بهترین نمایشنامه نویسان جهان
شاید شما هم با شنیدن نمایشنامه یاد ویلیام شکسپیر شاعر و نمایشنامه نویس مشهور انگلیسی بیفتید که نامش همواره در رديف بهترین نمایشنامه نویسان تاریخ بوده است. در کنار او، نام نویسندگانی چون ژان مولیر، ساموئل بکت، هنریک ایبسن، آرتورمیلر، اژن یونسکو، برتولت برشت، سوفوکل، اسکار وایلد، لئو تولستوی، گراهام گرین، آنتوان چخوف، جرج برنارد شاو، نیل سایمون، گوته، شیلر، الکساندر دوما، تنسی ویلیامز، مارک تواین، هاینریش بل، ژان پل سارتر و آلبر کامو و بسیاری از نویسندگان معاصر دیگر نیز همواره بر سر زبانها بوده که چندین نسل با آثار آنها زندگی کردهاند و قطعاً انتخاب بهترین نمایشنامه نویس از میان تمامی این نویسندگان کار بسیار دشوار می باشد.
اِشيل
آیسخلوس یا اِشیل یکی از قديميترين نمايشنامه نویسان يونان باستان محسوب می شود می توان نوشتن 80 نمايشنامه را به او نسبت داد که تنها 7 نمايشنامه امروزه قابل دسترسی است. آثار او عبارتند از: ايرانيان، هفت دشمن تب، اورستيا، آگاممنون، اومنيدز، ملتمسان، پرومته در زنجیر.
وارد کردن بازيگر دوم به نمايش را به «اشيل» نسبت ميدهند. زماني که «سوفوکل» بازيگر سوم را به نمايش وارد نمود، «اشيل» نيز از بازيگر سوم استفاده کرد. اکثر تراژديهاي «اشيل»، به استثناي ايرانيان، به صورت تريلوژي يا سه گانه نوشته شده است.
در اورستيا، «اشيل» آرمانهاي متناقض عدالت را بدانگونه که در اعمال انسان نهفته، تجسم بخشيده و به کشمکش انساني پرداخته است.
از آنجا که شخصيتهاي «اشيل» درگير مسائل فرا زمینی و کيهاني هستند، گاه آنان را فوق بشري ميشناسند. شخصيتهاي «اشيل» ويژگيهاي کمي دارند. اما همين ويژگيها قاطع و نيرومند و کاملا متناسب با حرکت صحنهاند.
«اشيل» درام نويسي مذهبي است، اما تئاتريترين تراژدينويس يوناني نيز محسوب ميشود. در نمايشنامههاي «اشيل»، بازيگران زيادي در صحنه حضور دارند: همسرايان دوم، ملازمان، ارابهها و…
«اشيل» از نمادهاي بصري، رقصهاي غيرمعمول دستهجمعي و لباسهاي پر زرق و برق، زياد استفاده ميکند.
سوفوکل
تأليف 120 نمايشنامه را به «سوفوکل» نسبت ميدهند که تنها 7 نمايشنامه او امروزه قابل دسترسی است. آثار او عبارتند از: آژاکس، آنتيگون، اديپ شهریار ، الکترا، زنان تراخيس، فيلوکتتس، اديپ در کولونوس و بخش عمدهاي از يک ساتير به نام تراکرز.
وارد کردن بازيگر سوم به نمايش، تثبيت تعداد همسرايان که وي آنها را در حد پانزده نفر نگه داشت و اولين رنگآميزي صحنه از ابداعات اوست.
«سوفوکل» در مقايسه با «اشيل» در آثارش، تأکيد اصلي را روي يک شخصيت قرار داد و از نقش همسرايان کاست.
شخصيتهاي او پيچيدهاند اما از نظر روانشناسي داراي انگيزههاي روشني هستند. قهرمانان آثار او نجيبند ولي بيگناه نيستند و پس از تحمل بحران و مشقات زياد به خودشناسي ميرسند و در آخر در مييابند که در پس حوادث، قوانيني فراتر از قوانين انساني حاکم است.
