی را بخوانید)
عدم شناسایی موقعیت
عدم تمرکز
حالت تهوع
مترادف حسادت: حسد، حسدورزی، رشک، رشکینی، غبطه
حس حسادت همان احساسی است که فرد درون خودش فکر میکند آنچه دارد از آنچه باید داشته باشد و لیاقت اوست کمتر است! تفاوتی ندارد که حسادت درباره چه چیزی اتفاق میافتد یا بحث مسائل مالی مطرح است یا عاطفی. فردی که این حس را درون خودش دارد، در مواجهه با هر چیزی این احساس را درون خودش حمل میکند.
مترادف تاسف خوردن: دریغ خوردن، افسوس خوردن، متاسف بودن، دست خوش اندوه شدن، غم خوردن، غمین شدن، مغموم گشتن
افسوس، تاسف، حسرت یا دریغ (به انگلیسی: Regret ) یک واکنش منفی انفعالی در مقابل نعمت یا امتیاز گذشته و ازدست رفتهاست. حسرت یک نوع غم است که فرد، آن را زمانیکه احساس از دست دادن فایده و امتیازی را داشته باشد، تجربه میکند، حسرت یعنی ندامت و اندوه شدید بر آنچه از دست رفته باشد و امکان بازگشت آن نباشد.
مترادف شادی: ابتهاج، انبساط، بهجت، خرمی، خوشحالی، سرور، شادمانی، فرح، مسرت، نزهت، نشاط، جشن، طرب، عشرت، عیش، بوزینه، میمون
«شادی» و «خوشحال» به اینجا تغییر مسیر دارند. برای دیگر کاربردها، شادی (ابهامزدایی) و خوشحال (ابهامزدایی) را ببینید.
شادی، شادمانی،[۱] خوشحالی یا خرسندی (به انگلیسی: Happiness) یک حالت روانی است که در آن فرد احساس عشق، لذت، خوشبختی یا شاد بودن میکند. مسائل مختلفی همچون مسائل زیستی، روانشناختی یا دینی برای تعریف و دلیل خرسندی آورده شدهاست.
مترادف رنجش: آزردگی، تاذی، دلتنگی، رنجیدگی، شکراب، کدورت، ملال، ملالت، ناراحتی، نقار
رنجش (Resentment) یک حس هیجانی منفی نسبت به کسی یا چیزی است و ناشی از گذشته است. رنجش تجربه مجدد بی عدالتی ها و ظلم های گذشته – واقعی یا درک شده- است. رنجش ها زمانی ظاهر می گردند که افراد نسبت به فردی، سازمان، یا موقعیتی خشمگین می شوند و روی آن می مانند. رنجیدن معمولا نشانه ای از ضعف است.
مترادف نگران: آشفته، پریشان، دلواپس، مشوش، مضطرب، چشم براه، منتظر، تماشاگر، ناظر
نگرانی احساس ناراحتی یا دلواپسی بیش از حد درباره یک موضوع و مشکل است. شما ممکن است درباره چیزهایی مانند سلامتی، خانواده یا پول نگران باشید؛ اما اضطراب واکنش به موقعیتهایی است که استرسزا یا خطرناک تلقی میشوند. هر دو این حالات با احساس نگرانی، اضطراب یا استرس خودشان را نشان میدهند.
خوشحالی: ابتهاج، بهجت، خشنودی، سرور، شادمانی، شادی، مسرت
خوشحالی یا خرسندی (به انگلیسی: Happiness ) یک حالت روانی است که در آن فرد احساس عشق، لذت، خوشبختی یا شاد بودن میکند. مسائل مختلفی همچون مسائل زیستی، روانشناختی یا دینی برای تعریف و دلیل خرسندی آورده شدهاست.
مترادف شک: تذبذب، تردد، تردید، دودلی، ریب، ریبت، شبهه، بدگمانی، سوء ظن، احتمال، اشکال، وسواس | تردید، دودلی، ظن، گمان
خوشحالی یا خرسندی (به انگلیسی: Happiness ) یک حالت روانی است که در آن فرد احساس عشق، لذت، خوشبختی یا شاد بودن میکند. مسائل مختلفی همچون مسائل زیستی، روانشناختی یا دینی برای تعریف و دلیل خرسندی آورده شدهاست.
