آشنایی با کهن الگو ها
کهن الگو چیست و چه اهمیتی دارد ؟
آشنایی با کهن الگو ها یکی از مهم ترین وظایف هر نویسنده است ،شخصیتسازی در داستاننویسی یکی از مهارتهای اساسی نویسندگان است. خلق شخصیتهایی که نهتنها تاثیرگذار، بلکه خاص و منحصربهفرد هستند، برای هر نویسنده اهمیت دارد.
برای خلق شخصیتهای خوب در داستان، یکی از راههای موثر، آشنایی با الگوهای شخصیتی که در جهان شناخته شده و مورد توجه هستند، است. با استفاده از الگوهای شخصیتی که در دسترس هستند و با اضافه کردن کمی ذوق هنری و نویسندگی، میتوانیم شخصیتهایی را خلق کنیم که به یادماندنی و شناخته شده باشند. این کار میتواند به نویسنده کمک کند تا داستان خود را به شکل بهتری بنویسد و جای خالی در آن را پر کند.
در اینجا، میخواهیم شما را با ۱۲ الگوی شخصیتی به نام “کهن الگوهای شخصیتی یونگ” آشنا کنیم. شناخت و درک این الگوها میتواند به نویسندگان کمک کند تا کیفیت داستان نویسی و نوشتن خود را بهبود بخشند.
کارل یونگ، روانپزشک و روانکاو سوئیسی، باور داشت که داستانسرایی و اسطورهسازی بخشی جداییناپذیر از فرآیند رشد بشریت است. برای او، در مرکز داستانهای ما شخصیتهایی قرار دارند که بدون در نظر گرفتن فرهنگ، رسوم یا زبان، در داستانهایمان بارها و بارها ظاهر میشوند و برای همه مردم قابل درک و پذیرش هستند، بدون توجه به موقعیت، شرایط و جغرافیا.
وجود این کهن الگوها به نوعی بخشی از درک و شناخت غرایز ما به عنوان انسان و یادآور اصالت وجودی خودمان هستند. استفاده از آنها در داستانهایمان باعث زنده شدن غریزه درونی در مخاطب و همراهی و همدلی او تا انتهای داستان میگردد.

در اینجا، میخواهیم شما را با ۱۲ الگوی شخصیتی که به نام “کهن الگوهای شخصیتی یونگ” شناخته میشوند، آشنا کنیم. با شناخت این الگوها، شما میتوانید برای شخصیتسازی در داستانهای خود از آنها استفاده کنید. این روش، روشی امتحان شده در نوشتن داستانهایی ماندگار و خلاقانه است که بسیاری از نویسندگان موفق دنیا از آن استفاده کردهاند.
کهن الگو یا آرکتایپ – Archetype چیست؟
کهن الگوهای شخصیتی یا آرکتایپ Archetype به مجموعهای از ویژگیها، الگوها و خصوصیات رفتاری برتر و شناخته شده جهانی گفته میشود که از بدو تولد با ما هستند و در زندگی ما نقش دارند. این الگوها برای همه قابل درک و شناسایی هستند و درون همه ما وجود دارند. آنها نیز مانند مردمِ معمولی، نقاط قوت و ضعفی دارند و منحصر به فرد نیستند.
بخشی از جذابیت این الگوها این است که از نسل به نسل منتقل میشوند و تاریخ نشان داده که آنها همچنان در داستانها و فرهنگ ما وجود دارند. به عنوان مثال، الگوی شخصیتی قهرمان در تمام داستانهایی که برای خیر و نیکی میجنگد، نقش دارد.
این الگوها برای ساختاردهی داستانها و شخصیتها بسیار مهم هستند و به عنوان یک الگوی قدیمی و شناخته شده، همچنان در هنر، فرهنگ و زندگی ما ادامه دارند.
کهن الگوهای شخصیتی کارل یونگ چرا اهمیت دارند؟
شناخت کهنالگوها از این جهت اهمیت دارد که به نویسنده کمک میکنند شخصیتهایی را خلق کند که مخاطب بتواند با آنها ارتباط بگیرد. شخصیتهایی که باورپذیر و قابل درک باشند.
کمک گرفتن از کهنالگوها باعث میشود مخاطب بتواند پا در فضای داستان بگذارد و جهان شخصیتهای قصه را بهتر درک کند.
یکی از مهمترین چالشهای نویسندهها، خلق شخصیتهایی باورپذیر و درک شدنی است. شخصیتهایی که رفتارهایشان توجیه منطقی داشته باشد و مشابه رفتار سایرین، در شرایط مشابه باشد. در واقع قهرمان قصه از انسانهای دیگر جدا نیست و خلق چنین شخصیتی برای هر نویسندهای، یک چالش جدی محسوب میشود.
یادگیری کهنالگوها به ما کمک میکند تا مطمئن شویم شخصیتهایی که خلق کردهایم، یکپارچه هستند و ویژگیهای متعارضی ندارند. کهنالگو طرحی را در اختیار ما قرار میدهد تا مطمئن شویم، خوانندگان رفتار قهرمانِ قصه را باور میکنند و میپذیرند؛ چرا که رفتار شخصیت قصه، ناشی از یک مجموعه خصلتهای روانی یکپارچه است.
در ادامه مفصل به ۱۲ کهنالگو میپردازیم و با ذکر مثالهایی از ادبیاتِ داستانی و فرهنگهای متداول تعریف خواهند شد.
تفاوت کهن الگوهای شخصیتی با شخصیتهای کلیشهای چیست؟
اگرچه کهن الگوها نمونه معمولی از انواع خاصی از شخصیتها هستند، اما آنها شخصیتهای کلیشهای نیستند. کلیشهها شخصیتهای بیش از حد ساده شدهای هستند که معمولاً با تعداد کمی از ویژگیها تعریف میشوند و اغلب برای کاریکاتورهای منفی در نظر گرفته میشوند. شخصیتهایی که برای ایجاد هرجومرج، بهخصوص در جلوههای کمیک و طنز داستانها استفاده میشوند. آنها برای مخاطب آشنا هستند و حدس زدن رفتار بعدی آنها کار سختی نیست.
برای اینکه داستان ما گرفتار این نوع شخصیتها نشود هر چند آنها هم برای داستان لازم هستند، باید کهنالگوهای شخصیتی را بشناسیم تا به کمک آنها شخصیتهایی حقیقی و قابل درک برای خواننده خلق کنیم. شخصیتهایی که رفتارهایشان بر خلاف شخصیتهای کلیشهای قابل پیشبینی نباشد
۱۲ شخصیت کهن الگو در داستان نویسی
– شخصیت فرمانروا
فرمانروا کسی است که غرق در قدرت خود شده، حتی ممکن است خود را از پا درآورد. او همواره برای خود رقیب میتراشد و آماده است تا به میدان نبرد برود. معتقد است باید همیشه پیروز میدان باشد، این کهنالگو در طرح داستان فرصتهای بیشماری را خلق میکند، معمولن به عنوان ضد قهرمان در داستان ظاهر میشود.
۱. در نمایش نامه Hamlet نوشته ویلیام شکسپیر، شخصیت هملت به عنوان یک قهرمان شناخته میشود. او با مبارزه با فساد و بدی، به جایگاهی ارزشمند دست پیدا میکند.
مهمترین نقطهقوت این کهنالگو، جایگاه و قدرت تدبیر اوست. او کاریزماتیک است و مهارتهای لازم را برای یک رهبر موفق بودن دارد. ممکن است دچار نوعی سوءظن باشد و گمان کند دیگران درحال تبانی هستند تا قدرت او را تصاحب کنند. او کمی محتاط است و چندان شباهتی با سایر انسانهای اطرافش ندارد.
نکته: کهنالگوی فرمانروا را میتوان در داستان، در قالب یک رئیس، رهبر، پادشاه و یا یک وزیر قرار داد.

–کهنالگوی خالق
کهنالگوی خالق، به شکل یک هنرمند ظاهر میشود و از خلاقیت خود برای خلق اثرهای الهامبخش و دائمی استفاده میکند. هدف او این است که ارزشی را از طریق هنرش القا کند. هنرهایی مانند نقاشی، موسیقی و مجسمهسازی از جمله هنرهایی هستند که او به آنها مسلط است.
مهمترین نقطه قوت کهنالگوی خالق، خلاقیت ذاتی و ژرفاندیشی او در درک عمیق رویدادهاست. اما او دارای نقاط ضعفی نیز است، مانند میل به قربانی شدن در راه آرمانهایش و یکدندگی بیش از حد در پی نیل به هدفهای والاتر، که مهمترین نقطهضعف اوست.

کهنالگوی حکیم
کهنالگوی خردمند، دانش خود را به دیگران ارائه میدهد و آن را در اختیار آنها قرار میدهد تا شانسشان را برای رسیدن به موفقیت افزایش دهد. معمولاً او از دانش و تجربیات خود برای جلوگیری از هرجومرج استفاده میکند و در بهبود کارایی دیگران کمک میکند. این کهنالگو، به عنوان یک مربی، معلم، دانشمند و یا مشاور، نقش مهمی در رشد و توسعه قهرمانان و شاگردانش بازی میکند.
بزرگترین نقطه قوت این کهنالگو، خردمندی است که باعث میشود او از درک بالایی برخوردار باشد و بتواند به بهترین شکل ممکن به دیگران کمک کند.

کهنالگوی معصوم
کسی است که همهی خوبیهای جهان را در خود جمع کرده است. به نوعی از ناخالصی منزّه است، همواره برای خود و دیگران آرزوی شادمانی دارد. معمولن در قالب یک کودک نشان داده میشود.
از کهنالگوی معصوم برای ایجاد احساس شفقت در خوانندهگان، حتی آنهایی که بیتفاوت هستند، استفاده میشود. البته این کهنالگو مصون از رنجکشیدن نیست و ممکن است در فضای داستان با چالشهای هولناکی نیز مواجه شود.
مثال: کاراکتر «پیپین» در «ارباب حلقهها»، کاراکتر «دوری» در انیمیشنِ «در جستجوی نمو» و همچنین کاراکتر «لایرا» در داستان «نیروی اهریمنی» (البته لایرا در طول داستان از کهنالگوی معصوم، به قهرمان تبدیل شد.)
کهنالگوی معصوم، در داستانها در نقشهای کودک، نوجوان، عارف و یا یک شخصیت سادهلوح نشان داده میشود.

کهنالگوی جوینده
این الگو نماد یک فرد ریسک پذیر و همواره در جستجوی کشف گذشتهی نامعلوم و مبهم است. او به دنبال تجربههای جدید میرود و به آزادی بیشتر تمایل دارد. بزرگترین نقطه قوت این الگو، حس کنجکاوی ذاتیاش است. او به دنبال پاسخ به سوالات است و به توسعه فردی اهمیت زیادی میدهد.
نقطه ضعف این الگو، میل به بیهدفی است که ممکن است باعث شود وصلههای ناجور شناخته شوند، به خصوص در روابط دوستی یا رابطه با پارتنر قابل اعتماد.
مثالهای برجسته برای این الگو شامل کاراکتر “ادیسیوس” در داستان “ادیسه”، کاراکتر “آریل” در داستان “پری کوچک دریایی” و کاراکتر “جیمز” در داستان “جیمز و هلوی غولپیکر” هستند.
این کهنالگوی جوینده ممکن است در قالب شخصیتهایی مانند مکتشف، خانهبهدوش یا یک مسافر در داستان ظاهر شود.

کهنالگوی طغیانگر
این الگو نماد فردی است که با ذهنیتی زندگی میکند که قوانین وجود دارند تا نقض شوند. همواره میل و کششی درونی او را به سمت نقض قوانین هدایت میکند و برای انجام کارش به دلایلی مانند انتقام یا طغیان نیاز دارد. او تا جای ممکن به قوانین بیاعتناست و معمولا به عنوان سرکردهی یک گروه شورشی عمل میکند تا وضعیت موجود را سرنگون کند.
مهمترین نقطه قوت این الگو، استقلالی است که دارد. او برای رسیدن به اهدافش، لجوج و سرسخت است و این ویژگیها ممکن است باعث شود که خودشیفته باشد و دست به اعمال مجرمانه بزند. اگر انگیزهی خود را برای رسیدن به اهدافش از دست بدهد، تمایلش برای کشیده شدن به سمت رفتارهای مجرمانه بیشتر میشود.
مثالهای برجسته برای این الگو شامل کاراکتر “کتنیس” در داستان “بازی گرسنگی”، “رابین هود”، “سیریوس” در “هری پاتر” و “الی وود” در داستان “بلوند قانونی” هستند.
شخصیتهای انقلابی، قانونشکن و معترض، داستان خود را با الگوی طغیانگر به تصویر میکشند.

کهنالگوی قهرمان
شخصیتی که همه را نجات میدهد و با مهارتهای ذاتی و شخصیتیاش همهی چالشها را مدیریت میکند، به عنوان کاراکتر مثبت معمولا در داستان حضور دارد و تجسم یک شخصیت مهم و ارزشمند در جامعه است.
مهمترین نقطهی قوت شخصیت قهرمان، شجاعت و دلیری اوست. او توانایی جسمی یا روحی خود را به نحوی به کار میگیرد که باعث ایجاد رعب و وحشت در صف دشمنان میشود. گرچه ممکن است کمی خودرای باشد، مغرور به نظر برسد و به قول معروف باد کرده باشد.
مثالهای برجسته برای این الگو شامل کاراکتر “هرکول”، “آشیل”، “سوپرمن”، “هری پاتر” و کاراکتر “آفرد” در داستان “سرگذشت ندیمه” هستند.
میتوانید کهنالگوی قهرمان را در داستان خود در قالب یک جنگجو، سلحشور، سوپر قهرمان یا قاتل اژدها وارد کنید.

کهنالگوی افسونگر یا جادوگر
این شخص به عنوان یک جادوگر شناخته میشود و دانش منحصر به فردی در زمینه جادو دارد. او از قدرتهای ماورالطبیعی یا باستانی بهره میبرد و کلید دستیابی به اهداف بزرگ را در دست دارد. مهمترین نقطه قوت او درکی است که از جهان هستی دارد و تواناییاش در رمزگشایی راز جهان است.
بیشتر در زمان انجام جادو، دستورالعملی را دنبال میکند تا قدرت خود را ساماندهی کرده و تاثیر جادو را افزایش دهد. ممکن است با راهحلهای مبتکرانه مشکلات را حل کند، اما گاهی این تصمیمات ناخواسته و غیرعمدی تبعاتی را نیز به همراه دارد. نقطه ضعف او، گستاخی و خیرهسری است که ممکن است نتایج و آسیبهای ناخواسته را به دنبال داشته باشد.
مثالهای برجسته برای این الگو شامل کاراکتر “دارت” در داستان “جنگ ستارگان” که قدرت او را فاسد و ویرانگر کرده است، “گاندلف” در داستان “ارباب حلقهها” و “پروسپرو” در کتاب “طوفان” هستند. همچنین “شرلوک هولمز” هم میتواند در قالب کهنالگوی جادوگر نشان داده شود، اگرچه توانایی او بیشتر ذهنی بود تا ماورالطبیعی. نکتهی قابل توجه این است که الگوی جادوگر میتواند در قالب یک کاهن، حکیم قبیله و یا مخترع نیز نشان داده شود.

کهنالگوی شوخ یا دلقک
این شخصیت گاهی به عنوان یک طناز شناخته میشود و گاهی هم به عنوان یک حقهباز. او ممکن است المانهای یک دلقک را داشته باشد، اما همیشه اینطور نیست. گاهی واقعیتهای زندگی را مطرح میکند و به شعار معروف “شما فقط یک بار زندگی میکنید” پایبند است.
مهمترین نقطه قوت الگوی کهن دلقک، توانایی او در شاد زیستن است و گاهی دیگران را به سمت مفاهیم عمیقتر سوق میدهد. او ممکن است گاهی سطحی و کممایه ارزیابی شود، اما خوانندگان معمولاً او را دوست دارند. گاهی او حوصله سر بر میشود به دلیل سطحیبودن و گاهی هم نفرتانگیز به نظر میرسد. در بعضی موارد ممکن است باعث هدر رفتن زمان شود.
این الگوی دلقک در بسیاری از داستانها به صورت کاراکترهای مختلفی نمایش داده شده است، مانند “فول” در “شاه لیر”، “ویزلی” در “هریپاتر”، “تیمون و پومبا” در “شیرشاه” و “جوی” در سریال “دوستان”. نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که کهنالگوی دلقک در قالب یک آدم خرفت، جوکر یا کمدین در داستان ظاهر میشود.

کهنالگوی سهلگیر
این شخصیت کسی است که توانایی ارتباط برقرار کردن با خوانندگان را دارد و به عنوان یک شخصیت عادی برای همه قابل درک است. او چیزی را سخت نمیگیرد و به راحتی میتواند همه را دور هم جمع کند؛ مهمترین نقطه قوت او توانایی منحصر به فردش در ایجاد همبستگی است. او ساده و بیتکلف است و به راحتی میتوان از او را فردی خوش شانس دانست.
اگرچه این شخصیت ممکن است همه چیز را از زاویهی دید خود ببیند و به نتیجهگیری یکطرفه برسد؛ اما همواره تلاش میکند کسی باشد که بقیه دوستش داشته باشند. مهمترین نقطهضعف او این است که توانمندی خاصی ندارد و در برخی شرایط سخت، ممکن است کارآمدی نداشته باشد.
شخصیتهایی مانند همسایه، یک شهروند عادی و یا یک انسان معمولی نیز برای به تصویر کشیدن الگوی سهلگیر مورد استفاده قرار میگیرند. مثالهایی از این شخصیتها عبارتند از: “بیلبو” در داستان “هابیت. یک سفر غیر منتظره”، “آرتور” در داستان “راهنمای کهکشانها”، “گویندهی داستانِ باشگاه مبارزه” و “فیلیپ جفری” در سریال “فیوچراما. آیندهنما”.

کهنالگوی عاشقپیشه
شخصیتی که رمانتیکترین است. ایدههای بسیاری برای عاشق شدن دارد. فارغ از اینکه چه شخصیتی در داستان دارد، بزرگترین رسالت و هدف خود را یافتن عشق و نگهداشتن آن میداند. مهمترین نقطهقوت او شور و سرسپردگی است. چیزی که از آنها یک پارتنر یا همراه قدرتمند و قابل اعتماد میسازد. اگرچه گاهی ممکن است این سرسپردگی منجر به قربانی شدن او در راه عشق، یگانگی، زندگی یا آزادی گردد. نقطه ضعف دیگر او، رفتارهای غیر منطقی است. او گرایش عجیبی به سادهدلی دارد و همواره معتقد است عشق بر همه چیز پیروز است.
مثال : رومئو و ژولیت، کاراکتر ادوارد در داستان گرگومیش، جک و رز در فیلم تایتانیک.
کهنالگوی عاشق پیشه میتواند در قالب یک پارتنر، دوست صمیمی یا همسر ظاهر شود.

کهنالگوی مراقب
این شخص نقش یک پرورشدهنده را بازی میکند که معمولاً به صورت یک مادر ظاهر میشود، اما جنسیتش میتواند مردانه هم باشد و یک مرد نیز میتواند نقش مراقب را برعهده داشته باشد. او نقش یک حامی را بازی میکند، مانند یک دوست صمیمی، یک همسر، والدین یا حتی قیم.
مهمترین نقطه قوت این الگوی کهن، خودگذشتگی است. این شخص همیشه به دیگران اولویت میدهد و تمرکزش بر وفاداری و شرافت است. او احساس رهبری کردن نمیکند و تمایلی به بلندپروازی ندارد.
مثالهایی از این شخصیتها عبارتند از: “ساموایز” در “ارباب حلقهها”، کاراکتر “هانی” در داستان “ماتیلدا” و کاراکتر “ماری پاپینز”.
![]()
حال بیاید به کهن الگو های شخصیتی بر اساس الهه های یونان باستان بپردازیم
-
تیپ شخصیت کهن دیمیتر
در صورتی که نمره کسب شده شما بالا باشد میزان نزدیکی خصوصیات رفتاری و شخصیتی شما به این تیپ کهن نزدیک خواهد بود.
زنانی که دارای این الگو کهن هستند عموما مهربان هستند و دوست دارند دیگران را خوشحال کنند. دارای روحیه حساس و لطیفی بوده و خیلی زود احساساتی شده و تاثیر پذیر هستند. حس همدلی بالایی دارند با نارحتی دیگران ناراحت شده و با خوشحالی آنها خوشحال می شود. عاشق کارهای هنری و خانگی بوده و دنبال بروز احساسات خود از طریق نمایش کارهای خود هستند. به عنوان یک زن با وفا برای دوستان و همسر و فرزند هستند.

-
تیپ شخصیت کهن آتنا
این تیپ از زنان منطقی هستند. بیشتر از روی عقل تصمیم گرفته و کمتر احساساتی می شوند. این تیپ شخصیت زنان معتقد هستند که تمام احساسات باید تابع منطق بوده و کنترل شده باشند. در مشکلات و سختی های زندگی نسبت به دیگر زنان بهتر عمل می کنند. عاشق مردان قدرتمند و با نفوذ و مسئولیت پذیر هستند. این تیپ از زنان دوست دارند به جای هم صحبتی با زنان با مردان هم صحبت شوند اما علاقه ای به رابطه جنسی و احساسی با مردان ندارند.

-
تیپ شخصیت کهن آرتمیس
عاشق آزادی و استقلال هستند. نمی خواهند کسی جلوی آنها نسبت به کاری که قصد انجام را دارند قرار بگیرد. با هر مانع و مشکلی نسبت به کاری که باید انجام دهند وجود داشته باشند مبارزه می کنند.
این تیپ شخصیتی میتواند هر چیزی که ارتباطی با اهداف خود ندارد نادیده گرفته و به راحتی از آن عبور کنند. به نظرات و قضاوت دیگران اهمیتی نداده و سمج هستند. برای رسیدن به هدف خود از مشکلی نترسیده و انعطاف بالایی دارند.

-
تیپ شخصیت کهن آفرودیت
زنانی که به زیبایی و خودخواهی مشهور هستند. این زنان دوست دارند در مجالس عروسی و مهمانی بدرخشند و نظرات دیگران را جلب کنند. عاشق سفر، خوشگذرانی و مسافرت و استراحت هستند. تجملگرا و مد پرست بوده و دوست دارند همیشه متفاوت از دیگر زنان باشند.

-
تیپ شخصیت کهن هرا
این زنان نمونه بارز یک زن خانه دار هستند. عاشق همسر داری و زندگی هستند. آنها اعتقاد دارند یک زن تنها با ازدواج به تکامل رسیده و قابل تقدیر است. اگر دختر داشته باشند او را سریع به همسری می دهند. همیشه در ظاهر خود و حضور در مهمانی با همسر خود دوست دارند نشان دهند یک همسر مهربان و خوبی دارند.
آنها دوست دارند خانواده او سرآمد همه باشد. همسر و فرزندانشان به جایگاه عالی در زندگی رسیده باشند. عاشق تجملات بوده و تجمل گرایی را نوعی رقابت با دیگر همسالان خود می داند. ملکه گرا هستند و شخصیت برونگرایی دارند . می توانند دوستان زیادی برای خود جذب کنند و توانمندی خود را نمایش دهند.

-
تیپ شخصیت کهن هستیا
زنانی معنوی و صلح طلب هستند. زیاد اهل گفت و شنودهای زنانه نیستند و دوست دارند در آرامش کارهای خود را انجام دهند. خانه داری را دوست دارند. سختی و ناکامی زندگی را می پذیرند. عاشق عبادت خدا در سکوت و آرامش هستند.
این تیپ زنان درونگرا و کم حرف هستند. زیاد اهل جمع نبوده و از ظاهر آرامی برخوردار هستند. اهل قضاوت دیگران نبوده و همیشه سعی میکند در کار دیگران دخالت نکند.

-
تیپ شخصیت کهن پرسفون
به دلیل ترس و اضطراب مسئولیت گریز هستند. دوست دارند همیشه دختر پدر و مادرشان باشند. چهره بچه گانه ای دارند و دوست دارند همه او را دختر فرض کنند. به علت اینکه نسبت به سن از چهره بچه گانه ای برخوردار هستند همه از اینکه در این سن بالا جوان مانده تعجب میکنند.
عاشق طبیعت گردی، مسافرت و گشت و گذار هستند. از رنگ صورتی و سبز بسیار خوششان می آید. کودک درون آنها بسیار فعال است. شاد و پر انرژی بوده و دوست دارند اطرافیان آنها نیز مانند خودشان باشند.
آشنایی با خصوصیات تیپ شخصیتی یا آرکتایپ مردانه با استفاده از تست کهن الگو

-
تیپ شخصیت کهن هفاسیتوس
این تیپ شخصیتی فردی درونگرا و اخلاق مدار هستند. از جمع بیزار بوده و عاشق تنهایی است. دنبال خلاقیت و زیبایی بوده و عموما ذات هنری بسیار مناسب این تیپ شخصیتی است.
اشخاصی مانند سعدی، سهراب سپهری، فرشچیان، کمال الملک و لئوناردو داوینچی و غیره جزی از تیپ شخصیتی هفاسیتوس هستند. این تیپ شخصیتی افرادی خیال پرداز بوده و حس شدید درونگرایی با آنها قدرت بیشتری در انجام کارهای هنری می دهد.

-
تیپ شخصیت کهن آرس
این مردان اهل ریسک و هیجان بالا هستند. دوستان زیادی دارند و بیشتر وقت خود را وقف دوستان خود میکنند. به راحتی می توانند با دیگران ارتباط برقرار کرده و نسبت به انجام همدلی برای دوستان و آشنایان پیشرو هستند. در تصمیم گیری های خود عجول بوده و عجول بودن باعث می شود تصمیمات غلطی بگیرند. خیلی زود عصبانی شده و ممکن است در هنگام عضابنیت رفتار مخاطره آمیزی داشته باشد.
این افراد برونگرا هستند. رفیق باز بوده و برای آنها مرام و معرفت زیادی خرج می کنند. اولین هدف آنها دوستان هستند و دوست دارند بیشتر وقت خود را دوستان خود طی کنند.

-
تیپ شخصیت زئوس
مدیران و کارآفرینان موفقی هستند. دوست دارند بر محیط خود مسلط باشند. به دلیل اینکه در کهن الگو او را خدای آسمان نام می برند تاکید زیادی بر انجام کارها بر اساس منطق و قدرت کنترل دارد. از اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستند. قدرت و فن بیان خوبی دارند و زندگی آنها بر پایه ثروت، قدرت و شهرت بنا نهاده شده است.
در امور اقتصادی مهارت بالایی دارند. دنبال موقعیت های برتر بر اساس شایسته سالاری بوده و دوست ندارند از روش های چاپلوسانه به جایگاه بالا برسند. کارهای آنها بر اساس شایسته سالاری بیرونی و درونی اتفاق می افتد. دوست دارند برای خود و خانواده بهترین امکانات رفاهی را تامین کنند.

-
تیپ شخصیت هرمس
مردانی خونسرد و آرام هستند. سعی می کنند بدون استرس کارهای خود را انجام دهند و نمی خواهند منطقه امن خود را رها کنند. اهل مسائل سیاسی و مذهبی نبوده و دوست ندارد زمان خود را صرف چنین کارهایی کنند. مهارت بالا در انعطاف شخصیتی داشته و می توانند به راحتی نقش های اطرافیان خود را تقلید کرده و کار آنها را انجام دهند. قادر هستند در طول یک روز در حالت های مختلف ظاهر شده و در انجام هر کار به نحوه احسن عمل کنند.

-
تیپ شخصیت پوزیدون
نمادی از دریا و هیجان بی منطق است. به جز و مد دریا پوزیدون می گویند. این تیپ شخصیتی افرادی عاطفی و احساساتی هستند که دوست دارند جایگاه خود را در نزد خانواده به شکل اعلا داشته باشند. درونگرا است و دوست ندارد احساسات خود نسبت به خانواده یا همسر را بروز دهد. زیاد اهل گفتگو با خانواده نبوده و به ندرت نظر و مشورت خانواده را برای کار خود می پرسد. تیپ پدر سالاری براندازه پوزیدون است.

-
تیپ شخصیت هادس
نماد درونگرایی و نشانی از دنیای مردگان و جهان زیر زمین است. افرادی مانند آلبر کامو و صادق هدایت نمادی از این تیپ شخصیتی هستند. هادس روی الگوی غم، غصه و سوگ بنا نهاده شده است. این تیپ شخصیتی کمرو و انزواطلب است. دوستان و خانواده شناخت کافی از روحیات او ندارند و به دلیل ساکت بودن کمتر احساسات خود را بروز می دهد. به قدرت و ثروت علاقه ای ندارد. نقطه مقابل شخصیت زئوس است.

-
تیپ شخصیت دیونوسوس
به مردانی که زمان حال برای آنها بهتر از آینده نگری است. دوست دارد لذت زندگی را همان حال تجربه کند. بدون قاعده هستند. مرز قانون و حد را نمی شناسند. دوست دارند روی تفکر خود بوده و یا توقع چرخش روزگار به کام خود دارند. مسئولیت پذیریی کمتری دارند. علاقه ای به ثروت اندوزی ندارد و ولخرج است.

-
تیپ شخصیت آپولو
این تیپ از مردان کاملا اخلاق مدار، قانون مند و مسئولیت پذیری بالا دارند. دوست دارند کارهای خود را بر اساس برنامه و اهداف مشخص جلو ببرند. نظم، اراده و پشتکار بالا از خصوصیات این تیپ مردان است. عاشق موسیقی کلاسیک بوده و دوست دارد در جامعه ای که شایسته سالاری بر آن حکم فرما است زندگی کند. عاشق عدالت و نظم و قانون مداری هستند.
در نگاه کلی الگوی آپولو قانونمند و هدف دار است. مردی منطقی و کنجکاو با عشق به یادگیری هستند. به قانون تساوی زن و مرد اعتقاد دارد. تنها ضعف او کودک درون ضعیف و عدم مهارت خوب در بیان احساسات است.