«سوفوکل» ماهرترين درام نويس يونان محسوب مي شود. در تراژديهاي او صحنه ها همواره از يک سوسپانس (تعليق ) به اوج ميرسند و بازي و حرکت در آثار او روشن و منطقي است. نمايشنامه اديپ شهریار او، کاملترين تراژدي يوناني شناخته ميشود.
در مجموعه افسانه تبای سه نمایش نامه ادیپ شهریار ، ادیپوس در کلنوس و آنتیگونه قرار دارد که هر یک به تنهایی یک تریلوژی بوده که امروزه تنها همین 3 داستان تحت عنوان افسانه تبای قابل دسترس است .
اوريپيد
«اوريپيد» حدود 90 نمايشنامه نوشته که از آنها تنها 18 نمايشنامه به دست ما رسيده است. آثار او عبارتند از: آلسست، مدهآ، هيپوليت، فرزندان هراکلس، آندروماک، هکيوبا، هراکلس، ايون، زنان تروا، ايفيژني در تاوريس، هلن، زنان فنيقي، ارست، باکائه، ايفيژني در آوليس و سيکلوپ.
«اوريپيد» به مسائلي ميانديشيد که در آن روزگار مناسب صحنه نبودند. وي بسياري از قواعد تثبيت شدهي درامنويسي را ناديده ميانگاشت و ارزشهاي مرسوم را مورد سوال قرار ميداد.
شخصيتهاي «اوريپيد»، اغلب دريافت خدايان از عدالت را مورد ترديد قرار ميدهند. در آثار او چنين مينمايد که خدايان منشأ همهي مذلتها هستند و نه بهروزيها.
عنصر وحدتبخش تمام آثار «اوريپيد»، انديشه است. در آثار او گاه تصادف راهبر جهان است و چنين مينمايد که انسانها بيش از خدايان به ارزشهاي اخلاقي ارج مينهند.
تراژديهاي او با يک پيشدرآمد- تکگويي شروع ميشود که به طرزي ساده، حوادث نمايش را خلاصه ميکنند.
اپيزودها اغلب ارتباط منطقي با هم ندارند و گاه تنها با رشتهي باريکي به حرکت دراماتيک ارتباط پيدا ميکنند.
در آثار او خدايان به تناوب و تنها براي باز کردن گرهاي يا دادن پيشگويي ظاهر ميشوند. «اوريپيد» براي موضوعات خود بيشتر به اساطير فرعي ميپرداخت و به ندرت اساطير اصلي را به کار ميگرفت. از ديگر خصوصيات آثار او پرداختن به زن و شخصيت او و کاوش در ابعاد رواني شخصيتها ميباشد.
ويليام شكسپير
شکسپیر در حقیقت شاعر انسانیت و نقاش خصایل نیک و بد انسان بود. نمایشنامههای تاریخی او به وقایع بیروح و کهنه روح تازه میبخشند و شخصیتهای واقعی ادوار مختلف را با طرز فکر و عادات و خصوصیات هر کدام برای خواننده مجسم میسازند. قدرت او در تلفیق و ترکیب صحنههای پراکنده و ارائه آنها به صورت یک جریان واحد حاکی از زبردستی بینظیر او در فن نمایش است. نمونهی این هنر را میتوان در تشریح دورهی نفرتانگیز سلطنت جان یا کنارهگیری ریچارد دوم یا مصیبتهای هنری چهارم یافت.
آثار این نمایشنامهنویس و شاعر انگلیسی و محبوبیت آنها باعث شد تا بسیاری از مردم از او با عنوان بزرگترین نمایشنامهنویس تاریخ به ياد اورند. او در طی زندگی پرفراز و نشیبی که داشته، آثار زیادی از خود برجای گذاشته است که مکبث، اتللو، رویای نیمه شبی در تابستان، هملت، رومئو و ژولیت، شاه لیر، رام کردن زن سرکش و تاجر ونیزی از جمله نمایشنامههای او بشمار میروند که اجراهای زیادی در سرتاسر دنیا به زبانهای مختلف داشته و همچنین فیلمهای متعددی هم از روی این نمایشنامهها ساخته شده اند.
برتولت برشت
تعدادی از آثار او به صورت فیلم سینمایی و اجراهای متعدد تئاتر در سراسر دنیا به نمایش درآمدهاند. برتولت برشت کارگردانی موفق و بزرگ هم بشمار میرود که در زمان خود تحولات بزرگی نیز در تئاتر آن دوران بوجود آورد و به همين دليل از بهترین نمایشنامه نویسان جهان است. از این نویسنده مجموعه شعرهایی هم به چاپ رسیده که به فارسی نیز ترجمه شدهاند.
طبلها در شب، در انبوه شهرها، اپرای سه پولی، زندگی گالیله و مادر دلاور و فرزندانش از جمله نمایشنامههای معروف این نویسنده است. همچنین بازنویسی آنتیگونه سوفوکلس، دون ژوان مولیر، کوریالانوس شکسپیر از دیگر آثار او در قالب نمایشنامه است.

اوژن يونسكو
اوژن یونسکو نمایشنامه نویس مشهور فرانسوی است که به عنوان نماینده تئاتر آوانگارد فرانسه شناخته شده و نمایشنامه کرگدن آشناترین اثر ترجمه شده به فارسی از این نویسنده است که اولین بار توسط جلال آل احمد ترجمه شد و بعدها با ترجمه چند مترجم دیگر نیز در ایران به چاپ رسیده اند. صندلیها، شاه میمیرد، عابر هوایی، آوازخوان طاس، بداههگویی آلما، پیاده در هوا، آدمکش و … از دیگر نمایشنامههای معروف این نویسنده بشمار میروند.بیشتر آثار یونسکو به پارسی ترجمه شدهاست. مترجمین آثار یونسکو اغلب از نویسندگان و هنرمندان مشهور ایرانی بودهاند. بهمن محصص، جلال آل احمد، داریوش مهرجویی، احمد کامیابی مسک و پری صابری از آن جملهاند. مشهورترین نمایشنامهٔ یونسکو کرگدنها یا کرگدن است. این نمایشنامه را جلال آل احمد نخستین بار ترجمه کرد. مترجمهای متأخرتر پری صابری (برای اجرای حمید سمندریان) و مدیا کاشیگر میباشند. ترجمهای دیگر از احمد کامیابی مسک، از دوستان یونسکو[۳] است که انتشارات دانشگاه تهران در سال ۲۰۰۶ میلادی چاپ کردهاست.[۴] این کتاب ترجمهٔ داستان کوتاه «کرگدنها» را نیز شامل میشود که پیش تر ابوالحسن نجفی به پارسی برگردانده بود. کامیابی مسک نام نمایشنامه را «کرگدنها» ترجمه کرده که نسبت به برگردان مترجمین پیشین («کرگدن») درستتر میباشد.[۵] سحر داوری نیز این اثر را به پارسی برگردانده که در مجموعه آثار یونسکو به ترجمهٔ داوری در انتشارات تجربه چاپ شده بود؛ اما همینک آثار یونسکو توسط انتشارات بیدگل که شامل نمایشنامه های کرگدن، عابر هوایی و شاه میمیرد هست، منتشر میشود؛ نمایشنامه های درس و آوازخوان طاس هم با ترجمه داریوش مهرجویی توسط نشر هرمس به چاپ رسیده اند.
ساموئل بكت
ساموئل بکت، نمایشنامهنویس، رماننویس و شاعر ایرلندی است که در سال ۱۹۶۹ موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شد. آثار او همواره طنزی پنهانی به همراه دارد که با آن عمیقترین و حتی گاهی تلخترین مفاهیم زندگی را به گونه اي هنرمندانه بیان میکند که همین امر او را در شمار بهترین نمایشنامه نویسان تاریخ قرار داده است. در انتظار گودو، دست آخر، روزهای خوش، آخر بازی، فاجعه و… از نمایشنامههای این نویسنده و کتابهایی چون مورفی، مالون میمیرد و گمگشتگان از رمانهای اوست که به فارسی نیز ترجمه شدهاند.
آثار بکت بیپروا، به شکل بنیادی کمینهگرا و بنابر بعضی تفسیرها در رابطه با وضعیت انسانها عمیقاً بدبینانهاند. این حس بدبینی اغلب با قریحهٔ طنزپردازی قوی و غالباً نیشدار وی تلطیف میگردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را دربردارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کردهاست با وجود دشواریها، ارزش سعی و تلاش را دارد. آثار اخیر او، بُنمایههای موردنظرشان را به شکلی رمزگونه و کاهشیافته مطرح میکنند.
«بکت در خانوادهای مرفه و مذهبی (پروتستان) بزرگ شده و تا اتمام تحصیلات دانشگاهی و شروع کارش به عنوان استاد هنوز باور مذهبی داشتهاست. پس از ترک قطعی محیط آکادمیک و مهاجرتش به پاریس، گسست از مذهب را در آثارش منعکس میکند. با اجرای در انتظار گودو در سال ۱۹۵۳ تماشاگر با اعلان جنگی شوکآور علیه خدا و مذهب روبرو میشود.» بکت در آثار دیگرش هم با طنز تندی به اصول کاتولیسیسم برخورد میکند
هنريك ايبسن
«قوی ترین مرد جهان کسی است که تنهاتر باشد.» این جمله از نمایشنامه «دشمن مردم» به نوعی مانیفست زندگی «هنریک ایبسن» یکی از شاخص ترین چهره های نمایشنامه نویسی جهان است؛ نویسنده ای که بیشتر آثارش پس از گذشت ۱۱۰ سال همچنان حرف روز و مبتلا به جامعه است. همین به روز بودن باعث شده که جایی نباشد که تئاتری اجرا شود و صدایی از آثار ایبسن به گوش نرسد.
این نمایشنامه نویس نروژی توانایی منحصر به فردی در درام نویسی و شخصیت پردازی داشت و طوری داستان را با دیالوگ ها پیش می برد که مخاطب قدرت زمین گذاشتن نمایشنامه یا چشم بستن بر نمایش را نداشت. از طرفی ایبسن به سنت شکنی و شنا کردن خلاف جهت آب هم معروف است؛ طوری که نمایشنامه «خانه عروسک» او در سراسر اروپا جنجال به پا می کند و در هر بحثی حرف از این نمایشنامه به میان می آید و کار به جایی می رسد که روی کارت های دعوت مهمانی های نروژ می نویسند: «لطفا از صحبت کردن در مورد خانه عروسک خودداری فرمایید!»
هنریک یوهان ایبسن نمایشنامه نویس و شاعر نروژی است که از استادان تئاتر زمان خود به شمار میرفت و همواره نامش در کنار سوفوکل و شکسپیر آورده میشود. او تاثیر بسزایی در آثار نمایشنامه نویسان بعد از خود در سرتاسر دنیا داشته و آثارش به زبانهای مختلف ترجمه شده است و از بهترین نمایشنامه نویس های جهان به شمار میايد . آرامگاه جنگجو، کمدی عشق، ضیافت سولهاک، خانه عروسک و اشباح از جمله آثاری است که به فارسی ترجمه شدهاند.
آنتوان چخوف
آنتوان پاولوویچ چخوف نمایشنامه نویس مشهور روسی است که داستانهای کوتاه او شهرت جهانی دارند. این نویسنده با وجود عمر کوتاهش بعلت بیماری، آثار زیادی از خود برجای گذاشته که مرغ دریایی، ایوانف، باغ آلبالو، عروسی، خواستگاری و… از نمایشنامههای معروف اوست که اجراهای متعددی در کشورهای مختلف از جمله ایران داشتهاند. مجموعه داستانهای کوتاه او هم با عنوان بوقلمون صفت، از دفترچه خاطرات یک دوشیزه، شرطبندی، اتاق شماره شش، زندگی من و تعدادی دیگر به فارسی ترجمه و به چاپ رسیدهاند.
نگاه رئالیستی و تلفیق جنبههای شاعرانه و نمادین با درونمایه نقد تضاد طبقاتی و ارزشهای رایج جامعه از ویژگیهای آثار چخوف محسوب میشود . او را بهترین نمایشنامه نویس زمان خود کرد.
هاينريش بل
کتاب عقاید یک دلقک هاینریش بل برای بسیاری از کتابخوانها نامی آشناست. این نویسنده آلمانی که نوبل ادبیات را نیز در کارنامه خود دارد، با شخصیتهای ساده و معمولی که شبیه خود ما هستند، داستانهایی را روایت میکند که همواره تا پایان داستان، مخاطب را همراه خود میسازد و فراز و نشیبهای زندگی را به گونه اي هنرمندانه در طی داستان به تصویر میکشد.
نمایشنامههای یک ساعت انتظار، ویمپو، راهب و اتفاق از آثار ترجمه شده او به فارسی هستند و همپنین میراث، قطار به موقع رسید، نان سالهای جوانی، بیلیارد در ساعت نه و نیم، آبروی از دست رفته کاترینا بلوم، خانهای بی سرپرست و گوسفندان سیاه از سایر آثار این نویسنده پرطرفدار است.
جرج برنارد شاو

جرج برنارد شاو نمایشنامهنویس و فعال سیاسی ایرلندی بود که در طول حیات خود ۶۰ نمایشنامه از خود برجای گذاشته و در سال ۱۹۲۵ جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد. او که از منتقدین تئاتر و موسیقی زمان خود بود، تاثیر زیادی بر هم نسل هاي خود و نسلهای بعد گذاشت و به همین خاطر از بهترین نمایشنامه نویسان جهان میباشد. او همچنین در سال ۱۹۳۸ موفق به دریافت جایزه آکادمی اسکار برای فیلمنامه اقتباسی خود شد.
از او بهعنوان توانمندترین نمایشنامهنویس بریتانیایی پس از شکسپیر و نافذترین رسالهنویس پس از جاناتان سوییفت، هجونویس ایرلندی، یاد میکنند. برنارد شاو همچنین یکی از برترین منتقدان موسیقی و تئاتر نسل خود محسوب میگردد. او از مؤسسین مدرسه اقتصاد لندن بود.
او در اواخر دههٔ ۱۹۲۰ به دلیل اعتقاد فابیانیسم به اصلاح تدریجی از نقش اجرایی خود کنارهگیری کرد و به تحسین دیکتاتورهای چپ و راست از جمله موسولینی و استالین پرداخت. در سالهای پایانی عمرش بیانیههای عمومی کمتری منتشر ساخت، اما تا مدت کمی پیش از مرگ به خلق آثار فراوانش ادامه داد و در ۹۴ سالگی در حالی که از دریافت تمام نشانهای ملی – از جمله نشان مریت در سال ۱۹۴۶ – خودداری کرده بود از دنیا رفت.
بار سیب، ماژور بابارا، سرباز شکلاتی، سزار و کلئوپاترا، کاندیدا و کسب و کار خانم وارن از جمله نمایشنامههای معروف این نویسنده هستند.
البركامو
نام کتاب بیگانه برای بیشتر کتابخوانها نامی آشنا است . آلبر کامونویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی-الجزایری و برندهی جایزه نوبل ادبیات خالق این اثر است که درونمایه عصیان در برابر دنیا همواره در آثارش نمايان است. طاعون، سقوط، مرگ خوش و افسانه سیزیف از دیگر آثار معروف او و سوءتفاهم، حکومت نظامی، کالیگولا، تسخیر شدگان و دادگستران از نمایشنامههای این نویسنده است.
کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر میپردازد»[۴] برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. آلبر کامو پس از رودیارد کیپلینگ جوانترین برندهٔ جایزهٔ نوبل و همچنین نخستین نویسندهٔ زادهٔ قارهٔ آفریقا است که این عنوان را کسب کردهاست.[۵] همچنین کامو در بین برندگان نوبل ادبیات، کمترین طول عمر را دارد و دو سال پس از بردن جایزهٔ نوبل در یک سانحهٔ تصادف درگذشت.
با وجود برچسبهایی که اغلب فلاسفه هم عصر وی به او زدهاند، کامو اگزیستانسیالیست نیست. در مصاحبهای در سال ۱۹۴۵ کامو هرگونه همراهی با مکاتب ایدئولوژیک را تکذیب میکند و میگوید: «نه، من اگزیستانسیالیست نیستم. هم سارتر و هم من همیشه متعجب بودهایم که چرا نام ما را پهلوی هم میگذارند.»[۶] اگزیستانسیالیسم، در پی گرفتن هدفی به منظور معنی دهی به ارزشهای از دست رفتهاست، حال آنکه ابزوردیسم، پذیرش پوچی، و ادامه دادن به زندگی جدای از معنی تراشیدن و در پی گرفتن منظوری دینی است و عصیان است.
کامو در الجزایر تحت استعمار فرانسه متولد شد. او در دانشگاه الجزیره تحصیل کرد و تا پیش از آنکه در سال ۱۹۳۰ گرفتار بیماری سل شود دروازهبان تیم فوتبال این دانشگاه بود. در سال ۱۹۴۹ پس از آنکه کامو از جنبش «شهروند جهانی» گری دیویس جدا شد یک اتحادیهٔ بینالمللی را تأسیس کرد که آندره بروتون نیز یکی از اعضای آن بود.[۷] شکلگیری این گروه، به گفته خود کامو، بر اساس «محکوم کردن هر دو ایدئولوژی شکل گرفته در آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی» بود
نيل سايمون
نیل ماروین سایمون نمایشنامه نویس سرشناس آمریکایی است که در سال ۱۹۹۱ جایزه پولیتزر را برای نمایشنامه گمشده در یانکر از آن خود کرد و نام او همواره در لیست بهترین نمایشنامه نویسان تاریخ است. او علاوه بر آثاری چون پابرهنه در پارک، دختری که با ستاره پولکدوزی شد، اتاقی در هتل پلازا، پزشک نازنین، کله پوکها و مرور خاطرات ساحل که از نمایشنامه های او هستند، فیلمنامههایی چون زوج ناجور، دختر خداحافظی و اتاقی در هتل کالیفرنیا را نیز در کارنامه خود دارد.با وجود شهرت سایمون بهعنوان کمدینویس، در برخی از نمایشنامههایش، بهویژه «سهگانه اوژن» و «پسران آفتاب» به تجارب آمریکاییان یهودیتبار در قرن بیستم نیز پرداختهاست. سایمون در سال ۱۹۹۱، جایزه پولیتزر را برای نمایشنامه «گمشده در یانکر» دریافت کرد
بن جانسن
بنجامین جانسن، که از او به نام بن جانسن یاد میشود. هنرپیشه، شاعر و نمایشنامه نویس مشهور دورهٔ الیزابت، در یازدهم ژوئن ۱۵۷۲ میلادی در ناحیه وست مینستر لندن متولد شد .او هم عصر شکسپیر بود و در ارائه نمایشنامههای کمدی از شکسپیر چیره دست تر بود .
مهمترین آثار او عبارتند از : وولپن – (روباه) (Volpone) ، کیمیاگر (The Alchemist) زندگینامه بن جانسن در اصل اسکاتلندی بود و پدرش ابتدا ثروتی داشت که بعدها درکشمکشهای مذهی دورهٔ سلطنت ملکه ماری تئودور، که در انگلستان به وقوع پیوست دارایی خود را از دست داد و به مسلک کشیشان درآمد. ملکه ماری که یک کاتولیک متعصب بود با همهٔ پیروان ادیان و مسلکهای دیگر دشمنی داشت و این نفرت تا بدان جا بود که در دوران فرمانروایی او بیش از سیصدنفر را به جرم بی دینی زنده زنده در آتش سوزاند.پدر بن جانسن عمرش چندان نپایید و یکی دوماه پس از تولد او چشم از جهان فروبست و مادرش با تنگدستی و فقر دست به گریبان بود، برای ادامه زندگی شوهر دوم برگزید. ناپدری اش به شغل بنایی اشتغال داشت.

بن جانسن برای ورود به مدرسه ناچار بود با ناپدری اش کارکند و درآمد اندکش را برای خرج تحصیلات پس انداز کند. در یک آموزشگاه خصوصی کلیسای سن مارتین تحصیلات ابتدایی را فراگرفت و سپس به آموزشگاه ست مینستر وارد شد. درآنجا به تحصیل ادبیاتیونان و روم پرداخت. در۱۵۸۹ برای کمک به خانواده اش ناگزیر شد درسش را رها کند و با ناپدری خود به کار بنایی بپردازد. از آنجا که این شغل را هیچ وقت دوست نداشت به سپاهی از سربازان انگلیسی که عازم جبهههای فلاندر بودند پیوست (بین ۱۵۹۱- ۱۵۹۷) به زودی ازشغل سربازی هم خسته شده و به لندن باز مي گردد. برای مدتی به همان حرفه بنایی پرداخت و با دختری به نام آن لوییز آشنا شد و با او ازدواج کرد (۱۵۹۴) آنها صاحب چهار فرزند شدند و این زن به همه سختیها تا زمان مرگ از شوهرش جدا نشد. زندگی تئاتری آشنایی بن جانسن با گروه بازیگران تئاتر، مسیرزندگی او را تغییر داد. یک چند به عنوان بازیگر در گروههای سیار تئاتر شروع به کارکرد و با نمایشنامه نویسان آن زمان آشنا شد، سپس به اصلاح و تصحیح نمایشنامههای گوناگون پرداخت تا این که یکی از دست اندرکاران تئاتر، به نام توماس ناش، به او پیشنهاد کرد که در نوشتن نمایشنامه با وی همکاری کند. بن جانسن پذیرفت و حاصل این همکاری نمایشنامه طنزآمیزی بود به نام «جزیره سگها» که در آن سخت به طبقه حاکم تاخته بود. این اثر در سال ۱۵۹۷ به صحنه رفت اما از سوی شورای سلطنتی این اثر فتنه انگیز تلقی شد و دستور داده شد اجرای آن را متوقف، نمایش را تعطیل و عوامل این اثر را توقیف کنند. بن جانسن برای مدتی به زندان افتاد. بعد از چندماه با پرداخت وجه جهت ضمانت از زندان آزاد شد. یک سال بعد اولین کمدی او در تماشاخانه گلوپ به صحنه رفت.ویلیام شکسپیر که هشت سال از وی بزرگ تر بود، در این نمایشنامه بازی داشت. یکی از دلایلی که بن جانسن در بازیگری به موفقیتی نرسید و حتی به نحوی مزاحم کار او گردید، ابتلا به بیماری اسکوروی است. در نتیجه این بیماری، صورتش زیاد خوش منظر نبود. از سوی دیگر لجاجت و به جا نیاوردن مراتب خضوع و خشوع در نزد اشراف، غالبا برایش دردسر ایجاد مي كرد . در سال ۱۵۹۸ نخستین اثر موفق او به صحنه رفت. این اثر یک نمایشنامه کمدی بود به نام «هرانسانی اسیرمزاج خویشتن است» این نمایش در زمان اجرا مورد تمسخر یکی از بازیگران گروه رقیب، به نام گابریل اسپنسر قرارگرفت. بن جانسن که سخت از این امر رنجیده خاطر شده بود، او را به دوئل دعوت کرد. حاصل این مبارزه تن به کشته شدن رقیب و زخمی شدن خود بن جانسن بود. او را به جرم آدم کشی به زندان انداختند. درزندان به مذهب کاتولیک درآمد و شروع به مطالعه در زمینه الهیات نمود.پس از چندی با حمایت مقامات کلیسا محاکمه شد و با استفاده ازامتیازات مخصوص افراد روحانی که طبق آن ایشان را شرعا و نه عرفا محاکمه میکردند آزاد شد . با این حال بعد از محاکمه بنا به رسم آن زمان علامتی با آهن گداخته بر دست او حک شد تا اگر باردیگر مرتکب قتل گردید او را به آسانی بشناسند. او شروع به کارنمایش کرد، اما باردیگر در اواخر سال ۱۵۹۸ به سبب عدم پرداخت بدهی خود به هنرپیشهای به نام رابرت براون، روانهٔ زندان شد. او پس از آزادی، نمایشنامه دیگری نوشت با عنوان «هرانسانی خارج از مشرب خویش است» این اثر در سال ۱۵۹۹ توسط گروه بازیگران شکسپیر به صحنه رفت. اجرای این نمایش هرچند برتعداد دشمنان نویسنده اش افزود اما از پولی که نصیبش شد توانست بدهیهای عقب افتاده خود را پرداخت كند . در همین حال کمدی دیگرش را به عنوان «خوشگذرانیهای سینتا» آماده نمود که در آن کلیسا را مورد استهزا و انتقاد قرارداده بود.اگر چه تحصیلات بن جانسون نامنظم و بسیار اندک بود اما او در همان زمان اندک به دو زبان یونانی و لاتینی تسلط کامل داشت و علاقه بسیار آثار نویسندگان و شخصیتهای ادیی چون سیسرون ، سنکا، «لیوی»، «تاسیتوس»را مطالعه میکرد و علاقه زیادی به بررسی و تحقیق در اثار کلاسیک انگلیس داشت. او درنمایشنامههای خود از توده مردم برای نقشهای اصلی استفاده میکرد و از شیوه هاي کمدی که کاملا به صورت اشرافی اجرا میشد دوری می كرد .نمایشنامه «نیوس»، «شیطان خر است»، «کیمیاگر» و نمایشنامه «روباه» نیز از جمله موفقترین اثار این نویسنده به شمار میروند. «جانسون» در نمایشنامه «روباه» که با نام «وولپون» نیز معروف است و یکی از آثار برجسته او محسوب میشود داستان افرادی را به تصویر میکشد که غرق پولپرستی و آزمندی شدهاند.این شاعر و نمایشنامهنویس انگلیسی در سال ۱۶۳۷ در سن ۶۴ سالگی چشم از جهان فرو بست. او در زمان مرگ بسیار فقیر و تنها بود و بیشتردوستان و مریدانش او را ترک گفته بودند.
ژان باتيست مولير
نویسنده معروف فرانسوی در سال ۱۶۲۲ميلادي در شهر پاریس متولد شد . وی نخست دروس مقدماتی را در مدرسه اشراف گذراند و سپس در رشته حقوق به تحصیل كرد . اما چون به کار هنرپیشگی علاقه داشت، به تئاتر روی آورد و یک گروه تئاتر تشکیل داد. وی در آغاز کار، با دشواریهای فراوانی روبهرو شد، ولی سرانجام حمایت لویى چهاردهم، پادشاه فرانسه او را از گوشه انزوا خارج ساخت و بر آن داشت که زندگی هنری خود را دنبال کند. مولیر شهر به شهر، تئاترهای خود را به نمایش میگذاشت تا اینکه مشهور شد .از آن زمان بود که شاهکارهای بزرگی خلق کرد و آنها را در میان استقبال شدید مردم به نمایش گذاشت. مولیر یک آفریننده خستگیناپذیر بود که شاهکارهای او، نمایشنامههایى است که وی در آنها تزویر و شرارت روح بشر را مورد انتقاد شدید قرار داده و بر انحرافات ذهن حمله میکند. وی نهتنها یک نویسنده، بلکه هنرپیشهای بسیار ماهر و زبردست بود.
او از بازیگران کمدی ایتالیا الهام میگرفت و آدمهای مسخرهای خلق کرده بود که نمونههای عالی کمدیگران آغاز عصر سینمای کنونی را بهیاد میآوردند. مولیر در نمایشنامههایش به ایجاد پیچ و خمهای هیجانانگیز و اوصاف مضحکهآمیز و نیز هجو و انتقاد مي پرداخت و از همه این نکتهها، برای برجسته ساختن و بهتر نمایاندن خصوصیات اخلاقی و معنوی بشر استفاده مینمود، از اینروست که در آثار این کمدینویس، فلسفه اخلاقی موج میزند. مولیر با هوشمندی فراوان و بشردوستی عمیق، کمدی را وسیلهای برای بهدست آوردن نتیجههای دلخواه و انساندوستانه قرار داده است. از مولیر آثار مشهوری بهجای مانده است که «مردمگریز»، «خسیس»، «زنان دانشمند»، «مریض خیالی» و «طبیب اجباری» از آن جملهاند و برخی از آثار او به فارسی نیز ترجمه شدهاند. ژان باتیست مولیر سرانجام در حین اجرای نمایش «مریض خیالی» دچار تشنج شد و چند ساعت بعد در تاریخ هفدهم فوریه سال ۱۶۷۳ میلادی در سن پنجاه و یک سالگی درگذشت.