درد: الم، بیماری، تالم، داء، رنج، سوز، سوزش، عارضه، کسالت، مرض، ناخوشی، وجع | بقایا، تفاله، ته نشست، ثفل، راسب، رسوب
«یک تجربه حسی و عاطفی ناخوشایند مرتبط با آسیبدیدگی بافتی، یا شبیه آن.» درد احساسی رایج است؛ که به دنبال تجاربی مانند نیشگون پوست، سوختن انگشت، تماس نمک با زخم و ضربه خوردن به استخوان آرنج و دیگر حالتهای شبیه به اینها بروز میکند.
عصبانیت: اوقات تلخی، بدخویی، تغیر، تندمزاجی، تندخویی، خشمگینی، خشم، غضبناکی، غضب، لج
در یک بیان ساده خشم یک پاسخ و واکنش غریزی و گاها غیر ارادی به تهدیدات و شرایط خاص اطراف است ،
همانطور که گفته شد عصبانیت و خشم غیر قابل کنترل دارای علائم و نشانه های جسمی و روحی است که کاملا طبیعی است
برخی از دلایل عصبانیت ممکن است شامل موارد زیر باشد:
مورد بی احترامی یا بی عدالتی قرار گرفتن
احساس نقض، تهدید یا حمله
ترس یا صدمه فیزیکی
ناکامی در رسیدن به یک هدف
احساس ناتوانی یا ناامیدی
بالا رفتن سطح استرس یا اضطراب
کمبود خواب
مترادف ارامش: ( آرامش ) آسایش، آسودگی، استراحت، راحت، راحتی، فراغ بال، فراغت، آشتی، صلح، صلحجویی، مسالمت، آرام، تسکین، سکون، قرار، امان، امنیت، ایمنی، سکینه، طمانینه
آرامش یکی از احساسات اساسی برای داشتن رضایت در زندگی است
احساس آرامش درونی یکی از احساساتی است که میتواند بین افراد مختلف به صورتهای متفاوتی تعبیر شود. برای بعضی از افراد آرامش به معنای احساس امنیت و محافظت شدن در برابر حوادث است. برای بعضی دیگر آرامش میتواند به معنای دستیابی به اهداف و اجرایی کردن برنامهها باشد.
آرامش فقط به معنای احساس امنیت و سکوت در لحظه یا مدیتیشن کردن نیست. این حس آنقدر متفاوت است که هرکسی میتواند یه نحوی خاص به آن دست پیدا کند. شاید بتوان گفت که به تعداد آدمهای روی زمین، راه رسیدن به آرامش وجود دارد.
اما در حالت کلی میتوان گفت که احساس آرامش همان چیزی است که همه ما در اعماق وجودمان آرزوی داشتنش را داریم. یکی از معروفترین ضربالمثلهای انگلیسی هم به براین واقعیت تاکید میکند: بالاترین سعادت، صلح است.
آرامش درون به این معنا نیست که دیگر دردی نداشته باشید یا درد دیگران را نادیده بگیرید، یا کلا همه گیرندههای حسی خودتان را خاموش کنید.
آرامش به این معنا است که در وجود خودتان، به صورت طولانیمدت و بادوام احساس صلح و امنیت داشته باشید. صلحی که به شما میگوید حتی اگر ترس، استرس، ناامیدی یا درد همه وجود شما را دربرگرفته است، بازهم میتوانید به خانه و امنیت آن برگردید.
احساس رضايت از آن چه داريم و آن چه نداريم. مهم نيست چه قدر داريم، مهم اين است که چه قدر لذت مي بريم. همين ما را خوشبخت مي کند.
مترادف کنجکاوی: تتبع، تجسس، تدقیق، جست وجو، خرده بینی، دقت، مداقه
کنجکاوی اشتیاق به یادگیری، فهم چیزهای جدید و آگاهی از نحوه کار کردن خود است. کنجکاوی خود را به صورتهای مختلفی همچون تمایل به خواندن صفحه شایعات یا تماشای فیلمهای واقعی در تلویزیون یا آگاهی از زندگی مردم نشان میدهد.
مترادف مباهات: افتخار، بالیدن، تفاخر، فخر، نازش، فخر کردن، مباهات نمودن، نازیدن
مباهات. [م ُ] (ع اِمص) (از «مباهاة» عربی) نازیدن و تفاخر کردن به چیزی. (غیاث). مأخود از تازی، تفاخر و ناز و مدح و ستایش بیجا و خودبینی و غرور و نخوت و خودستائی و مدح و ستایش و بزرگی و جلال.
یکی از نشانه های مهم مباهات داشتن اعتماد به نفس و ارزش به خود است. زمانی که این احساس را دارید، دیگران نیز از میزان ارزشی که برای خود قائل هستید، آگاه می شوند. از نشانه های غیرکلامی مباهات، قامت افراشته، جلو دادن سینه، لبخندی ملایم و سری متمایل به عقب است. از آنجایی که نشانه های این احساس گسترده است، شکل بروز این احساس در افراد، بر حسب فرهنگ های مختلف متفاوت است.
مترادف نارضایتی: سخط، ناخرسندی، ناخشنودی
گاهی این احساس نارضایتی از خود می تواند ناشی از کمبود عزت نفس و یا ارزش کمی برای خود قائل بودن، در فرد باشد. اینکه این احساس شما واقعیت را منعکس میکند یا نه، اهمیتی ندارد و این درک شما از خودتان است که ذهنیت شما را تحت تأثیر قرار میدهد.
مترادف ناامید: آیس محروم، دلزده، دلسرد، مایوس، نومید، وازده
یَأس یا ناامیدی احساس نارضایتی است که به دنبال برآورده نشدن انتظارات یا امیدها به وجود میآید. تفاوت ناامیدی با پشیمانی در این است که فرد پشیمان در درجه اول به تصمیماتی شخصی که به یک نتیجه بد منجر شده، توجه میکند، اما فرد مأیوس یا ناامید تنها به نتیجه کار توجه میکند. ناامیدی سرچشمه فشار روانی است.
مترادف غبطه: حسرت، رشک، آرزو، تمنا، سود، فایده، نفع، سرور، شادی
اما غبطه یا رشک معادل واژه envy بوده و میل به چیزی که متعلق به شخص دیگری است را توصیف می کند. با این وجود، حسادت و غبطه خوردن، هر دو می توانند منجر به ایجاد احساس ناامنی در فرد شوند.
مترادف ناراحت: آشفته، بدبخت، بدحال، دلگیر، دلواپس، مشوش، مضطرب، ناآرام
ناراحتی احساسی منفی است که اثرات منفی زیادی روی سلامت روان و توان جسمی بدن ما میگذارد. برخی از افراد بهسادگی از دیگران ناراحت میشوند
مترادف ناراحت: آشفته، بدبخت، بدحال، دلگیر، دلواپس، مشوش، مضطرب، ناآرام
در روانشناسی احساس خجالت یا شرمزدگی یک عاطفه اجتماعی است که در روابط اجتماعی خود را نشان میدهد. این حالت احساسی درونی، «خود کم انگاری» است که با ترس از ارتباط با دیگران یا قرار گرفتن در محیط بروز میکند. گاهی خجالتی بودن تا جایی فرد را درگیر میکند که عملاً توانایی انجام کارهای روزمره خود را ندارد.
مترادف بی حوصلگی: بی تابی، بی صبری، بی طاقتی، تنگ حوصلگی ، ناشکیبائی، بی شکیبی، ناصبوری ، شتابزدگی
احساس عدم رضایت از فعالیتی، یا عدم علاقه به آن می تواند منجر به بی حوصلگی در فرد شود. بی حوصلگی ممکن است زمانی اتفاق بیفتد که انرژی شما افزایش یافته است
احساس تعجب
مترادف تعجب: بهت، حیرت، خیرگی، شگفتی، عجب، به شگفت آمدن، حیرت کردن، شگفت زده شدن
غافلگیر، شگفتزده، متعجب یا سورپرایز (به فرانسوی: Surprise) یک حالت زودگذر روانی و فیزیولوژیکی است که جانوران و انسانها در مواجهه با رویدادهای غیرمنتظره از خود بروز میدهند. غافلگیری میتواند ظرفیتهای (valence) مختلفی داشته باشد؛ یعنی میتواند خنثی، خوشایند، ناخوشایند، مثبت، یا منفی باشد.
مترادف گرما: تف، حرارت، دما، گرمش، گرمی
بالا رفتن دمای بدن با توجه به دمای محیط و یا ناشی از استرس ها و…
مترادف سرما: برد، برودت، خنکی، زمهریر، سردی، سوز، یخبندان ، دمای پایین
مترادف وحشت: بیم، پروا، ترس، ترور، توهم، خوف، دهشت، رعب، رم، واهمه، وهم، هراس، هول
وحشتزدگی نوعی اضطراب شدید است. در این حالت ممکن است فرد به شدت احساس ترس کند و با علائم فیزیکی جدی و افکاری افراطی در خصوص از دست دادن کنترل، دیوانه شدن، حمله قلبی و مرگ روبرو شود. وحشتزدگی خود می تواند ترس آور باشد و فرد حالتی بسیار ناخوشایند را تجربه کند. این ترس خود، فرد را مستعد حملات وحشتزدگی می نماید.
مترادف انزجار: اشمئزاز، اکراه، بیزاری، تنافر، تنفر، نفرت، وازدگی
انزجار یا دوری کردن پاسخی هیجانی از جنس پس زدن یا تنفر نسبت به چیزی توهینآمیز، نفرتانگیز یا ناخوشآیند است. چارلز داروین در کتاب بروز هیجانها در انسان و جانوران مینویسد که انزجار احساسی است که نسبت به امری چندشآور بروز میکند
مترادف سبکی: کم وزنی ، چالاکی، فرزی، خفت، سبکسری، طیره، بی وقاری، جلفی، خواری، حقارت
حالتی از احساس آرامش و امنیت همراه باهم
مترادف رضایت: تراضی، خشنودی، رضا، رضامندی، قبول
احساس رضایت یعنی افراد به طور معمول در قبال چیزهایی که درک و تجربه میکنند، به ندرت نسبت به آن بی تفاوت هستند. یکی از علت های علاقه اولیه دانشمندان به مساله رضایت، این باور بود که افراد هر چه بیشتر راضی باشند، حاصل بهتری از کار را خواهند داشت.
مترادف غمگین: آزرده، افسرده، اندوهگین، اندوهمند، اندوهناک، پژمان، تنگدل، حزین، دلتنگ، غمناک، غمین، گرفته، متاثر، متالم، محزون، مغموم، مکدر، ملول، مهموم، ناخرم، ناخوش، ناشاد
احساس غمگینی یک درد عاطفی مرتبط، یا مشخص شده از طریق احساسات مربوط به شرایط نامساعد، از دست دادن، ناامیدی، دلشکستگی و سوگواری می باشد.
غمگینی یکی از احساساتی می باشد که بر اساس تعریف پائول اکمن به همراه خوشحالی، خشمگینی، شگفت زده شدن، ترس و نفرت، شش احساس مبنایی انسان را تشکیل می دهند.
تفاوت مابین غمگینی و افسردگی چیست؟
احساس غمگینی یک واکنش طبیعی نسبت به موقعیت هایی می باشد که منجر به ناراحتی یا درد عاطفی می شوند.
ولی حالت غمگینی همانند سایر عواطف، یک احساس موقتی بوده و در طول زمان کاهش می یابد. در این روش، غمگینی با افسردگی تفاوت پیدا می کند. چرا که افسردگی یک بیماری روانی کوتاه مدتی می باشد.