چگونه یک فیلم را نقد کنیم ؟
روش نقد فیلم
در ابتدا باید دانست که چگونه یک فیلم را نقد کنیم ؟ روش نقد فیلم در اصل ، به معنای تحلیل و بررسی یک اثر هنری از نظر خوبی و بدی، درستی و نادرستی، بر اساس دلایل منطقی است. این تحلیل باید به صورت جامع و همه جانبه انجام شود و به نکاتی مانند فرم، محتوا، قصد و انگیزه سازنده توجه کند.
فرم یعنی چگونگی انتقال معنای مورد نظر و محتوایی است که اثر منتقل میکند. فرم و محتوا دو چیز جدا نیستند و با یکدیگر مرتبط هستند. فرم شامل تکنیکهای سینمایی و ساختار سینما است و به مواردی مانند صدابرداری، نورپردازی، حرکت دوربین و فاصلۀ دوربین وابسته است. هر یک از این تکنیکها میتواند دارای معنا باشد، به عنوان مثال، رنگ بندی و نورپردازی قرمز میتواند معنای شادی و عشق را منتقل کند و یا همراهی دوربین با یک کاراکتر، حق را به او میدهد، هر چند شخصیت منفی باشد.

محتوا نیز میتواند شامل دیالوگهای فیلم و یا تصاویری بدون دیالوگ باشد. ممکن است فیلمی بدون دیالوگ و صامت باشد، اما پر از معنا و محتوا باشد. اصالت محتوا و فرم، هر دو برای یک اثر هنری ضروری هستند. اگرچه اثری ممکن است محتوای خوبی داشته باشد، اما بدون فرم مناسب، به عنوان یک اثر هنری موفق شناخته نمیشود.
هنر سینما نسبت به هنرهای دیگر دارای پیچیدگی و چند وجهی بوده و متشکل از ترکیب چندین هنر مانند موسیقی، عکاسی، هنرهای تجسمی، ادبیات و معماری است. لذا، برای نقد یک اثر سینمایی، باید به همه جوانب آن توجه کرد.

لازم به ذکر است که یافتن قصد و انگیزه سازندگان به این سادگی نیست و باید اطلاعات زمینهای داشته باشیم، با توجه به این که در هنر سینما، فقط یک سازنده نداریم و چندین نفر در ساخت فیلم دخیل هستند. اما میتوان گفت که انگیزه بیشتر متوجه کارگردان، نویسنده و تهیه کننده است.
نقد فیلم، کاری آسان نیست. برای ارایه نقدی قابل قبول، باید در قالب خوب و بد، ارزیابی خودمان از فیلم را به مخاطبان منتقل کنیم. در این راه، باید با فرم سینما آشنا شویم و مفاهیمی مانند میزانسن، دکوپاژ، پروتاگونیست و آنتاگونیست را بدانیم. همچنین، باید با تدوین و تعلیق نیز آشنا باشیم.
فرم و محتوا از دو مفهوم مهم در هر نوع اثر هنری و ارتباطاتی هستند. فرم به شکل و شمایل بیان محتوا اشاره دارد، در حالی که محتوا مطالب و اطلاعات ارائه شده در اثر است.
به عنوان مثال، فرم یک کتاب شامل بخشهایی مانند قطع کتاب، اندازه فونت، تراز و چیدمان متن، عکسها و نمودارها و … است. محتوا کتاب شامل داستان، شرح، راهنما، تحلیل و … میباشد.
در سینما، فرم شامل عناصری مانند فریم، کادر، زاویه دوربین، جایگاه هنرمندان، روشنایی و صدا است. محتوا سینمایی شامل داستان، دیالوگ، سبک و … میباشد.
در طراحی وب، فرم شامل ترکیب رنگها، طرح، نوع فونت و هندسه وب سایت است. محتوای وب شامل مطالب، تصاویر، ویدئوها، پستهای بلاگ و … است.
فرم و محتوا
در کل، فرم و محتوا هر دو اساسی هستند و باید با هم تعادل داشته باشند تا به نتیجهای مطلوب برای مخاطبین برسیم.
در دیدگاه نشانه شناسان، هیچ پیامی بدون رمز وجود ندارد و برای رمزگشایی لازم است ابتدا متن را شناسایی، فهمیده و درک کرد. سپس تفسیر، ارزیابی و وداوری درباره آن انجام میشود. جان فیسک معتقد است که تمام رمزها دارای معنا هستند و هدف از تحلیل آنها، کشف تمامی لایههای معنایی از زیرین تا رویین است که به شکل رمزگذاری شده وجود دارند.
رمزها دارای سه سطح هستند. سطح اول یا واقعیت، به عبارت دیگر واقعهای که قرار است به فیلم سینمایی تبدیل شود، پیشاپیش با رمزهای اجتماعی رمزگذاری شده است. سپس رمزهای فنی، رمزهای اجتماعی را رمزگذاری میکنند و رمزگان ایدئولوژیک رمزهای فوق را در مقوله انسجام و مقبولیت اجتماعی قرار میدهد. این رمزها بر اساس مقولههای دلخواه طبقهبندی میشوند.
سطح دوم یا رمزگان فنی شامل دستگاههای الکترونیکی مانند دوربین، نورپردازی، تدوین، موسیقی و صدابرداری است. رمزهای متعارف نیز بازنمایی را انتقال میدهند.
سطح سوم یا رمزگان ایدئولوژیک شامل رمزهایی است که در مقولههای انسجام و مقبولیت اجتماعی قرار میگیرند. برخی از رمزهای اجتماعی شامل فردگرایی، پدرسالاری، نژاد، طبقه اجتماعی، مادی گرایی، سرمایهداری و غیره هستند.
بنابراین، در دیدگاه نشانه شناسان، واقعهای که قرار است به فیلم سینمایی تبدیل شود، پیشاپیش با رمزهای اجتماعی کدگذاری شده است (سطح واقعیت) و برای پخش فیلم، از رمزهای فنی استفاده میشود (سطح بازنمایی) و در نهایت با استفاده از رمزگان ایدئولوژیک، فیلم در مقولههای انسجام و مقبولیت اجتماعی قرار میگیرد.

سطح 1: واقعیت
یک واقعه که قرار است از تلویزیون پخش شود، قبل از پخش با رمزهای اجتماعی مثل ظاهر، لباس، چهره پردازی، محیط، رفتار، گفتار، حرکات سر و دست، صدا و … رمزگذاری شده است.
سطح 2: بازنمایی
رمزهای اجتماعی با رمزهای فنی ترکیب میشوند و با استفاده از وسایل الکترونیکی فنی مانند دوربین، نورپردازی، تدوین، موسیقی و صدابرداری، رمزهای متعارف بازنمایی را انتقال میدهند. رمزهای اخیر شامل عناصری دیگر مانند روایت، کشمکش، شخصیت، گفتگو، زمان و مکان، و انتخاب نقش آفرینان نیز میشوند.
سطح 3: ایدئولوژی
رمزهای ایدئولوژیک، عناصر فوق را در مقولههای «انسجام» و «مقبولیت اجتماعی» قرار میدهند. برخی از رمزهای اجتماعی عبارتاند از فردگرایی، پدرسالاری نژاد، طبقه اجتماعی، مادی گرایی، و سرمایه داری. این روش به تحلیل بینامتنی و توجه جدی به خارج از متن میپردازد و میتوان آن را جزء روشهای نشانهشناسی اجتماعی دانست.
نمادها مهم هستند اما معانی و مفاهیم و صد البته پیام فیلم مهمتر است. نمیشود آمد و لباس سفید را به شادی تعبیر کرد

راهبرد تفصیلی برای تحلیل فنی حکمی:
در این راهبرد، به منظور تحلیل دقیق و جامع فیلم یا انیمیشن، به مراحل زیر پیش میرویم:
۱. شروع به نقد و تحلیل کلیت آثار و سبک کارگردان مورد بررسی میکنیم و با حرکت از سطح نمودهای عینی و تکنیکهای مادی و فرم اثر سینمایی، به تحلیل خاص این اثر در ژانر مورد استفاده میپردازیم. نوع فرم انتخاب شده در ساخت اثر هنری، در نوع انتقال مفاهیم و احساسات به مخاطبان مؤثر است و این نکته در این جا مدّ نظر خواهد بود. برای این که به ذهن اجازه دهیم که دقیقتر فیلم یا انیمیشن را مورد تأمل قرار دهد، مراحل بعد را با دقت بپیماییم تا با انتزاع ذهنی بتوانیم تحلیل درستی از فیلم یا پویانمایی ارائه دهیم.
۲. در گام بعدی، به سمت فهم دقیقتر نوع فیلمنامه و تحلیل پیچ و خمهای روایی اثر حرکت میکنیم و تأثیرات این نوع فیلمنامهنویسی و ژانر انتخاب شده در روایت را بر مخاطب، مورد توجه قرار میدهیم. در این جا بهتر است که ارجاعات فرهنگی و نظام جانشینی و همنشینی را نیز بررسی کنیم.
۳. در مرحله بعد، به فهم معانی تکنیکهای مادی و ساختار فرمی و مؤلفههای زیبایی شناسانه هر اثر هنری پرداخته و برای درک دقیقتر، مطالعاتی در باب فرهنگ و تمدنی که این فیلم ماحصل آن است، داشته باشیم. ارجاعات فرهنگی، منطقهای، سیاسی، اقتصادی، علمی و… اثر را درست بفهمیم؛ مثلا در هند لباس عزا سفید است و در ایران سیاه رنگ. اگر این تفاوتها درست فهمیده نشود، شناخت سطحی ما از اثر نیز ناقص خواهد بود؛ چه رسد به این که بخواهیم به نقد و تحلیل اثر هنری نزدیک شویم. البته این شناخت فرهنگی و منطقهای و… در فهم دقیق پیچ و تابهای فیلمنامه و داستان و معانی و مبانی اثر نیز تأثیرگذار خواهد بود.
سپس، میتوانیم داستان یک اثر هنری را بازتعریف کرده و بدایع، هنر، نوع تأثیرات، استعارات و کنایات آن را در مییابیم. جهان داستان مانند جهان فیلم یا فیلمنامه نیست و فهم آن به فهم عمیقتر ما کمک میکند. برای فهم دقیق داستان، باید استعارهها و کنایات فرهنگی را که در آن داخل شده، دقیقاً بشناسیم و برداشت درون فرهنگی از آن داستان را لحاظ کنیم.
بعد از آن، با فهم منحنی احساسات و تعقل در جایجای داستان و فیلمنامه و فرم استفاده شده در فیلم، میتوانیم نقاط اوج و فرود داستان، تأکیدات مدّ نظر کارگردان و نویسنده و عوامل دیگر را به خوبی دریابیم. در اینجا نیاز به فهم دقیق عناصر و تحریک کنندههای فرهنگی احساس، در جوامع مختلف، خصوصأ جامعهای که اثر هنری در آن و جامعهای که اثر هنری برای آن خلق شده است، داریم. این مهم، در فیلمهای تبلیغاتی و آثار سفارشی و ایدئولوژیک مثل سینمای صهیونیسم مسیحی بسیار معنادارتر است. در این مرحله شاید بررسی دوباره موسیقی فیلم و نورپردازی و برخی نکات فنی نیز کمکیار منتقد است و بار روانی و ذهنی اثر مشخص میشود.
اکنون باید کوشید تا به لایههای مختلف معنایی اثر برسیم. لایههای عینی که بیشتر معانی سطحی را منتقل میکنند تا لایههای عمیقتر و پنهان اثر، از بررسی فرهنگ محیطی و المانهای نمادین و استعاری فیلم و گفتههای دست اندرکاران فیلم به دست میآید. این معانی میتواند شامل معانی اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، اسطورهای، دینی، راهبردی و روانی باشد. برای فهم این معانی نیز، نیاز به فهم معانی قراردادی و کهنالگوهای رایج و اساطیر و محیط سیاسی-فرهنگی جوامع و ضربالمثلهای رایج در جامعهای که اثر هنری در آن خلق شده است، داریم.
پس از مراحل قبلی و فهم دقیق معانی طرح شده در فیلم، فیلمنامه و داستان، به سمت فهم مبانی اثر هنری میتوان حرکت کرد. این مبانی شامل مبانی انسانشناسی، معرفتشناسی، هستیشناسی، خداشناسی، الهیات، فلسفه اجتماعی، فلسفه سیاسی و فلسفه اخلاقی هستند که مبنای هر اندیشه و هنری را تشکیل میدهند. برای فهم مبانی اثر هنری، باید به دنبال اشارات مستقیم یا غیر مستقیمی که در آن وجود دارد، بگردید. در بعضی موارد، عوامل خلق اثر هنری، بدون توجه لحظهای به این مبانی، اثری را خلق کردهاند، اما هر اثر هنری هویت و چیستی خود را به همین مبانی بستگی دارد. هنر در واقع بیرون ریختن درونیات هنرمند است و مبانی فکری هنرمند در اثر هنری خود را مینمایاند. این مبانی غالبا در تمام آثار یک کارگردان یا فیلمنامهنویس یکسان هستند، ولی ممکن است کارگردانی تغییر موضع معرفتی دهد که در نتیجه، مبانی آثار بعدی با قبل متفاوت میشود و رسوبات جهانبینی قبلی، در آثار بعدی مشهود است. همچنین، ممکن است کارگردانی اثری را بسازد که واقعا مبتنی بر مبانی ذهنی خودش باشد یا به دلایلی دیگر، حرفی را بزند که غیر از معارف ذهنی خودش باشد. در صورت دوم، اثر هنری، دلنشین و گویا نخواهد بود، لذا دیدن سایر آثار کارگردان و فیلمنامهنویس و دیدن مصاحبههای آنان، در درک و تحلیل دقیقتر از فیلم یا انیمیشنی که ساختهاند، مؤثر خواهد بود.
در اینجا، اصول معرفتی و ژرفساخت اثر هنری بیشتر به نمایندگی از هنر در مقابل هنرمند مورد بحث قرار گرفتهاند. با این حال، جداسازی هنرمند از اثر هنری دشوار است و بسیاری از آثار هنری، بدون دیدن نظر هنرمند، قابلیت تفسیری جز نیت مؤلف را دارند. برای تحلیل صحیح آثار هنری، لازم است که علاوه بر کاربلدی در فن و فرم، عقلانیت و هوشمندی و مطالعه جدی و تجربیات منتقد و مفسّر اثر هنری در حوزههای اندیشه و تاریخ و هنر و دین نیز در نظر گرفته شوند.
با تأکید بر حکمت نظری و عملی آخرین دین بر حق الهی، میتوان درباره تأثیر آثار هنری بر سلوک انسانها در مسیر حقیقت و راستی، چگونگی واگویهها و بازنماییها و محاکات اثر هنری و نسبتش با حقیقت وجود، به قضاوت نشست. با این حال، قضاوت متعصبانه و ایدئولوژیک با نگاه به دین و آئینی که کارگردان و سایر عوامل فیلم دارند، متفاوت است و باید با توجه به دین و آئین هر فرد به صورت منصفانه انجام شود. در نگاه حکمی، نگاه قاضی و داور اثر هنری، نگاهی از روی خیرخواهی و دلسوزی است و برای تعالی فرهنگی و تکامل همه جهانیان با توجه به زمینههای عقیدتی هر فردی است. از طرفی، در نگاه ایدئولوژیک، قاضی و داور اثر هنری فکر خود را محور قرار میدهند و همه را حول فکر خود میسنجند. بنابراین، نگاههای ایدئولوژیک بین منتقدان وابسته به اردوگاه سوسیالیسم و سرمایهداری پشتیبانان زیادی دارند و برخی نقد و تحلیلهای سینمایی، جز این که مُبَلّغان برخی آثار باشند، چیز دیگری در چنته ندارند.

آیا میتوانید برخی از معیارهای قضاوت در نقد هنری را بیان کنید؟
بله، در نقد هنری، برخی از معیارهای قضاوت عبارتند از:
- فن و فرم: این معیار برای بررسی تکنیکهای استفاده شده در ساخت اثر هنری، مانند طراحی، رنگ، کارگردانی، نویسندگی و … استفاده میشود.
- مضمون و محتوا: این معیار برای بررسی محتوای اثر هنری، شامل موضوع، پیام، ایده و ارزشهای انتقالی استفاده میشود.
- روایت و سبک: این معیار برای بررسی شیوه نویسندگی، کارگردانی و سبک داستانی و روایی اثر هنری استفاده میشود.
- اصالت و نوآوری: این معیار برای بررسی اصالت و نوآوری اثر هنری، از جمله ایدههای جدید و تازه، روشهای نوین و جدیدترین تکنولوژیهای استفاده شده در ساخت اثر استفاده میشود.
- ارزش هنری: این معیار برای بررسی ارزش هنری اثر، از جمله میزان اثربخشی، تأثیرپذیری، جذابیت و جایگاه هنری آن استفاده میشود.
- نقد و تحلیل: این معیار برای بررسی تحلیلی و نقادانه اثر هنری، از جمله تحلیل داستان، تحلیل شخصیتها، تحلیل فنی و تحلیل مضمون استفاده میشود.
این معیارها ممکن است بسته به نوع هنر، مانند نمایشنامه، فیلم، نقاشی، موسیقی و …، تغییر کنند. همچنین، برای ارزیابی بهتر اثر هنری، میتوان از چندین معیار همزمان استفاده کرد.


محمد مهدی ستوده، پژوهشگر، کارگردان و تهیه کننده تئاتر و سینما است که در حوزههای مختلف این صنعت فعالیت دارد. وی علاقه زیادی به روشناسی و سینما دارد و تلاش میکند تا این دو علاقه را با هم ترکیب کند.
محمد مهدی ستوده به عنوان مدرس دوره های بازیگری، فن بیان، گویندگی و مهارتهای مرتبط با حوزه سینما، فعالیتهای آموزشی خود را همراه با کارگاهها و آموزشهای بسیاری برای علاقهمندان به این حوزه انجام میدهد.
وی همچنین به عنوان یک پژوهشگر، در حوزه سینما و روشناسی فعالیت میکند و تحقیقات بسیاری در این زمینه انجام داده است. او صاحب تالیفات و مقالات بسیاری است که در زمینه سینما و روشناسی منتشر شدهاند.
همچنین، محمد مهدی ستوده در حال حاضر به عنوان یک کارشناس در صنعت سینما و بر روی سیستمهای هوشمند کار میکند. او به دنبال بهروزرسانی و بهینهسازی فرایندها و فناوریهای مرتبط با سینما و صنعت هنری است.
با توجه به تلاشهای بی وقفه او در حوزه سینما و روشناسی، محمد مهدی ستوده به یکی از شخصیتهای مهم و تأثیرگذار در صنعت سینمای ایران تبدیل شده است.