فهرست اصطلاحات سینمایی و نمایشی بخش اول

یکی از مهم ترین قدم ها برای هر هنرمندی در عرصه سینما و تئاتر یادگیری اصطلاحات مربوط به آن است ، بی شک هر کار و حرفه ای زبان ویژه و اصطلاحات مربوط به خود را دارد که بایستی این اصطلاحات را یاد گرفت ، لازم به ذکر است که ترجمه کردن کلمه ها و اصطلاحات کاری نادرست است . امکان داره آن را از ماهیت مفهومی خود دور کند . اکنون به اصطلاحات مشترک در سینما و تئاتر می پردازیم .

آکتور Actor

هنرپیشه، بازیگر

آمفی‌تئاتر Amphitheater

محل نشستن تماشاچیان در ردیف‌های نیم‌دایره و پلکانی

سن Stage

صحنه یا محل نمایش

لژ

محل مخصوص و مجزا

آرتیست Artist

هنرمند

پیس PS show

نمایشنامه

تراژدی tragedy

غم‌انگیز ، اندوه آور، سوگنامه، سوگواره

ملودرام Melodrama

هر اثر نمایشی که دارای ابعاد عاطفی است وگاه دارای پیرنگهای سیاسی یا اجتماعی ، آمیخته‌ با صحنه‌های تفریحی و غم‌انگیز

کمدی comedy

خنده‌آور

فانتزی fantasy

نوعی فیلم که رویدادهای آن گویی درعالم خیال می‌گذرد وتماشاگر درعین باور کردن فیلم، آن را ازعالم واقع جدا می‌داند.

رل Role

نقش

پرسوناژ

بازیگران تئاتر یا سینما

سوژه subject

موضوع فیلم یا داستان

تم Theme

معنای یک اثر در یک کلمه

بن اندیشه

معنای یک اثر در یک جمله

پلاتو(Plateau)

مکانی برای تمرین گروه‌های بازیگری است. برای خلق یک اثر هنری، نیاز به تمرین در محیطی امن و مناسب است. این مکان می‌تواند در کیفیت خروجی کار بسیار تاثیرگذار باشد.اما این واژه معنی دیگری هم دارد که بیشتر در تلوزیون استفاده می شود و به معنای صحبت‌های مجری برنامه تلویزیونی است که درابتدا، وسط وانتهای برنامه اجرا می شود .

زیبایی شناسی Aesthetics

زیبایی شناسی درحقیقت بررسی علمی ونظام مند مفهوم زیبایی است. گرچه زیبایی را نمی‌توان امری فردی وسلیقه‌ای دانست اما عموم مردم ، درمورد زیبایی یا نازیبایی یک اثر ادبی یافیلم به اتفاق نظر می‌رسند. کشف علل وعناصر دخیل درزیبا ماندن یک اثر یا فیلم درحوزه دانش گسترده زیبایی شناسی نهفته است.

 شخصیت اصلی main character

بازیگر یا شخصیت اصلی درفیلم به فردی گفته می‌شود که مجموعه رویدادها حول محور او اتفاق می‌افتد

 شخصیت منفی Negative character

شخصیتی است که معمولا ضد قهرمان است این نوع طبقه‌بندی کردن بازیگران یک فیلم بیشتر درفیلمهای کلاسیک رواج داشته است اما درفیلمهای مدرن به همه شخصیتها نسبی نگریسته می‌شود و تلاش می‌شود به جای انسان آرمانی، انسان عادی و عرفی تصویرشود.

صحنه

یک یا چند نما ، ویا وقایعی که دریک مکان و زمان واحد اتفاق می‌افتد را گویند . صحنه را می‌توان معادل پاراگراف در یک نوشتار دانست.

 

دکور (Decor)

فضایی مصنوعی که توسط طراح صحنه و دکوراتور شبیه سازی و عوامل تزیینی مانند نقاشی، وسیله، اثاث نیز در ساخت و طراحی آن استفاده می شود

طراح دکور یا صحنه آرا Decor designer

کسی که براساس داستان وطبق ذهنیت کارگردان، دکورهای فیلم وفضاها ومکانهای وقوع داستان فیلم را طراحی می‌کند وتحت نظارت او این امکان ساخته می‌شود.فضا وحال وهوا و زمان ومکان رویدادهای اثر و آنچه مورد نظر کارگردان است اهمیت بسیاری در کار او دارد

 

کارگردان (Director)

کارگردان عنصر خلاق ومدیر اصلی خلق فیلم است ومجموعه عوامل فیلم با هدایت وی وظایفشان را با هماهنگی انجام می‌دهند. مهمترین وظیفه کارگردان، انتخاب درست بازیگران، دکوپاژ صحیح وبازی گرفتن درست از بازیگران است.

منشی صحنه

کسی است که جزئیات هرنما از قبیل شماره سکانس ونما، لباس و آرایه بازیگران، وضعیت اشیای صحنه، جهت نگاه وحرکت بازیگران، موقعیت آنها درصحنه وکلا نقشه دقیق هرصحنه با تمام اجزایش را یادداشت می‌کند تا درتداوم فیلمبرداری که معمولاً بر اساس تداوم صحنه‌های سناریو صورت می‌گیرد، صحنه‌های مرتبط به هم به گونه‌ای درست برداشت شوند وهنگام تدوین مشکلات ارتباط صحنه‌ها ونماهای تداومی ایجاد نشود.

گریم

آرایش صورت هنرپیشه‌ها

طراح چهره آرایی (makeup artist)

هنرمندی که با توجه به ویژگیهای شخصیتی کاراکترهای موجود در فیلمنامه، طرح آرایشی وگریم بازیگران را می‌ریزد.

پروک (Perruque)

کلاه گیسی که در سینما سر بازیگران گذاشته می‌شود به اصطلاحا پروک نام دارد.

فانتسکوپ Phantoscope

این وسیله توسط «ژوزف پلاکو» بلژیکی درسال ۱۸۳۲ اختراع شد. این وسیله مجموعه‌ای متوالی ازتصاویر ثابت ومجزا را که مربوط به انجام یک فعالیت خاص مانند پرش، اسب دوانی و… بودند برروی یک لوح (دیسک) شیاردار ثبت می‌کرد. هنگامی که این لوح در برابر آینه به چرخش درمی‌آمد، درتصور تماشای یک تصویر متحرک را ایجاد می‌کرد.

کنتراست contrast

به مفهوم برجسته نمودن ویا ایجاد اختلاف نوری بین اشیاء ویا فضاهای فیلم برای تأثیر گذاری وبالابردن جلوه بصری فیلم است . کنتراست بالا از ویژگیهای فیلمهای اکسپرسیونیستی وفیلمهای سیاه یا نوآر به شمار می‌آید.

نریشن

از صدای روی فیلم که گوینده ومنبع آن دیده نمی‌شود.

راوی (Narrator)

روی فیلم‌های مستند و گاه داستانی، صدایی قرار گرفته که مطالبی را روایت و یا اصطلاحا «نریشن» می‌کند. در فیلم‌های مستند عموما از صداهای شناخته شده مانند دوبلورها و گویندگان برای گفتن نریشن استفاده می‌شود اما در فیلم‌های داستانی اغلب یکی از بازیگران شخصیت‌های حاضر روایت را انجام می‌دهد.

 

دیالوگ

گفتگو میان دو یا چند بازیگر را درصحنه گویند.

مونولوگ

گفتگوی درونی ، باخود و یا فردی غایب را گویند

میزانسن

عبارت است از چیدن عناصر مختلف از جمله حرکت بازیگران ، آکسوار ، نور ، حرکت دوربین و… در فیلم و یا صحنه تئاتر

استودیو

اتاق کاری یک هنرمند یا یک استادکار که در معمولا در راستای ، عکاسی، هنر گرافیک، فیلم سازی، پویانمایی، طراحی صنعتی، ساخت برنامه رادیو یا برنامه تلویزیونی یا موسیقی استفاده می شود .

پروژکتور

نورافکن

بازگشت به گذشته (Flash Back) 

نمایش صحنه‌های اتفاق افتاده درگذشته که درحال حاضرنشان داده می‌شود. ارجاع به گذشته یا پس نگاه و یا بازگشت به گذشته را با قطع نمایش زمان حال روایی فیلم، فلاش بک می‌گویند. فلاش بک یکی از آسان‌ترین روش ها برای دادن اطلاعات به تماشاگر است .

فلش فوروارد (Flash Forward)

فلش فوروارد کارکردی برعکس فلاش بک دارد. فلاش بک، ارجاع به گذشته است و فلش فوروارد قطع زمان حال داستان فیلم و ارجاع به آینده است.

سانسور

حذف و یا اصلاح برخی از قسمت ها یک اثر ، به صلاح دید ، با توجه به ممیزی ها ، پیش از انتشار اثر

جلوه‌های صوتی

سرو صداهای متفرقه مانند صدای پا، باز وبسته شدن در و… که علاوه بر صدای همزمان (موسیقی وگفتار) به باند صدای فیلم و یا صحنه تئاتر اضافه می‌شود.

موسیقی متن(Musical Score)

موسیقی ویژه‌ای که برای فیلم یا تئاتر با توجه به مشخصه‌های مضمونی وساختاری آن توسط آهنگساز نوشته می‌شود. موسیقی ساخته شده برای پخش همراه با صحنه‌های فیلم. در دوران سینمای صامت، آثار محبوب آهنگسازان بزرگ را همزمان با نمایش فیلم پخش می‌کردند یا توسط نوازنده‌ای نواخته می‌شد. حتی گاه ارکستری بزرگ، همراه فیلم قطعه‌ها را اجرا می‌کرد. در سینمای ناطق آهنگساز متناسب با حال و هوای صحنه‌های مختلف قطعاتی را می‌نوازد. گاهی از آهنگ‌های پرطرفدار روز به عنوان موسیقی متن استفاده می‌شود.

موسیقی پس‌زمینه (Background Music)

آهنگی که در صحنه‌ای پخش می‌گردد و بر خلاف موسیقی متن از منبع درون فیلم تأمین می‌شود. مانند آهنگی که از دستگاه پخش اتومبیل به هنگام رانندگی شخصیت اصلی پخش می‌شود یا موسیقی‌ که توسط یک گروه نوازنده در یک رستوران لوکس نواخته می‌شود.

آکسسوار (Accessories)

تجهیزات، لوازم حاضر در صحنه فیلمبرداری و یا تئاتر است.در اصل هر نوع وسیله‌ای که در صحنه قرار دارد و حتی در یک پلان دیده می‌شود هر چه که باشد آکسسوار حساب می‌شود. مسئولیت تهیه، نگهداری، آماده‌سازی، نظافت، جابجایی، حمل‌و‌نقل، رنگ کردن، تمیز کاری، کثیف‌کاری، کهنه‌کاری و… آن بر عهده گروه طراحی صحنه و مدیران صحنه است.

 

اسلوموشن (Slow Motion)

به حرکت آهسته دوربین یا کندنمایی گفته می‌شود. در این روش فیلمبرداری، فیلم با سرعت معمولی فیلمبرداری می‌کند و در زمان نمایش سرعت پخش آن را کاهش می‌دهند. بعضی از دوربین‌های فیلمبرداری قابلیت فیلمبرداری با تعداد فریم بیشتر از ۳۰ فریم در ثانیه را دارند که باعث می‌شود در زمانی که فیلم با سرعت آهسته نمایش داده می‌شود، کیفیت آن افت نکند.

اسلو موشن به حرکت آدمها حالتی شکوهمند وبا وقار می‌دهد وبرجزئیات تأکید دارد.

حرکت سریع (fast Motion)

به حرکت سریع تر ازمعمول اشیاء وآدمها برپرده یا صفحه تلویزیون گفته می‌شود. به عنوان مثال فیلمهای صامت چارلی چاپلین را می‌توان نام برد (۱۸ فریم در ثانیه). برای دست یافتن به چنین حرکتی، فیلم باسرعت کمتر از ۲۴ کادر درثانیه فیلمبرداری می‌شود. در تصویربرداری دیجیتال معمولا این عمل درحین تدوین انجام می‌گیرد.

بداهه‌پردازی یا بداهه‌سازی (Improvise)

حرکت، دیالوگ و یا به طور کلی هر عنصری در بازی بازیگران که خارج از تمرین و بدون آن که در فیلم نامه آمده باشد، از سوی بازیگر اجرا شود. بعضی از کارگردانان بنا به سبک خود ترجیح می‌دهند همه چیز تمرین و از پیش معین شود و در عوض برخی دیگر از تغییرات در حین اجرا توسط بازیگران استقبال می‌کنند و حتی این امر را از بازیگران خود درخواست می‌نمایند.

بک گراند (Background)

صداها، اجسام و مناظری را که در عمق تصویر دیده یا شنیده می‌شوند بک‌گراند می‌گویند.

فورگراند (Foreground)

آنچه که در پیش زمینه و جلوی تصاویر واقع شده است

کست (Cast)

به مجموع بازیگران و عوامل ساخت فیلم یا اثر نمایشی می‌گویند.

کستینگ (Casting)

فرآیند انتخاب، پیشنهاد، مذاکره و در نهایت عقد قرارداد با بازیگران و عوامل برای ایفای نقش در فیلم را کستینگ می‌نامند. این فرایند با همکاری دستیار اول کارگردان و گاه مسئول انتخاب بازیگر و مدیر تولید و با اخذ نظر از کارگردان، تهیه کننده، سرمایه‌گذار و گاه از سازمان سفارش‌دهنده پروژه صورت می‌گیرد.

ریتم (Rhythm)

فاصله بین دو حرکت را گویند .

ژانر (Genre)

ژانر، نوع یا گونه ، ویژگی‌های روانی، بصری، فرمی و محتوایی اثر را نشان می دهد . ژانرها نیز بنا به فرم و ویژگی‌ به  ژانرها یا زیرشاخه‌های ژانری تقسیم می‌شوند. تاکنون حداقل بیست ژانر وچندین زیرژانر توسط منتقدان سینمایی شمارش شده است که می‌توان به ژانرهای کمدی، وسترن، علمی‌ تخیلی و … اشاره کرد.

سبک (Style)

استفاده از تکنیک‌های عمومی سینما به صورت شخصی و سلیقه‌ای و تکنیکی به گونه‌ای که جنبه‌های فرمی، ساختاری، روایی و محتوایی مشترک بسیاری برای فیلمساز پدید ‌آورد.

فیلمنامه یا سناریو (Scenario)

متن نوشته شده برای ساخت فیلم که با ذکر جزئیات کامل شامل: زمان، مکان، شخصیت حاضر در هر سکانس، ماجرای رخداد و دیالوگ‌ها نوشته می‌شود.

خلاصه فیلم (Outline)

خلاصه کلی فیلم در چند خط که به معرفی شخصیت‌ها و داستان فیلم اختصاص دارد.

از خلاصه داستان است.

 آنونس، تیزر، تریلر(Announce / Trailer / Teaser)

فیلم کوتاهی که برای تبلیغ ومعرفی یک فیلم تهیه می‌شود. هدف از پخش تریلر که اغلب در انتها و یا ابتدای فیلم‌های دیگر یا ویدیو‌های مختلف نمایش داده می‌شود نیز ترغیب تماشاگران برای تماشای آن فیلم است. تیزر نوعی تریلر کوتاه‌تر است که عموما در تلویزیون پخش می‌شود. کلمه آنونس بیشتر در سینمای ایران مورد استفاده است.

انیمیشن

به نقاشی متحرک گفته می‌شود. یابه اصطلاح، فیلم های کارتونی نیزمی گویند.

حرکت (action)

فرمانی است که کارگردان سرصحنه فیلمبرداری برای شروع کار به بازیگران می‌دهد. این فرمان معمولاً بعد از آمادگی نور، صدا ودوربین صادر می‌شود وکارگردان به ترتیب می‌گوید «نور، صدا، دوربین» واگر ایرادی درعملکرد شروع این مرحله پیش نیاید، دستور «حرکت» می‌دهد. ۲- اکشن به رویداد مقابل دوربین نیز گفته می‌شود. ۳- در اصطلاح به فیلمهای پرزد وخورد با حرکات فراوان دوربین وریتم پرهیجان وسریع تدوین نیز گفته می‌شود.

۲.اکشن ژانری سینمایی شامل فیلم‌های پر از صحنه‌های زد و خورد و پر هیجان است.

صدا، دوربین، حرکت  (Sound… Camera… Action)

در فیلمبرداری هر پلان کارگردان یا دستیارش با اعلام این جمله به ترتیب تایید شروع به کار صدابردار و شروع به کار فیلمبرداری را گرفته و با اعلام حرکت دستور شروع بازی را به بازیگران و به طور کلی اجرای صحنه را صادر می‌کند.

پیش‌تولید (Pre-Production)

در روز‌های فیلمبرداری همه عوامل فیلم آنچنان درگیر وظایف روزانه برای پیشبرد فیلمبرداری می‌شوند که دیگر فرصت برای کار‌های خارج از دایره فیلمبرداری روزانه باقی نمی‌ماند. اهمیت شناسایی، سنجش، آماده‌سازی و برنامه‌ریزی پیش از آغاز فیلمبرداری در همین است که از آن به‌عنوان پیش‌تولید یاد می شود. طی مراحل پیش‌تولید همه عوامل فرصت دارند تا هر آن چه را که در روزهای فیلمبرداری نیاز است از پیش آماده‌سازی کنند. مرحله‌ای که به فراخور زرگی و اندازه پروژه زمان نیاز دارد. در فاز پیش‌تولید است که دفتر تولید و ساخت فیلم به صورت رسمی شکل می‌گیرد و اعضای تیم فیلمسازی همدیگر را می‌شناسند. مهمترین اقدامات اساسی و لازم در فاز پیش‌تولید را می توان بدین صورت دسته‌بندی کرد: انتخاب بازیگران، انتخاب عوامل فنی، انتخاب لوکیشن‌ها، طراحی‌های لازم، خرید و ساخت آکسسوار، طراحی لباس بازیگران، خرید کلیه لوازم گروه‌ها، دوخت و یا خرید لباس بازیگران، انجام تست لباس بازیگران، انجام تست گریم بازیگران، دورخوانی و تمرین، تحویل گرفتن و تست دوربین، تعیین لابراتوار و استودیوی تدوین ، صدا و موسیقی.

تولید (Production)

با پایان یافتن فاز پیش‌تولید، فاز تولید پروژه آغاز می‌شود. در فاز تولید مهم ترین اتفاق پروژه یعنی فیلمبرداری انجام می‌شود. با این که فاز تولید در ساخت یک فیلم شناخته شده ترین مرحله است اما در بسیاری مواقع این مرحله کوتاه‌ترین مرحله در تمام دوره ساخت اثر سینمایی است. این فاز تا زمان فیلمبرداری آخرین پلان ادامه داشته و با پایان گرفتن فیلمبرداری، فاز تولید نیز پایان می‌یابد.

پس‌تولید (Post-Production)

با پایان فاز تولید، مرحله پس‌تولید آغاز می‌شود. در این مرحله خروجی فاز تولید که همان نماهای تصویربرداری شده و صداهای ضبط شده است به صورتی منظم، خلاقانه و بر مبنای اصول روایت سینما در کنار هم قرار داده می‌شوند تا فیلم سر و شکلی داستانی پیدا کند. پس از تدوین، جلوه‌های بصری نیز به فیلم افزوده و صداگذاری شامل افزودن دیالوگ‌ها، صداها و موسیقی انجام می‌شود. سپس تصحیح رنگ روی فیلم اعمال می‌شود. در صورتی که تدوین فیلم همزمان با فیلمبرداری آغاز شود دو فاز تولید و بخشی از پس‌تولید همزمان شکل گرفته است. به هر حال فاز پس‌تولید با آغاز تدوین فیلم شروع می‌شود. این مرحله ساختاری تکنیکی دارد و باید با شکیبایی و دقت دنبال شود.

پشت صحنه (Behind The Scenes)

به کلیه رخدادهای مراحل تولید فیلم در خارج از قاب فیلمبردار نیز پشت صحنه فیلم گویند.

بلاک باستر (Block Buster)

فیلم‌های بزرگ و پرخرج را بلاک باستر می‌نامند. زمان این تولیدات، عموما طولانی‌تر از فیلم‌های عادی بوده و مدت فیلمبرداری‌شان گاه چند برابر فیلم‌های عادی به طول می‌انجامد. این فیلم‌ها گروه بازیگری گرانی به خدمت می‌گیرند، برای فیلمبرداری به لوکیشن‌های متعدد و گاه کشورهای خارجی می‌روند، از عوامل مطرح و گاهی خارجی بهره می‌گیرند و بدین ترتیب هزینه تولیدشان در بعضی موارد ده‌ها برابر یک فیلم عادی است. به این دلیل لازم است فروش زیادی داشته باشند تا هزینه بالای تولیدشان باز گردد. در ایران این گونه فیلم‌ها با نام سینما یا فیلم‌های بدنه شناخته می‌شوند. فیلم‌هایی که با فروش خودشان به حیات و گردش پول در سینما کمک می‌کند.

کمپوزیسیون (Composition)

چگونگی کنار هم قرارگیری عناصر و اجزای صحنه دکورها، اشیا، آکسسوار، نور رنگ‌ها و شخصیت‌ها در کنار یکدیگر است. به عبارت دیگر کمپوزیسیون ترکیب و چینش کلی صحنه‌ای است که فیلمبرداری می‌شود. هر چه مقابل لنز دوربین باشد کمپوزیسیون طلقی می‌شود.

افکت‌ها (Effects)

هر عنصر غیرطبیعی که در صحنه اجرا نشده و بعد به آن اضافه شود را افکت می‌نامیم. افکت‌ها شامل موارد زیر است:

۱. جلوه‌های صوتی: افزودن صداهای رعد و برق، کوبیده شدن مشت بر صورت، تصادف و .. به صحنه‌ها.

۲. جلوه‌های ویژه رایانه‌ای: عناصری مانند برف و باران و مه و دود و… که توسط برنامه‌های رایانه‌ای به پلان‌ها اضافه می‌شود

۳. جلوه‌های انتقالی: تمام تغییرات تدوینی مانند دیزالو، فید این و فید اوت و…

زیرنویس (Subtitles)

ترجمه دیالوگ‌های بازیگران در فیلم‌های خارجی برای پخش جهانی. زیرنویس در سینمای ایران در فیلم‌های به زبان‌های کردی، ترکی و… مورد استفاده قرار می‌گیرد.

فیلمساز مولف

کارگردان‌‌های مولف که یک جهان یک‌ پارچه با ویژگی‌‌های فرمی و مضمونی منحصربه‌فرد و برجسته دارند به قدمت تاریخ سینما در عرضه هنر حضور داشته‌اند. از همان آغاز کسانی چون ژرژ ملی‌یس و دی. دبلیو.گریفیث و بزرگانی چون اورسن ولز و ژان لوک گدار و فیلم‌سازان جدیدتری چون پل توماس اندرسون یا ترنس مالیک را می‌توان در میان این چهره‌های شاخص دسته‌بندی کرد. به بیانی ساده‌تر می‌توان کارگردانان معاصر زیر را در این مولفه ها خلاصه کرد:

مارتین اسکورسیزی: جریان داستان در شهر نیویورک، مواد مخدر، تغییرات تدریجی شخصیت‌ها، حضور پررنگ ضدقهرمان زنان قدرتمند.

کریستوفر نولان : بازی با زمان، ایجاد فضای معمایی، بازه زمانی غیر پیوسته، استفاده ممتد از موسیقی و پایان‌های غافلگیر کننده.

دیوید فینچر‌: کاراکترهای طرد شده از اجتماع، ثبت قاب‌هایی با فضای شهری، افشاگری‌های شوکه کننده، به تصویر کشیدن دنیایی ویران‌شده و پایان باز

کوئینتین تارانتینو: روایت غیر خطی، خشونت بدون مرز، رقص‌های نمادین، ارجاعات سینمایی و کاور آپ‌های متعدد از پا

جلوه‌های ویژه میدانی (Special Effects)

در صنعت فیلمسازی به تصاویری گفته می‌شود که ساخت آن‌ها در زمان تولید فیلم مشکل باشد. این صحنه‌ها به صورت واقعی کار می‌شود و همه آن‌ها توسط بدلکاران، هنرمندان، فیلمبرداران و تعدادی متخصصان مواد منفجره و ماکت‌سازی اجرا شده و با دوربین‌ها ضبط می‌شود. بعضی از آن‌ها هم پس از ضبط کار می‌شود.

آپاراتچی (projectionist)

فردی که مسئول راه اندازی دستگاه نمایش برای نمایش فیلم در سینما است. تنظیمات کلیه تجهیزات مرتبط به فیلم مانند نور، صدا و تصویر با اوست.

نگاتیو (Negative)

نسخه منفی فیلم که قسمت‌های تاریک و روشن بر آن به صورت معکوس ثبت شده و پس از چاپ در لابراتوار، از روی آن نسخه مثبت (Possetive) به دست می‌آید که در آن نقاط تاریک و روشن مانند شرایط واقعی خواهد بود. نگاتیو در سینمای ایران به معنای فیلم خام است.

آفیش

برنامه روزانه‌‌ای است که زمان حضور کلیه عوامل، بازیگران، هنروران، لوازم صحنه و به انضمام برنامه سکانس‌های روز، لوکیشن یا لوکیشن های مورد مراجعه، زمان شروع به کار، زمان‌های صبحانه و ناهار و شام و موارد دیگر طی پیش‌تولید و تولید مطرح می‌شود. آفیش از سوی برنامه‌ریز با دستیار اول فیلم طرح‌ریزی می‌شود.

پلان (Plan)

قطعه تصویری پیوسته و بدون کات. در واقع هر بخش فیلم که در آن دوربین  بدون قطع کردن، یک برداشت مستمر داشته را پلان می‌گویند.

سکانس (Sequence)

به ترکیبی از نماهای مرتبط دارای اتصال و توالی فرمی و محتوایی که ماجرای مشترکی را در زمان و فضای مشترکی روایت می‌کنند سکانس می‌گویند. سکانس بخشی از فیلم بوده و معادل فصل در کتاب است. اگر فیلم را یک داستان کوتاه در نظر بگیریم پلان یک جمله و سکانس یک پاراگراف است. در یک فیلم ایده‌آل هر سکانس به صورت منفرد و جدای از کلیت فیلم خطی داستانی دارد. نقطه شروع، نقطه پایان و نقطه اوج متعلق به خود است. فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی به طور متوسط بین ۱۰ تا ۱۲۰ سکانس دارند.

سکانس پلان (Sequence_Plan)

سکانسی که تنها در یک پلان اجرا می‌شود را سکانس پلان می‌گویند.

شات (Shot)

از لحظه‌ای که دوربین برداشتن تصویر را شروع تا وقتی که قطع می‌کند را یک شات با برداشت می‌گویند. طبق دکوپاژ، هر سکانس دارای چند نماست و هر نما می‌تواند چندین بار برداشت شود تا نظر مساعد کارگردان جلب شود.

دکوپاژ (Decoupage)

از وظایف و کارهای مهم کارگردان است که مشخص می‌کند هر سکانس در چند پلان اجرا خواهد شد و در هر پلان، محل استقرار دوربین، تعداد دوربین، زاویه دوربین، اندازه قاب و لنز، حرکت دوربین و دیگر جزئیات لازم به چه ترتیب هستند؛ در واقع دکوپاژ، نقشه ذهنی کارگردان از متن فیلمنامه است.

استوری برد (Storyboard)

طراحی دستی و یا با استفاده از نرم‌افزارهای رایانه‌ای پلان‌ها، پیش از شروع فیلمبرداری تا دست اندرکاران فیلم (به ویژه کارگردان، مدیر فیلمبرداری، طراح جلوه‌های رایانه‌ای و …) بتوانند نحوه اجرای پلانی که قرار است فیلمبرداری کنند و به ویژه صحنه‌هایی که از جلوه‌های ویژه سنگین در آنها استفاده خواهد شد، از پیش تجسم کنند و بر جزئیات آن با هم به توافق و جمع بندی برسند. استوری بورد در کشورهای با سابقه در سینما، بسیار متداول و از مبانی ابتدایی آموزش کارگردانی است، ولی متاسفانه در کشور ما چندان جدی گرفته نشده و این امر صدمات و لطمات جدی‌ای را برای پروژه های سینمایی ما به همراه داشته است.

خط فرضی (Imaginary Line)

خطی راهنما و فرضی در مباحث فیلمبرداری و تدوین فیلم که بر اساس آن باید روابط چپ و راست دو شخصیت در یک صحنه حفظ شود تا بیننده از نظری بصری و در فهم درست موقعیت و حرکت دچار اشتباه نشود. به طور کلی میتوان گفت قاعده‌ای است که برای حفظ تداوم جهت و زوایای دوربین با توجه به مکان و عملکرد بازیگران، کشیده شده و دوربین باید در یک سوی این خط قرار بگیرد و نباید این خط توسط دوربین شکسته شود.

روز به جای شب (Day For Night)

فیلمبرداری در روز اما با ایجاد حس شب در صحنه با روش‌هایی مانند پوشاندن پنجره‌ها و کم کردن نور محیط، استفاده از فیلتر روی لنز، تکنیک‌های چاپ، نرم‌افزارهای رایانه‌ای و … .

شب به جای روز (Night For Day)

فیلمبرداری صحنه‌ای در شب با استفاده از نور کافی تا چنین به نظر برسد که این صحنه در روز روشن فیلمبرداری شده است ، برای این کار از تجهیزات نورپردازی سنگین بهره گرفته می‌شود.

وقت طلایی (Magic Time)

دقایقی نزدیک طلوع و غروب آفتاب که نور چیزی بین روز و شب است. این دقایق برای فیلمبرداری برخی صحنه‌های احساسی و خاص فیلم استفاده می‌شود. نکته اساسی در مورد برنامه ریزی سکانس‌های وقت طلایی زمان بسیار کوتاه آن‌هاست که کارگردان را مجبور می‌سازد صحنه را در یک یا نهایتا دو پلان طراحی و برگزار کند.

آمبیانس نور(Light Tone)

نور غالب در محیط را آمبیانس نوری محیط می‌نامند که ممکن است نور خورشید، نور تابیده شده از پنجره یا حتی یک شمع باشد.

کلاکت (Clapboard)

تخته‌ای است دو تکه که به هم لولا شده‌اند. از این وسیله برای دادن اطلاعات درباره برداشتی که قرار است فیلمبرداری شود به همه اعضای گروه به ویژه، تدوینگر، بخش صدا و دوربین استفاده می‌شود. در ابتدای هر برداشت از این صفحه هم فیلمبرداری می‌شود تا در هنگام تدوین، اطلاعات مورد نیاز به تدوین‌گر داده شود. در صفحه کلاکت، اطلاعاتی شامل نام فیلم، نام کارگردان، نام فیلمبردار، تاریخ، شماره پلان، شماره سکانس و تعداد برداشت‌ها درج می‌شود. این اطلاعات نشان می‌دهد که کدام بخش از فیلم در حال تهیه است. تخته لولا شده بالای صفحه کلاکت تخته تقه نام دارد که محکم به هم می‌خورد،. تدوین‌گر در مرحله تدوین از این صدا برای سینک صدا و تصویر استفاده می‌کند.

لوکیشن (Location)

محلی که در آن فیلمبرداری صورت می‌گیرد و شامل دو نوع لوکیشن داخلی و خارجی است.

بدلکار (Stunt)

فردی ورزشکار، ورزیده و آماده که در اجرای پلان‌های خطرناک مانند تصادف، سقوط، کتک خوردن و… به جای بازیگر ظاهر می‌شود. از آنجایی که بدلکاران صحنه‌های خطرناک را اجرا می‌کنند آموزش‌های ویژه‌ای می‌بینند و به تکنیک‌هایی خاص تبحر دارند.

تدوین (Editing)

گزینش نماها و اندازه‌ آن‌ها، ردیف کردن نماها، صحنه‌ها و سکانس‌ها پشت سر هم، ترکیب کردن تمام صداها و تعیین میزان بلندی آن‌ها و در نهایت درهم آمیختن و هماهنگ کردن صدای نهایی با تصویر را تدوین می‌نامند. این کارها به وسیله‌ استفاده از فیلمنامه، دکوپاژ و سپس قوانین و اصول فیلمسازی و ذوق هنری و خلاقیت تدوین‌گر انجام می‌شود.

تدوینگر

تدوینگر، هنرمندی است که کار تدوین فیلم را ماهرانه سامان می‌دهد. وی مسئولیت ترکیب نماها وانطباق نوارهای صدا با نماها را به عهده دارد. دستاورد کار تدوینگر پیداکردن ریتم وضرباهنگ وهمسان شدن همهٔ اجزاء فیلم است. درواقع – اندازه نماها وسکانسها وچگونگی استفاده ازتمهیدات ویژهٔ سینمایی در این مرحله انجام میگرد.

مونتاژ (Montage)

واژه‌ای فرانسوی به معنای رفع ایرادات و تصحیح (تدوین) است.

راش

تصاویر فیلم برداری شده (شاتها) بدون تغییر و بدون کم و زیاد. نسخهٔ چاپ شدهٔ نگاتیوهای فیلمبرداری شده همراه با صدا را نیزراش می‌گویند که معمولاً برای بازبینی نماهای برداشت شدهٔ روزانه جهت بررسی کیفیت آنها ازنظر بازی وتصویر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

رج زدن

علامت گذاری صحنه‌های خاص. با توجه به پرهزینه بودن وسایل مختلف به کاررفته در ساخت فیلم، ازتجهیزات فیلمبرداری گرفته تا وسایل صحنه وبه ویژه اجاره بهای مکانها، دستیار کارگردان مجموعه نماهای مثلاً مربوط به یک هتل یا خانه یا موقعیت دیگر را که درکل فیلمنامه پراکنده شده، براساس خط داستانی فیلمنامه کنار هم ردیف وآن را برای کارگردان مشخص می‌کند. همچنین چون برخی بازیگرها به دلایل حرفه‌ای ویا به هردلیل دیگر می‌بایست زودتر پروژه را ترک کنند، تمام نماهای مربوط به آنها رج زده می‌شود. پس از رج زدن، بایک برنامه‌ریزی دقیق روزانه، فیلمبرداری به سرعت انجام می‌شود وهزینه‌ها کاهش می‌یابد.

تدوین موازی (Cross Cutting)

کات زدن مداوم از یک صحنه به یک صحنه‌ای دیگر و دنبال کردن ماجرای هر دو صحنه به صورت موازی برای ایجاد این حس در بیننده که این دو ماجرا به صورت همزمان در حال روی دادن هستند. تا به طور همزمان اتفاقات رخ داده در دو صحنه را تماشا کند.

راف کات (Raff Cut)

در هنگام فیلمبرداری در ابتدا و انتهای یک پلان، مقداری بیشتر از آنچه مورد نیاز است فیلمبرداری می‌شود تا تدوین بتواند هر لحظه را که مناسب دید برای بریدن انتخاب کند. راف‌کات پس از جاگذاری تدوینگر نخستین مرحله‌ی واقعی تدوین است اما هنوز پلان‌ها پیوند نهایی و منطقی خود را به دست نیاورده است.

فاین کات

مرحله تدوین نهایی که فیلم، ریتم وآهنگ خودرا می‌یابد.

اکسپوژر (Exposure)

اکسپوژر یعنی نور دهی و عبور نور از دیافراگم برای تاثیر بر فیلم نگاتیو و با صفحه حساس دیجیتال. اصطلاح فلان چیز اکسپوژر هستش یا اکسپوز نمی‌شود به معنای آن است که آن عنصر نور کافی برای رساندن به دوربین و ثبت تصویر خود را ندارد.

راکورد (Continuity)

سینما برخلاف تئاتر از صحنه‌هایی منقطع تشکیل یافته که در فرآیند تدوین بر حسب اصول دراماتیک داستان در کنار هم قرار داده می‌شوند. به زبان ساده‌تر صحنه‌های رخداد واحدی را که در داستان در بازه زمانی کوتاهی مانند چند دقیقه رخ می‌دهد طی فیلمبرداری در چند روز به صورت جدا جدا تصویر می‌گیریم. حتی ممکن است چند پلان را مکان و حتی شهر دیگری فیلمبرداری کنیم و سپس همه پلان‌ها را طبق روند داستانی فیلمنامه و دکوپاژ در کنار هم بچینیم. نکته این است که پلان‌ها باید به گونه‌ای باشند که در تدوین چنان یکپارچگی و همگونی داشته باشند که با تماشای پشت سر همشان هیچ برهم خوردگی و عدم توالی مشاهده نشده و چنین به نظر برسد که همه صحنه‌ها را به یکباره و با هم گرفته‌ایم. این امر مستلزم این است که تمامی این پلان‌ها از هر نظر شرایط مشابه و همگونی باشد. یعنی مکان و موقعیت تمامی ارکان موجود در صحنه شامل بازیگران آکسسوار و … در تمام پالان ها عین هم باشد و نور تمام پلان‌ها با هم در هماهنگی باشد. مطلب جایی پیچیده‌تر می شود که نکاتی ریز ولی مهم در حوزه راکورد پیش می‌آید. مثلا در پلانی بازیگر با دست چپ لیوان را برداشته و در پالان بعدی لیوان در دست راستش است. در ابتدای صحنه بازیگری کلاه دارد ولی در پلان های میانی کلاهی در میان نیست. در پلانی در گوشه صحنه گلدانی بوده که در برخی پلان ها نیست و… حفظ راکورد نه فقط داخل یک سکانسی که از سکانسی به سکانس دیگر نیز جریان دارد.

 تروکاژ (Trucage)

لغتی فرانسوی است که در ایران به معنای جلوه‌های ویژه رایانه‌ای و در سینمای بین‌الملل به معنای تمام جلوه‌های ویژه در سینما است.

تیتراژ (Titles)

فرمی نمایشی و تجسمی است که برای معرفی عوامل پیش‌تولید، تولید و پس‌تولید در شروع و پایان آثار نمایشی و سینمایی قرار می‌گیرد. حضور ۳ عنصر گرافیک، حرکت و صدا با محوریت موضوع خاص برای تیتراژ لازم و ضروری است.

صداگذاری (Sound Mixing)

بر همگذاری گفت و گوها، صداهای گوناگون موسیقی و… روى فیلم تدوین شده توسط صداگذار صورت می‌گیرد. در صورت نیاز، صدای دوبله فیلم هم در همین مرحله به فیلم افزوده می‌شود.

سینک (Synchronization)

منطبق کردن دقیق تصاویر با صداها و دیالوگ‌های مربوط است که توسط صداگذار انجام می‌گیرد.

آمبیانس صدا (Room Tone)

هر مکان بنا بر معماری، جنس ساختار و ترکیب وسایل و همینطور نحوه چیدمان آن‌ها ویژگی‌های صوتی خود را دارد. صدابردار در هر لوکیشن، صدای آمبیانس یا در واقع صدای پس زمینه محیط را ضبط کرده و به صداگذار تحویل می‌دهد تا در صحنه‌های آن لوکیشن به عنوان زیر صدا به باند صوتی سکانس‌های آن لوکیشن اضافه کند.

 صدای اپتیک

سیگنالی است که درحاشیه نوارفیلم به صورت یک رشته خطوط نوری وزیگزاگ شکل ثبت شده و هنگام نمایش توسط یک چشم الکتریکی به صدا تبدیل می‌شود.

صدای استریو فونیک

صدایی که به لحاظ بعد، عمق وجهت به صدای طبیعی نزدیک است و می‌تواند میزان مشارکت تماشاگر درفیلم را بالا ببرد.

صدای دالبی

دیجیتال: شکل تکامل یافته صدای استریو فونیک است که در این حالت، صدا درشش باند ضبط وپخش می‌شود.

صدای سرصحنه

صدابرداری سرصحنه همزمان با فیلمبرداری است. این شیوه مشکلات خاص خودش را دارد اما بسیار طبیعی تر ازشیوه دوبله است که صدابرداری پس ازفیلمبرداری ودر استودیو انجام می‌گیرد.

صدای واقعی

صدایی که منبع تولید آن درتصویر دیده می‌شود، مانند صحبت آدمهایی که می‌بینیم.

صدای همزمان

صدایی که با کنشهای درون تصویر همزمان باشد، مانند گفتگو ولب زدن بازیگران

 طراح صدا

اخیراً با توجه به حجم صداهای مورد نیاز برخی فیلمها درایران و از دیر بازدر سینمای جهان، هنرمندی که درکار مهندسی صدا تخصص دارد با توجه به حجم ونوع صداهای مورد نیاز فیلم وکارگردان، طراحی صدا را برای صدابرداران انجام می‌دهد.

دوبله (Doubbing)

دوبله در فیلم، قرار دادن صدای افرادی دیگر (به نام دوبلور) به جای صدای اصلی بازیگران است. دوبله اغلب با تغییر زبان فیلم همراه است، اما در گذشته به علت مرسوم نبودن صداگذاری سر صحنه، بسیاری از فیلم‌ها به همان زبان اصلی خود دوبله می‌شدند. از جمله این فیلم‌ها می‌توان به فیلم‌های چون دستفروش و بسیاری از فیلم‌های دهه شصت و پیش از آن در ایران اشاره کرد.

دالبی (Dolby Surround)

صدای چند کاناله که باعث می‌شود تماشاگر با شنیدن صداهای از جهات مختلف، تاثیر بهتری از فیلم بگیرد.

جلوه‌های صوتی (Sound Effects)

صداهایی از فیلم به غیر از دیالوگ، نریشن و موسیقی را افکت یا جلوه‌های صوتی گویند. این صداها معمولا بعد از فیلمبرداری به صدای فیلم اضافه می‌شوند تا فضای فیلم را واقعی‌تر کنند. برای مثال صدای رعد و برق، بوق ماشین‌ها، ترمز شدید، برخورد اجسام به زمین و… . از این صداهای متداول آرشیوی هم موجود است و نیاز به ضبط دوباره آن‌ها نیست.

لابراتوار (Laboratory)

جایی که فیلم‌ها نگاتیو ظاهر و چاپ می‌شود و کیفیت تصویر بهبود می‌یابد. جلوه‌ای اپتیک و ویژه مانند محو تدریجی، هم‌گذاری، پرده دو نیمه و… روی فیلم اضافه می‌شود. در این مرحله صدا و تصویر ترکیب می‌شود و نسخه‌های اکران به دست می‌آید.

جلوه‌های لابراتواری (Laboratory Effects)

در سینمای نگاتیو برخی جلوه‌های ویژه در لابراتوار و در مراحل مختلف ظهور و چاپ فیلم نگاتیو ایجاد می‌شد. البته این نوع جلوه‌ها امروزه در سینمای دیجیتال با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای رایانه‌ای جایگزین شده است.

جلوه‌های ویژه (Effects)

جلوه‌های ویژه در سینما به عناصری در تصاویر گفته می‌شود که در زمان فیلمبرداری، ساخت و اجرای واقعی آن‌ها تقریبا غیرممکن است. جلوه‌های ویژه به ۲ صورت است: جلوه‌های ویژه میدانی (مکانیکی) و جلوه‌های ویژه بصری (رایانه‌ای)

جلوه‌های ویژه بصری یا رایانه‌ای (Visual Effect)

جلوه‌های ویژه رایانه‌ای شامل کامپوزیت، روتوسکوپی، انیمیشن و ترکینگ است. اگر ساخت یک جلوه در مقابل دوربین به‌طور زنده غیرممکن یا دارای هزینه زیادی باشد از جلوه‌های ویژه بصری استفاده می‌شود.

اتالوناژ

یکسان سازی پلان‌ها و ایجاد یکپارچگی در کل فیلم از نظر رنگ و نور؛ این واژه در سینمای نگاتیو پرکاربرد است. در سینمای دیجیتال، کالر کارکشن (Color Correction) رایج‌تر است.

فهرست اصطلاحات سینمایی و تئاتراشکال‌های صفحه

نئورئالیسم

نئورئالیسم معرف نوعی سینمای مردمی است که اوج آن درایتالیاست. درواقع نئورئالیسم درهر کشوری به این معناست که با حفظ اصالت و پایبندی به واقعگرایی، باید از تمام ظرفیت هنری وتکنیکی یک رسانه هنری، به ویژه سینما بهره گرفت. آغازگران سینمای نئورئالیسم در ایتالیا بزرگانی چون «دیسکا» و «فلینی» بودند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *