رنگ در دین

رنگ در ادیان در گذشته بيانگر نيروهاي خير و شر بودند، گاه تداعيكننده ابليس و پليدي و ناپاكي و گاه نشانه تقدس و پاكي و خير بودند. همچنين رنگها در تركيـب بـا فـرمهـاي مختلـف بـراي نگهداري بشر از نيروهاي شر مورد استفاده قرار ميگرفتند.

اگر چه اديان رنگ خاصي ندارنـد، امـا بـه تبعيـت از مختصـات خـاص اجتمـاعي، فرهنگـي و جغرافيايي گاه رنگ خاصي به آنها نسبت داده شده اسـت. نسـبت دادن يـك رنـگ بـه ديـن و مذهبي خاص از بسترهاي مختلفي سرچشمه ميگيرد. پيچيدگيهاي فراوان انديشـه بشـري و

حيات اجتماعي، شناخت اين بسترها را گاه بسيار مشكل ميكند.  تقدس رنگ زرد در ميان بوداييها، قرمز در ميان هندوها و نيز سبز زمردين در ميان مسيحيان و فيروزهاي و سبز در ميان مسلمانان (و ايرانيان) نشان دهنده تفاوت جايگاه رنـگهـا در ميـان تمدنهاي بشري است و مويد اين نكته است كه هر رنگ با توجه به بينش و جهان بيني اقليم و جغرافيا و آيين و مذهب در هر منطقه اي داراي تفاوت است.

در منظر نگاه اسلامي و عرفاني، رنگها منزلت خاصي دارند و هر يك از آنها به منزله نماد يكي از مراحل تعالي و رسيدن به حق تعالي تلقي ميشوند. بـه طـور مثـال در تاويـلهـاي مختلـف عارفانه در عالم تصوف و عرفان از جمله هفت اندام لطيف انسان علاالدوله سمناني تقسيمبندي

زير را شاهديم:

1 -جسم لطيف يا آدم هستي به رنگ سياه يا خاكستري

2 -رده جان حياتي يا نوح (ع)، آبي رنگ

3 -رده دل يا ابراهيم (ع)، سرخ

4 -رده ابرآگاهي يا موسي (ع)، سفيد

5 -رده روح يا داود (ع)، زرد

6 -رده سر يا عيسي (ع)، سياه

7 -رده مركز خدايي يا محمد (ع)، واپسين رده نور سبز درخشان

 

 

به طور كلي رنگها در اديان مختلف داراي مفهوم و معناي خاصي هستند كه به طـور اجمـالي به آنها مي پردازيم:

– سفيد

در تحليل رنگ سفيد، معصوميت غير قابل لمس و درك نشدني را ميتوان عنوان كـرد. سـفيد عدم تمايز و كمال متعالي، سـادگي، نـور خورشـيد، هـوا، تنـوير، پـاكي و معصـوميت و نشـان قدوسيت است. امروزه لباس سفيد نشاني از شادكامي است و اغلـب لبـاس نوعروسـان، سـفيد

است.  هنديها در مراسم عزا سفيد بر تن ميكنندكه نشانه مشايعت متوفي به بهشـت و رسـيدن بـه كمال است.  سفيد به همراه قرمز به معني مرگ است. در فرهنگهاي گوناگون رنگ سفيد را به معاني ذيل به كار ميبرند. در مذهب بودا نشانهاي از تسلط بـر نفـس، نجـات، تـاراي سـفيدپـوش قلمـداد ميشود.  در مسيحيت نماد روح مطهر، شادي، پاكي، بكـارت و در يونـان باسـتان نمـادي از سـوگواري، عشق، زندگي و مرگ است.

رنگ برگزيده و انتخاب اول اسلام، رنگ سفيد است كه امام باقر(ع) مىفرمايـد: «هـيچ لباسـى بهتر از لباس سفيد نيست»

– قرمز

رنگي است متجاوز، كه در تمدنهاي بدوي بسيار عموميت دارد. زيرا با خشم، غضب، كشمكش و خطر رابطه نزديكي دارد. در ميان هنديان رنـگ قرمـز داراي جايگـاه ويـژهاي اسـت و رنگـي مقدس به شمار ميآيد. آنان پيشاني گاوها را با رنگ قرمز رنگ آميزي ميكنند و نوعروس را با رنگ قرمز از ديگران متمايز مينمايند. رنگ قرمز بـراي دفـع چشـم زخـم هـم در ميـان آنهـا استفاده ميشود.

در دين يهود قرمز بيشتر نشانه گناهان شهواني است. پيتر بروگل نيز در نقاشيهاي خـود ايـن رنگ را نشانه گناه ميدانست. مسيحيان قرمز را سمبلي از شهيدان ميدانند. در ژاپن اين رنگ نماد خوشبختي و سعادت است. مصريان اين رنگ را محافظ آتش ميدانستند.

در ايران نيز لباس عروسان بلوچي به اين رنگ است. در مراسم آييني عاشـورا نيـز قرمـز نمـاد شهادت است. در ايران نشانه آتش و لباس پيروان بابك خرم دين است. لالـه سـرخ رنـگ نيـز نمادي از شهادت در فرهنگ ايراني – اسلامي ماست.

سهروردي وقتي از عقل سرخ بحث ميكند، يعني عقلي كه در انسان وجود دارد. عقل انسان بر حسب ذات، سفيد و نوراني است، اما فقدان آن تاريكخانه و ظلمت اسـت. پـس عقـل سـفيد و شفاف و ذاتا نوراني وقتي در اين ظلمت قرار بگيرد، سرخ ميشود. پس عقل سـرخ يعنـي عقـل آدمي.

– زرد

رنگ زرد روي هم رفته از رنگهاي نوراني است. اين رنگ كنايهاي از خورشيد، رنـگ ابـديت و جاودانگي است. «در قرن دهـم در فرانسـه، درب خانـه جنايتكـاران را بـا ايـن رنـگ مشـخص ميكردند؛ به نوعي رنگ خيانت است.»  در يونان باستان الههها و دوشيزگان را با رنگ زرد زعفراني بـه تصـوير مـيكشـيدند. در قـرون وسطي رنگ زرد كمرنگ نشان خيانت بود و نقاشي يهوداي خائن را با رنگ زرد نشان ميدادند.

در چين و تمدن مسيحي غرب و تا حدي ايران، اين رنگ سمبل تقدس اسـت و معمـولا هالـه دور سر مقدسين با رنگ زرد نشان داده ميشود.

– آبي

آبي رنگ خرد است. فراست و كشف و شهود را به همراه دارد. بصيرت و اشراق و انديشه را معنا ميكند. آبي رنگي دروني است كه در انسان حالتي ماورايي ايجاد ميكند.  يونانيان رنگ آبي را نمادي از ظلمت ميدانستند. در كليسـا غالبـا آبـي بـه عنـوان نشـانهاي از شكوفايي، تواضع و اعتقاد استفاده ميشود. در انديشه مسـيحي رنـگ آبـي نمـادي از ملكـوت، حقيقت ملكوتي، ابديت، ايمان و رنگ مريم عذراست.

آبي در تفكر ايراني نماد پـاكي و معنويـت اسـت. در معمـاري مسـاجد اسـلامي، رنـگ آبـي و فيروزهاي بسيار به كار رفته است.

– سياه

بيشتر به عنوان نمادي از بدي به كار گرفته ميشود. تاريكي آغازين، خلا، شر، ظلمـت بـزرگ، ياس، ويراني، تباهي، اندوه، متانت، وقار و سنگيني؛ سياه به معني سخت سنگدل و غير عقلانـي نيز هست.

در نوع پوشش شايد بيانگر افسردگي، ياس و ناراحتي و سوگواري هم تلقي شـود. امـا مفـاهيم اجتماعي همواره در گذر تاريخ دستخوش تغيير و تحول بودهاست. به طور مثال در هنـر يونـان كه اصل آن بر پايه طبيعتگرايي و عقل پايهريزي شده است، به پيكرههايي بر روي سفالينههـا  بــر مــيخــوريم كــه تمــام پيكــرههــا يكدســت ســياه هســتند و بــا خطــوط ســفيد از هــم جدا شدهاند. در اين پيكرهها، تا حدودي نوعي تعادل و تقارن به چشم ميخورد و بيشتر مويـد ارجح بودن خرد نسبت به احساس است.  در ايران مشايخ صوفيه در پوشيدن يا نپوشيدن جامه ها و خرقه هاي سياه متفقالقـول نبودنـد، زيرا پيامبر (ص) رنگ سياه را جز در مورد عمامه و كفش و عبا مكروه ميدانستند و در احرام و كفن آن را جايز نميشمردند.  از سوي ديگر رنگ سياه شعار رسمي خلفاي بنيعباس بوده است. بنابر اين، لباس رسمي آنهـا نيز سياه بوده است. اينان كلاهي نوك تيز و قبايي هر دو سياه بر تن ميپوشـيدند، بـه همـين دليل آنها را سياهجامگان ميناميدند. رعاياي آلعباس نيز سياهپوش بودنـد. زنـان ايـن دوره از حجابي كه سرتاسر بدن را ميپوشاند و معمولا سياه بود استفاده ميكردند.  در تصوف رنگ سياه را اغلب رنگ شيطاني و سياه بختي و در مرتبـه پـاييني مـيداننـد، ولـي تعدادي نيز آن را رنگ تكامل يا به عبارتي بالاترين رنگ ميدانند. بدين معنا كه انتخـاب رنـگ سياه يعني گذشتن از عالم ماديت و از اين منظر، رنگ سياه در صدر رنـگهـا قـرار مـيگيـرد.

 

 رنگ سبز در قرآن کریم

اگر رنگ زرد و آبي را به هم بياميزيم رنگ سبز به دست ميآيد. رنگ سبز درميان طيـفهـاي رنگي، رنگ وسط و متعادل است نه مانند زرد اثر محـرك و هيجـانآور دارد و نـه ماننـد آبـي، مسـكن و غيـر فعـال اسـت. رنـگ سـبز از ثبـات عقيـده و خودشناسـي حكايـت مـيكنـد.

سبز رنگ آرامش و روستا و رنگ درختان و چمنزار است و سبز روشن، بهار و باروري را تـداعي ميكند. سبز، رنگ آرامش همراه با تفكر است بر خلاف رنگ آبي كه رنگ آرامش صرف اسـت.  رفتن به پهنه طبيعت قرار گرفتن، تحت تأثير اين رنگ شگرف است. اگر رنگ زرد را نماد خرد و دانش و رنگ آبي را نماد معنويت و ايمان بدانيم،سبز مظهر عقـل و ايمان و رنگ تعالي و كمال است. سبز نماد ايمان و كمال و رنگي بهشتي است و از آنجا كه در سبز ايمان و اطمينان مشهود است، نزد مسلمانان رنگ مقدس محسوب شده و مردم اين رنـگ و پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت طاهرين و اولادشان را به هم مرتبط ميكنند.  مهمترين جلوه رنگ سبز كه به خاطر آن نزد اديان جايگاه خاصي دارد اين است كه سبز، نمـاد  حيات و فناناپذيري و جاودانگي است. قرآن كريم به اين رنگ متعادل عنايـت ويـژهاي دارد. در آياتي به سبزي گياهان و روئيدنيهاي سطح زمين اشاره شده و اين مسـئله آيتـي بـراي اهـل ايمان دانسته شده است.  ألمتر أن اللّه أنزل من السماء ماء فتصبح الأرض مخضرة إنّ اللّه لطيف خبير(سوره حج)  آيا نديدي خداوند از آسمان آبي فرستاد و زمين بر اثر آن سر سبز و خرم گرديد همانا خداوند لطيف و آگاه است.

گياهان منافع و خواص بسياري براي زندگي انسان و حيوانات دارند،اما اغلب از تأثير رنگ آنهـا بر زندگيمان غافل هستيم. قسمت مهمي از سطح كره خاكي ما را جنگلهـا، مراتع،كشـتزارها، مزارع، چمنزارها و باغها تشكيل ميدهند كه همگي به رنگ سبز هستند. اين رنگ اثر شگفتي در آرامش روان انسان و حيوانات دارد. پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد:«سه چيز غم و اندوه را ميزدايد، نگريستن به آب، سبزه و روي نيكو.  رنگ سبز در فرهنگ قرآن كريم، رنگ بهشتي است. سبزي لبـاسهـا و فـرشهـاي بهشـتي از ديگر مواردي است كه قرآن كريم ذكر ميكند.  ويلبسون ثيابا خضرا من سندس و استبرق (سوره كهف) ولباسهاي فاخر به رنگ سـبز از حرير نازك و ضخيم در بر ميكنند.  متكين علي رفرف خضر و عبقري حسان (سوره رحمن) اين در حالي است كه بهشتيان بر تختهايي تكيـه زدهانـد كـه بـا بهتـرين و زيبـاترين پارچـههـاي سـبز پوشـيده شـده اسـت.

رنگ سبز نماد حيات و جاودانگي ايمان و كمال اسـت و ايـن مسـئله در بهشـت بـه اوج خـود ميرسد.در سوره مباركه رحمن كوچكترين آيه قرآن(آيه 64» (مدهامتان» به معنـاي دو بـرگ سبز است كه از ويژگيهاي بهشت عنـوان شـده اسـت.علامه طباطبـايي(ره) دربـاره ايـن آيـه ميفرمايد: الادهيام من الدهمه به معناي شدت رنگ سبز است به صورتي كه به سياهي ميزند و آن اوج طراوت و شادماني است. شايد بتوان رنگ يشمي را مطابق آن دانست. رنگ سبز در داستان سنبلههاي سبز حضرت يوسف(ع) و خواب ملك آمده است كه نماد بركت و فراواني است ،در كتابهاي تعبير خواب رنگها جايگاه خاصي دارند و هركـدام نمـادي بـراي يك تأويل خارجي هستند

رنگ در طبيعت اسلام

رنگها آنچنان در روح و روان آدمي اثر مي گذارد كه موجب تغيير رفتار وي ميشوند و اين نوع تغيير به تحول در خصوصيات و شخصيت افراد منجر ميگردد، يك رنگ بخـش ميـاني مغـز را تحريك ميكند و در نتيجه بر اعصاب و روان انسان اثر مي گذارد .

دين مبين اسلام به طور ظريفي اثـرات حـداقل و ضـعيف را در نظـر دارد و اينكـه ايـن اثـرات ضعيف چه مثبت و چه منفي در صورت تكـرار مـيتواننـد منجـر بـه تـأثير كلـي و محسـوس گردند؛لـــذا در همـــين رابطـــه دســـتورات خاصـــي در مـــورد رنـــگ لبـــاس داده اســـت. انسان و رنگ زير مجموعهاي از نظام كل و جهان ميباشند،لذا انسان و رنگ و طبيعت دائماً در تعامل با هم بوده و در نهايت انسـان محصـور در چهـار ديـواري طبيعـت را تحـت تـأثير قـرار ميدهند.

از جهت رنگ شناسي تعادل رواني زماني در انسان به وجود ميآيد كـه ارتبـاط بـين انسان،رنگ و طبيعت متعادل باشد در آن صورت اثر مثبت بر روح و روان انسان خواهد گذاشت و در غير اين صورت با عدم جايگزيني صحيح رنگ در مكان خاص خود و به كارگيري نادرست آن در محيطهاي انساني صدمات روحي شديدي بر انسان وارد خواهد آمد.

تأثير رنگ قرمز در اسلام

تاثير اين رنگ نماد ايثار و از خودگذشتگي و دفاع مي باشـد ، نيـرو بخـش، محـرک، تسكين دهنده برخي بيماريهاي پوستي، در كوتاه مدت روان شـخص را تحريـك مـي كند؛لـذا استفاده از لباس قرمز براي انجام تلاش و كوشش زياد جهت تحريك اشتها و كسب انرژي براي مبارزه در تمام زمينهها مناسب است، رنگ قرمز ميتواند زمينهسـاز و يـا محـرك آشـفتگي در انسان باشد؛ لذا افراد عصبي نبايد در معرض رنگ قرمز قرار گيرند؛زيرا موجب تشديد نـاراحتي شان ميگردد، رنگ قرمز براي مدت كوتاهي براي انسان خوشايند است ولي پس از مدتي آزار دهنده شده و باعث اذيت رواني و ايجاد خستگي ميشود.

تأثير رنگ زرد

حالت تحريک كننده ذهني و هوشي دارد و شديداً موجب تقويت فكر انسان مي شـود، موجـب آرامش و خوشحالي در روحيه انسان ميشود به طوري كه در قرآن به آن اشاره شـده«صـفراء فاقع لونها تسر الناظرين» اثر تحريك كنندگي آن بر فشار خون و تنفس كمتر از رنگ قرمز است، اين رنگ بيشتر اثر تلقيني دارد. اين رنگ،رنگ روحاني و ايده آل و فيلسـوفي و تحريـك كننده فكر و آرام كننده برخي حالات عصبي ميباشد.

در آيات قرآن پنج مورد از رنگ زرد استفاده شده كه يك مورد آن اشاره به تأثير شادي بخـش رنگ زرد دارد: «انها بقرة صفراء فاقع لونها تسر الناظرين»(سورهي بقره، آيـهي69 (و يـك مورد ديگر رنگ زرد را به موي شتر منسوب داشته: «كانّه جمالت صفر». (سورهي مرسلات، آيهي33 ( از زراره منقول است:امام محمد باقر(ع) بيرونآمدند در حالي كه جبه خز زرد و عمامه زرد و رداء خز زرد پوشيده بودند.

تأثير رنگ آبي

اين رنگ نشان از بزرگي و سخاوت و مناعت طبع دارد و موجب افزايش فعاليت هاي حيــاتي سلول ها مي گردد، انـسان در مواجهه با اين رنگ احساس آرامش مطبوعي ميكند، تماس مداوم با اين رنگ حتي در سطح وسيع ايجاد خستگي يا اثر سوء ندارد، لذا مي تواند در محيط كار و زندگي مورد استفاده قرار گيرد، حرارت اضافي بدن را كاهش مي دهد، آرام كننده و طراوت بخش سيستم اعصاب است، اين رنگ درهاي رحم و شفقت و فهم را باز ميكند.

تأثير رنگ سبز

براي محيط كار و زندگي مناسب است و اثر مفرّح و ملايمي دارد كه تماس مداوم با آن اشكالي ايجاد نمي كند. درآيات قرآن زيباترين رنگي كه معرفي شده،رنگ سبز است كه بساط بهشـتيان و جامـه هـاي حرير و ابريشم آنان به رنگ سبز ميباشد. «و يلبسون ثياباً خضراً من سندس و استبرق»؛و جامه هايي سبز از پرنيان نازك و حريـر سـتبر ميپوشند.(سورهي كهف، آيهي31 ( «متكئين علي رفرف خضر و عبقري حسان؛ بر بالش سبز و فرش نيكو تكيه زده اند».(سـورهي الرحمن،آيهي76 ( «عاليهم ثياب سندس خضر و استبرق؛بهشتيان را جامههاي ابريشمي سبز و ديباي ستبر در بر است».(سورهي انسان،آيهي21 ( علاوه بر اينكه بساط بهشتيان در قرآن به رنگ سبز توصيف شـده، آيـات ديگـر كـه اشـاره بـه روئيدن گياهان در سطح زمين دارد،دلالت بر تأثير مفرّح و ملايم رنگ سبز مينمايد.

 

تأثير رنگ سفيد

رنگي مليح و برّاق، گريزاننده ميكروب ها، علامت پاكي، لباس سفيد باعث ميشود انسـان آنگونـه كــه هســت جلــوهگــر شــود و از طرفــي نــوعي اثــر مفــرّح و دلگشــا و روحــاني دارد. در اسلام نيز پوشيدن لباس سفيد فراوان توصيه شده است. پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند: «البسوا البياض فانه الطيب و اطهر و اكفنوا فيه موتاكم؛ جامه سفيد بپوشيد كه آن نيكوترين و پاكيزهترين رنگهاست ومردگان خود را در آن كفن كنيد». امام صادق(ع) ميفرمايند: حضرت اميرالمؤمنين(ع) در اكثر اوقات جامه سفيد ميپوشيدند. در قرآن كريم آنجا كه سخن از بهشتيان و بندگان جاويد، رحمت الهي، بادههاي لذيذ بهشتي و از معجزه موسي است ـ كه نشانه قدرت خدا و درخشندگي واقعيت حق است ـ از رنـگ سـفيد استفاده شده است. «يــوم تبــيض وجــوه و تســود وجــوه؛ روزي كــه چهــره هــايي ســپيد و چهــره هــايي ســياه گردد».(سورهي آلعمران، آيهي106 ( «و اما الذين ابيضت وجوههم ففي رحمة االله هم فيها خالدون؛اما سپيد رويان همواره در رحمت خداوند جاودانند».(سورهي آلعمران، آيهي107 ( «بيضاء لذّة للشاربين؛ بادهاي سخت سپيد كه نوشندگان را لـذتي خـاص مـيدهـد».)سـورهي صافات، آيهي46 ( «واضمم يدك الي جناحك تخرج بيضاء من غير سوء؛ دست خود را به پهلويت ببـر سـپيد بـي گزند برميآيد».(سورهي طه، آيهي22 )

تأثير رنگ سياه

برخلاف رنگ،سفيد رنگي بيتحرك و ساكت و ساكن و غير محرك، ضمن عدم ايجاد هر گونـه تحريك رواني و جسماني باعث كاهش ساير فعاليتها ميگـردد و سسـتي و كنـدي را حاصـل ميشود، تسخيركننده و متأثر كننده است، لذا توصيه شده كـه از پوشـيدن لبـاس سـياه مگـر درمواقع لزوم خودداري شود. حضرت علي(ع) ميفرمايند: «لا يلبسـوا السـواد فانـه لبـاس فرعـون؛ لبـاس سـياه نپوشـيد كـه آن لبـاس فرعـون اسـت». پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند: مكروه است سياه مگر در سه چيز در موزه(كفش) و عمامه و عبا در قرآن نيز چهرههاي زشت و كريه و جهنمي به رنگ سياه توصيف شده است. «و اذا بشر احدهم بالانثي ظلّ وجهه مسوداً و هو كظيم؛هرگاه يكي از آنـان را بـه دختـر مـژده آورند چهرهاش سياه ميگردد».(سورهي نحل، آيهي58 ( «يوم تبيض وجوه و تسود وجوه؛(قيامـت) روزي كـه چهـره هـايي سـپيد و چهـرههـايي سـياه گردد».(سورهي آلعمران، آيهي106 ( «يوم القيامة تري الذين كذبوا علي اللّه وجوههم مسودة؛روز قيامت كساني را كه بـر خـدا دورغ بستهاند دو سياه ميبيني».(سورهي زمر، آيهي60 )

تأثير رنگ خاكستري

رنگي است آزاد از هر گونه محرّك يا گرايش دروني، نه اضطراب آفرين اسـت و نـه آرام بخـش. اين رنگ موجب ميگردد كه چشم و اعصاب دچار خستگي و ملامت نگردند، زيرا اعصاب چشم نه اجباري دارند كه بمانند مواجهه با سفيدي،با شدت آن مقابله كنند و نه مجبورند كه بماننـد مواجهه با سياهي فشاري را متحمل شـوند. اوالـدهرينگ فيزيولوژيسـت مشـهور چنـين گفتـه است:«چشم و اعصاب هميشه تمايل بيشتري به رنگ خاكستري دارند و موقعي كه ايـن رنـگ وجود نداشته باشد فقدانش ناراحتي ايجاد ميكنـد،زيرا آرامشـي كـه در اثـر رنـگ خاكسـتري بوجود ميآيد از بـين مـيرود، اثـر آرام بخشـي را كـه رنگهـاي هـارموني روي اعصـاب انسـان ميگذارند همان اثر را رنگ خاكستري نيز دارد.اثرات رواني رنگ خاكستري باعث شده است كه از ديد روانشناس رنگهاي اصلي شامل زرد، آبي، قرمز، سبز بـه اضـافه دو رنـگ خنثـي يعنـي سفيد وسياه باشند.در حالي كه رنگهاي اصلي از نظر نقاش زرد، قرمز، آبي و از نظر فيزيكـدان قرمز، آبي و سبز است.

رنگهاي آبي، سبز و خاكستري تعديل كنندهي نيازهاي روحي و رواني انسان بـوده و در نهايـت تأمين كننده سلامت چشم و تعادل جسم و روح انسـان اسـت، لـذا پروردگـار يكتـا در خلقـت طبيعت،حكمتي داشته است كه بيشترين رنگ در طبيعت را سه رنگ سبز و آبي و خاكسـتري قرار داده است و دعوت به سير در روي زمين علاوه بر جنبه تنبه و توجه به آيـات الهـي تـأثير آرام بخش و حفظ تعادل روحي و عصبي در انسان است در نتيجه تماس با طبيعـت كـه در آن انسان يا با رنگ مفرّح و نشاط آور سبز و يا با رنگ آرام بخش آبي و يا رنگ متعادل و بيتفاوت خاكستري سروكار دارد به طور طبيعي تحريك ميشود و كسل و ملـول و خسـته نمـيگـردد. به طور كلي رنگهاي روشن اثر تحريكي زيادي دارند و به همين جهت رنـگهـاي نزديـك بـه سفيد علاوه بر افزايش فعاليت عمومي بدن باعث پيشرفت كار و فعاليتهاي شـغلي و حرفـهاي مي گردند و برعكس رنگ هاي تيره نظير:سرمهاي و آبي و سياه به جهت كاهش انعكاس نور،اثر محرّك كاهندگي داشته و باعث كم شدن فعاليت ميشوند به همـين جهـت اسـت كـه در هـر محيطي متناسب با آن بايد رنگ مناسب استفاده شود.

آنچه از روايات اسلامي به دست ميآيد اينكه جمال و زيبايي امري پسنديده است و به همـين قياس استفاده از لباس زيبا به عنوان يك نعمت الهي شايسته محسوب مـي گـردد. از حضـرت علي(ع) روايت شده است:«ان اللّه جميل و يحب الجمال و يحب ان يري نعمته علي عبده؛ خدا جميل است و جمال را دوسـت دارد، دوسـت دارد كـه نعمـت خـود را بـر بنـده خـود بينـد». امام صادق(ع) ميفرمايد: «ان اللّه يحب الجمال و التجمل و يبغض البؤس و التباؤس؛خداي متعال دوست دارد زيبـايي و تجمل را و دشمن دارد فقر و تظاهر به فقر نمودن را». «اظهارالنعمة احب الي االله من صيانتها فاياك ان تتزين الا في احسن زي قومك؛ اظهـار نعمـت باري تعالي در نزد خدا محبوب تر است از نگاهداري آن نعمـت،پس برحـذر بـاش كـه لباسـي بپوشي مگر اينكه در بهترين پوشاك قوم خود باشي» از نظر اسلام تنها لباسي كه مذموم است، لباس شهرت است، زيرا اين لباس ميگويد: پوشـنده من در خودخواهي گرفتار است.در غير اين صورت لباس نيك پوشيدن دستور اسـلام اسـت در روايتي از پيامبر اكرم(ص) آمده است:«حسنوا لباسكم و اصـلحوا رحـالكم حتـي تكونـوا كـانّكم شامة في الناس» پيامبر اكرم(ص) در يك بيان كوتاه ارتباط سه گانهاي كه ميان شكل، رنگ و بـوي لبـاس بايـد برقرار باشد را بيان فرمودهاند. عبارت«حسنوا» اشاره بـه زيبـايي شـكل لبـاس دارد،«اصـلحوا» اشاره به رنگ لباس دارد، رنگ آن به گونه اي باشد كه ضمن ارتباط با شـكل لبـاس، پوشـنده لبـاس بـا محـيط نيـز تناسـب داشـته باشـد و«شـامه» اشـاره بـه عطـر و بـو دارد، در واقـع نتيجه«حسنوا» و «اصلحوا» ميباشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *