کشمکش در نمایشنامه

ایجاد کشمکش در نمایشنامه بین شخصیت ها بسیار مهم است، اما نباید فقط به دلیل داشتن کشمکش، در نمایشنامه کشمکش را ایجاد کنیم. باید به خاطر داشت که هدف ما ایجاد تنش و جذابیت در داستان است، نه تنها مقدار زیادی از کشمکش بی ربط.

شخصیت های داستان ما نباید در مورد مسائل ناچیز بحث کنند و نباید وقت خوانندگان ما را با کشمکشی که هیچ ارتباطی با داستان ندارد، گرفتار کنند. این کشمکش باید بخشی از داستان گذشته یا فعلی باشد. نویسنده باید به خاطر داشته باشد که نوشتن داستان شبیه به نمایش های تلویزیونی واقعیت نما نیست، بلکه باید مراقب باشد که فقط در مورد موضوعاتی که مرتبط با داستان هستند بنویسد و به گفتگوهای خسته کننده گوش ندهد.

بهترین کشمکش ها آنهایی هستند که خاص، جذاب، جدی، فوری و شخصی هستند. اگر کشمکش شما این ویژگی ها را ندارد، احتمالاً خواننده بسیار زودتر از داستان رها خواهد شد.

یک نکته مهم …

در ایجاد کشمکش، باید به چند نکته توجه کرد. اول اینکه کشمکش باید شخصیت ها را در طول داستان رشد دهد و داستان را پیش ببرد. دوم اینکه باید خواننده را جذب داستان کنید، بنابراین باید کشمکش شما جذاب و شخصی باشد. سوم اینکه کشمکش باید فوریت داشته باشد، یعنی باید شخصیت ها را در معرض تهدید قرار دهد و باید به نظر برسد که شخصیت ها قرار است در معرض خطرات جدی قرار بگیرند.

به عنوان مثال، کتاب “عطش مبارزه” (بازی های گرسنگی) یک نمونه خوب از ایجاد کشمکش در داستان است. در این داستان، شخصیت اصلی، کتنیس، برای نجات خود و خانواده اش در یک بازی گرسنگی شرکت می کند. در این بازی، شخصیت ها باید با یکدیگر مبارزه کنند تا زنده بمانند و تنها یک نفر برنده می شود. این کشمکش شخصی و فوری شده است، زیرا شخصیت اصلی در معرض خطراتی جدی و بسیاری از شخصیت ها را در برابر موقعیت های خطرناک قرار می دهد. این کشمکش جذاب و خاص است، زیرا بازی گرسنگی یک مکان جدید و خلاف قوانین معمول داستان است. همچنین، بازی گرسنگی مسئله جدی و فوری داستان است، زیرا شخصیت اصلی در معرض خطر زندگی خود و خانواده اش است.

به طور کلی، ساختن کشمکش در داستان یک هنر است که نویسندگان باید به آن توجه کنند. باید به خاطر داشته باشند که کشمکش باید شخصی، جذاب، خاص، فوری و جدی باشد و باید در طول داستان رشد کند و شخصیت ها را در معرض تهدیدات و خطرات قرار دهد. با این رویکرد، نویسندگان می توانند از کشمکش در داستان خود بیشترین بهره را ببرند و خواننده را به داستان خود جذب کنند.

کشمکش در نمایشنامه

 

پیرنگ داستان

وقتی خواهر کوچکتر کتنیس انتخاب می شود تا در بازی های گرسنگی شرکت کند، کتنیس داوطلب می شود تا به جای او شرکت کند و به امید پیروزی به میدان مبارزه می رود. اما برای بازگشت به منطقه‌ی ۱۲ و مراقبت از خانواده‌اش، کتنیس باید در بازی کشتی‌های نوجوانان را شکست داده و به مبارزه با کپیتول بپردازد.

 

با توجه به پنج سؤال زیر، این داستان دارای کشمکش بوده و خواننده را به خود جذب می‌کند:

1. آیا خاص است؟ بله، داستان شامل جنگ برای بقا و برانگیختن احساسات خواننده است.

2. آیا جذاب است؟ بله، شخصیت کتنیس دوست‌داشتنی و شجاع است و خواننده به امید پیروزی و زنده ماندن او از داستان لذت می‌برد.

3. آیا مسئله‌ای جدی است؟ بله، داستان حول محور بقا و مبارزه با دشمنان در سطوح مختلف است و هر صحنه دارای کشمکش بوده و جذابیت داستان را افزایش می‌دهد.

4. آیا دارای فوریت است؟ بله، زمان در بازی گرسنگی با اهمیت است و بازیکنان برای برنده شدن باید بکشند. همچنین، کتنیس برای بازگشت به منطقه‌ی ۱۲ و مراقبت از خانواده‌اش نیز باید به زودی پیروز شود.

5. آیا مسئله‌ای شخصی است؟ بله، خواهر کتنیس به شدت دوست دارد و کتنیس به دلیل محبت و علاقه‌ای که به خانواده‌اش دارد، باید به مبارزه بپردازد.

همانند این داستان، هر داستان خوبی دارای کشمکشی است که با پرسیدن این پنج سؤال، خواننده را به خود جذب می‌کند. برای هر داستان دیگری نیز می‌توانید همین سؤال‌ها را پرسیده و به دنبال پاسخ‌های آن‌ها بگردید.

کشمکش بیرونی و درونی

کشمکش  به دو نوع تقسیم می‌شود؛ کشمکش بیرونی و کشمکش درونی. کشمکش بیرونی توسط آنتاگونیست داستان ایجاد می‌شود و شخصیت اصلی را در مسیر خود مخالفت می‌کند. کشمکش درونی نیز ناشی از تعارض داخلی شخصیت است و می‌تواند شدت آن را افزایش دهد. هر دو نوع کشمکش در زندگی و داستان‌ها وجود دارند و برای رشد و تغییر شخصیت اصلی ضروری هستند.

از زمانی که روزهایی را تجربه کردید که اتفاقات بسیاری همزمان با هم رخ می‌دادن، با کشمکش بیرونی آشنا هستید. همچنین، در روزهایی که شما دقیقا می‌دانستید چه کاری باید انجام دهید، اما احساس ناتوانی و تردید می‌کنید، با کشمکش درونی مواجه هستید. کشمکش درونی نشان‌دهنده تعارضات داخلی شخصیت است و ممکن است با احساساتی مانند گناه، تردید، بدگمانی، عدم عزت نفس، تکبر، پشیمانی و بلاتکلیفی همراه باشد.

برای ایجاد کشمکش درونی در داستان، در مرحله اول باید شخصیت خود را به خوبی شناسایی کنید و درک کاملی از مسائلی که آن شخصیت را از دستیابی به اهدافش باز می‌دارد یا عزمش را برای رسیدن به اهدافش راسخ‌تر می‌کند، پیدا کنید. سپس با افزایش نگرانی‌ها، ترس‌ها و تردیدهای شخصیت، آنتاگونیست و فضاسازی، کشمکش درونی را ایجاد کنید. در پایان داستان، با برطرف کردن کشمکش، تغییر شخصیت را به خواننده نشان دهید.

برای نشان دادن کشمکش درونی در داستان، می‌توانید از روش‌های متنوعی استفاده کنید؛ از جمله افکار درونی شخصیت، نشان دادن تردیدها و نگرانی‌ها به صورت ظاهری، استفاده از زبان بدن، مکالمه بین شخصیت‌ها و دیالوگ. با استفاده از این روش‌ها، می‌توانید کشمکش درونی شخصیت را به خواننده نشان دهید و او را در مسیر تغییر شخصیت اصلی داستان همراهی کنید.

کشمکش در رمان و داستان کوتاه

کشمکش در داستان به دو نوع تقسیم می‌شود؛ کشمکش بیرونی و کشمکش درونی. کشمکش بیرونی توسط آنتاگونیست داستان ایجاد می‌شود و شخصیت اصلی را در مسیر خود مخالفت می‌کند. کشمکش درونی نیز ناشی از تعارض داخلی شخصیت است و می‌تواند شدت آن را افزایش دهد. هر دو نوع کشمکش در زندگی و داستان‌ها وجود دارند و برای رشد و تغییر شخصیت اصلی ضروری هستند.

برای ایجاد کشمکش درونی در داستان، در ابتدا باید شخصیت خود را به خوبی شناسایی کرده و درک کاملی از مسائلی که آن شخصیت را از دستیابی به اهدافش باز می‌دارد یا عزمش را برای رسیدن به اهدافش راسخ‌تر می‌کند، پیدا کنید. سپس با افزایش نگرانی‌ها، ترس‌ها و تردیدهای شخصیت، آنتاگونیست و فضاسازی، کشمکش درونی را ایجاد کنید. در پایان داستان، با برطرف کردن کشمکش، تغییر شخصیت را به خواننده نشان دهید.

در زمینه ژانر داستانی، می‌توان گفت که نوع داستان تعیین کننده میزان کشمکش درونی و بیرونی در داستان است. به عنوان مثال، داستان‌های عاشقانه و خاطرات بیشتر کشمکش درونی را نشان می دهند، در حالی که داستان‌های جنایی، هیجان‌انگیز و اکشن بیشتر به کشمکش بیرونی تمرکز می‌کنند.

برای نشان دادن کشمکش در داستان، می‌توانید از روش‌های متنوعی استفاده کنید؛ از جمله افکار درونی شخصیت، نشان دادن تردیدها و نگرانی‌ها به صورت ظاهری، استفاده از زبان بدن، مکالمه بین شخصیت‌ها و دیالوگ. با استفاده از این روش‌ها، می‌توانید کشمکش درونی شخصیت را به خواننده نشان دهید و او را در مسیر تغییر شخصیت اصلی داستان همراهی کنید.

در پایان، باید گفت که داشتن هر دو نوع کشمکش بیرونی و درونی برای یک داستان خوب حیاتی‌ست. زندگی واقعی همیشه هر دوی آن‌ها را در بر دارد و این دو نوع کشمکشبه شکل همسو و هماهنگ در داستان‌ها نیز باید وجود داشته باشند. استفاده از کشمکش درونی و بیرونی در داستان‌ها، به خواننده امکان می‌دهد تا با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کرده و با شناخت بهتر آن‌ها، در مسیر رشد و تغییر آن‌ها همراهی کند. در نتیجه، داشتن کشمکش در داستان‌ها، از اهمیت بسیاری برخوردار است و می‌تواند به شکل قابل توجهی، جذابیت داستان را بالا ببرد.

هفت نوع کشمکش اصلی

کشمکش در داستان‌ها می‌تواند انواع مختلفی داشته باشد. در اینجا هفت نوع اصلی آن را بررسی می‌کنیم:

1. انسان در برابر انسان

در این نوع کشمکش، داستان درباره مقابله بین یک یا چند قهرمان و یک یا چند شرور است. این نوع کشمکش می‌تواند نماینده‌ی کشمکش بین انسان و خودش، جامعه، یا ارزش‌های آن باشد. کشمکش انسان در برابر انسان یکی از پر طرفدار ترین کشمکش هاست .

(کنت مونت‌کریستو، هری پاتر).

2. انسان در برابر خودش

در این نوع کشمکش، انسان با تعصب‌ها، تردیدها و ضعف‌های شخصیتی خودش مبارزه می‌کند.

(هملت، فیلم مرثیه‌ای برای یک رویا).

3. انسان در برابر طبیعت

در این نوع کشمکش، انسان در برابر طبیعت یا حیوانات قرار می‌گیرد.

(رابینسون کروزوئه، موبی‌دیک).

4. انسان در برابر جامعه

در این نوع کشمکش، شخصیت اصلی با موسسات، رسوم یا قوانین فرهنگی درگیر است.

(فارنهایت ۴۵۱، ۱۹۸۴).

5. انسان در برابر سرنوشت/خدا

در این نوع کشمکش، شخصیت اصلی با سرنوشت یا خدا مبارزه می‌کند.

(ادیپ شهریار، اودیسه).

6. انسان در برابر ماوراءالطبیعه

در این نوع کشمکش، شخصیت اصلی با ماوراءالطبیعه مبارزه می‌کند.

(پرندگان هیچکاک، درخشش استیون کینگ).

7. انسان در برابر تکنولوژی

در این نوع کشمکش، شخصیت اصلی با تکنولوژی و شگفتی‌های آن درگیر است.

(دنیای قشنگ نو، ماتریکس).

در بعضی داستان‌ها، کشمکش وجود ندارد، اما در این حالت داستان مربوطه به‌صورت نوعی چالش عرضه شده که همین خود سومین نوع کشمکش محسوب می‌شود. در همه‌ی آثار رسانه‌ای به وجود کشمکش نیاز نیست، ولی چنین آثاری معمولاً غیرداستانی هستند و یا بخشی از زندگی روزمره را نشان می‌دهند. تعادل بین شدت کشمکش و نبود آن، بهترین راه حل است.

 

 

محمد مهدی ستوده

 

 

محمد مهدی ستوده  کارگردانان و مدرس سینما و تئاتر در طول دوران فعالیت خود، با ایجاد اثرهای متعدد، موفق به جذب توجه بسیاری از علاقمندان به این صنعت شده است.

محمد مهدی ستوده کشکش را به عنوان عنصری مهم در ساختار داستان می داند . به نظر ستوده، کشمش یکی از عناصری است

اهمیت کشمش به عنوان عنصری مهم در ساختار داستانی نمایشنامه‌ها بسیار زیاد است. این عنصر می‌تواند باعث شود که داستان بیشتری عمیقی و مفهومی پیدا کند و خواننده یا تماشاچی را به دنبال خود بکشاند. همچنین، کشمش می‌تواند به مخاطبان کمک کند تا با دنیای داستانی و شخصیت‌های آن بیشتر آشنا شوند و درک بهتری از آن‌ها پیدا کنند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *