یکی از مهم ترین قدم ها برای هر هنرمندی در عرصه سینما و تئاتر یادگیری اصطلاحات مربوط به آن است

دالی این (Dolly In)
حرکت دوربین به جلو و نزدیک شدن به سوژه
دالی بک (Dolly Back)
حرکت دوربین به عقب و دور شدن از سوژه
جلوه سرگیجه (Vertigo Effects)
جلوهای که برای اولین بار در شاهکار آلفرد هیچکاک یعنی فیلم سرگیجه استفاده شد. در این جلوه با تراک همزمان رو به عقب و زوم رو به جلو، سوژه واقع شده در مرکز تصویر ثابت باقی میماند؛ در حالی که اشیا و موجودات اطرافش دچار اعوجاج میشوند و بدین ترتیب حس سرگیجه القا میگردد.
زوم (Zoom)
با استفاده از لنز زوم، بزرگنمایی اشیا و عناصر موجود در صحنه افزایش (Zoom In) و یا کاهش (Zoom Back) داده میشود.
نمای اصلی (Master Shot)
اجرای مداوم و بدون قطع کل صحنه. قاب این صحنه تا حدی باز فیلمبرداری میشود که همه عناصر صحنه را در قاب بگیرد. سپس صحنه مجدد اجرا شده و نماهای دیگر طبق دکوپاژ کارگردان یک به یک فیلمبرداری شده و در تدوین با نمای اصلی ادغام میشوند.
هلی شات (Heli Shot) : نمایی که با نصب دوربین روی هلی شات و با پرواز هلیکوپتر (هلیکوپترهای سرنشین دار و یا هلیکوپترهای کوادکوپتر یا کنترل از راه دور) فیلمبرداری میشود. امروزه بسیاری از کوادکوپترها خودشان دوربین بسیار باکیفیت دارند.
لانگ شات (Long Shot):
به طور کلی لانگ شات به مساحت قابل ملاحظهای در اطراف موضوع فیلم یا گفته میشود. در این تصویر دوربین فاصله بسیاری تا موضوع دارد و یک شی یا یک شخص را در ارتباط با محیط اطرافش نشان میدهد. این نما گاهی به نام نمای کامل معرفی میشود. بهطور کلی لانگ شات انتقال و عبور از منظره عمومی است.
اکستریم لانگ شات (Extreme Long Shot)
اکستریم لانگ شات یا اکستریم واید شات نمای کاملا دور یا نمای بسیار باز است که یک فاصله دور را به چشمان بیننده و مخاطب پیوند میزند. این نما معمولا به عنوان نمای آغازین (Establishing Shot) نیز به کار برده میشود. دلیل آن هم این است که اغلب مواقع مناظر و ساختمانهای عظیم بیرونی را نمایش میدهد. نمای آغازین در ابتدای روایت میتواند حال و هوای داستان و فضای ماجرا و همچنین نمادهای منطقه و خصوصیات خاصی را نمایش دهد و به مخاطب اطلاعات بیشتری در مورد محتوای داستان ارائه کند. اکستریم لانگ شات محیط اطراف یک کاراکتر را نمایش داده و یک کاراکتر را در یک منظره و محیط عظیم احاطه میکند که در واقع نمایش مقیاس، فاصله و مکان است. وقتی کاراکتر در این شات قرار میگیرد میتوان از سر تا پای کاراکتر با فضای پیرامون او را نمایش داد. تنها تفاوت واقعی که اکستریم لانگ شات با لانگ شات این است که کاراکتر در این نما حضوری ضعیفتر و کمرنگتری دارد.
کلوزآپ (Close-up)
نمای درشت از چهره انسان از زیر چانه تا بالای سر را کلوزآپ می نامند. این نما گویای حالات خاص فرد در موقعیتهای متفاوت است و برای تاثیرگذاری بیشتر بر بیننده مورد استفاده قرار میگیرد. ازاین نما برای تاکید بیشتر صحبتهای شخص استفاده میشود. در نمای کلوزآپ محیط اطراف بهطور ناواضح است و تاثیری بر بیننده ندارد. لنز برای ثبت نماهای کلوزآپ باید قادر به فوکوس در فاصله نزدیک باشد.
اکستریم کلوزآپ (Extreme-Close Up)
تصویر در اکستریم کلوزآپ یا نمای خیلی نزدیک جلوتر میرود و از نمایی نزدیکتر از صورت سوژه فیلمبرداری میشود. در اکستریم کلوزآپ اغلب چیزی بیش از چشمان سوژه نشان داده نمی شود. برای مثال به یک فیلم وسترن کلاسیک فکر کنید که در آن دو شخصیت قبل از دوئل به یکدیگر خیره شدهاند. این شات توجه بیننده را به ویژگیها و حالاتی از چهره جلب میکند که در یک تصویر از نمای دور دیده نمیشود.
اینسرت (Insert)
درشتترین نما در سینما است. این نما برای اندام انسان و گاهی اشیاء کاربرد دارد. اینسرت شامل نمایی از چشمها، لبها و دست فردی است و با لنز تله یا زوم فیلمبرداری میشود. کوچکترین حرکت در این نما کاملا مشخص میشود و از لحاظ حسی بیشترین تاثیر را در مخاطب دارد. اینسرت اشیاء برای نشان دادن موقعیت دقیق و شکل اجسام است.
تو شات (Two Shot)
نمایی که در آن دو کاراکتر مورد نظر در کادر باشند. این نما برای نشان دادن دو نفر درحال صحبت کردن یا انجام دادن کاری که در ارتباط با هم هستند به کار میرود. نمای تو شات نمای تعامل کاراکتر است. چه مقصود صحنه عشق ورزیدن، تهدید کردن یا هرگونه احساس انسانی در این بین باشد. تو شات اگر به درستی استفاده شود میتواند پیام خود را به خوبی انتقال دهد.
مدیم شات (Midium Shot)
نمایی که کمی بالاتر از سر و از ناحیه کمر به بالای شخصیت دیده میشود.
نی شات (Knee Shot)
نمایی است از زانو تا بالای سر فرد و معمولا در فیلم های آمریکایی و وسترن استفاده میشود و به همین سبب نیز به امریکن شات هم معروف است. بر مبنای نظریات مختلف برای نشان دادن اسب، هفتتیرکشی کاراکتر و همینطور بارانیهای وسترن به کار میرود. در این نما تاثیر محیط بیشتر شده و به همان اندازه از تاثیر فرد کاسته شده است.
نمای اورهد (Overhead Shot)
نمایی که درست از بالای سر شخصیت یا از فضای بالای وقوع رخداد گرفته میشود. این نما برای نشان دادن اسارت شخصیت در محیطی کوچک یا سردرگمی و اغتشاش حاکم بر صحنه موثر است. نمایش گاد شات (God Shot) نمای بزرگشده آن از فاصله بسیار بالا است.
نمای تراولینگ (Traveling Shot)
در این نما دوربین روی زمین، با استفاده از پایهای چرخ دار یا روی ریل حرکت کرده و ماجرا را تعقیب میکند. نمای تراولینگ باعث میشود تا تماشاگر با اعمال این نما به جایی کشیده شود.
نمای از روی شانه(over shoulder)
نمایی که در آن دوربین ازبالای شانه وپشت یکی ازدوطرف گفتگو، صورت دیگری را نشان میدهد. این نما بیشتردرصحنههای گفتگو به کار میرود.
نمای تمام قد(full shot)
نمایی است که در آن سرتاپای پیکر در کادر گرفته شود. ممکن است این پیکر جسم یا انسان باشد.
نمای دونفره (tow shot)
نمایی که در آن نیم تنه دونفر درکادر باشد.
نمای شلوغ (crowd shot)
نمایی است که پرازجمعیت و ازدحام آدمهاست وبیشتر در فیلمهای حماسی یا تاریخی به کار میرود.
نمای شیشهای (glass shot)
گلاس شات یکی ازحقههای سینمایی است. بدین ترتیب که بخشی از صحنه روی شیشه نقاشی میشود وبعد از آن فیلمبرداری میکنند مثلاً فیلم پل قدیمی که بخشی از آن تخریب شده وقرار است شکل قبل از خرابی آن ابتدا نشان داده شود، با نقاشی روی شیشه کامل میشود وبعد از آن فیلمبرداری میکنند.
پیاووی (P.O.V)
محفف نگاه از زاویه دید یا Point Of View است. به زاویه دید از نگاه شخصیت گفته میشود. زمانی که بیننده احساس میکند از نگاه شخصیت به پیرامون نگاه می کند. این شکل از فیلمبرداری مستلزم استفاده از حرکتهای زیاد است تا بیننده باور کند از نگاه کاراکتر به ماجرا نگاه میکند.
نمای کرین
نمایی که با دوربین روی کرین (جرثقیل ویژه) گرفته میشود. به نمای کرین نمای جرثقیلی نیز گفته میشود.
نمای واکنشی
به نمایی گفته میشود که قبل ازدیده شدن رویداد، تأثیرات آن را در چهره ورفتار شخصیتهای فیلم میبینیم.
پن (Pan)
چرخش دوربین روی محور ثابت به طرف چپ یا راست را حرکت پن می نامند. حرکت پن خیلی شبیه حرکت بازیگر است و تاثیر آن بر بیننده به گونهای خواهد بود که مثل اینکه چشمان مان را در سطح افق برای تعقیب موضوع مورد نظر از نقطهای به نقطه دیگر حرکت دهیم. از این حرکت برای حذف موقعیتهای غیر ضروری و معرفی موقعیت های جدید می توان استفاده کرد.
پن شلاقی
چرخش سریع دوربین ازنقطهای به نقطهٔ دیگر که دراثر آن تصویر ناواضحی ازصحنه یا صحنهها به چشم تماشاگر میآید. این تمهید معمولاً برای نقطه گذاری درفیلمهای خاصی به کارمیرود.
تیلت (Tilt)
حرکت دوربین روی پایه ثابت و حول یک محور به طرف بالا یا پایین را حرکت تیلت میگویند. تاثیر این حرکت به گونهای است که انگار شخص بیننده چشمها یا سرش را برای دیدن یک ساختمان از بالا به پایین یا برعکس حرکت میدهد. از این حرکت برای توجه بیشتر به عظمت و قدرت سوژه استفاده میشود.
دوربین دوم (Additional Camera)
در برخی صحنههای اکشن، انفجار، سقوط و … که صحنه را تنها میتوان یک بار اجرا کرد، دوربین دوم و حتی سوم آفیش میشود. این دوربینها در مکانهای مختلف به گونهای آرایشدهی شده که همدیگر را در قاب نگیرند و هر کدام نمای متفاوتی را بگیرد تا در تدوین بتوان واقعه را از جوانب مختلف به هم کات زد. در سریالهای روتین نیز استفاده از چند دوربین رواج دارد تا روند تولید سریعتر انجام شود.
دوربین روی دست (Hand_Held)
در این روش فیلمبرداری، دوربین به جای استقرار روی سه پایه، کرین، پروجیب، پنتر و… روی دست یا ابزاری مانند شولدر یا استدیکم قرار میگیرد یا به بدن فیلمبردار وصل میشود. این کار باعث تکان در تصویر شده که برای فیلمبرداری فضاهای شبه مستند، پر تعلیق، خبری و تاثیرگذار به کار میرود.
مچ کات (Match Cut)
مچ کات عبارت است از اتصال صحنه بعدی با صحنه قبلی بهطوری که باهم جور باشند. در واقع مچ کات برای دستیابی به چنان تداومی از صحنههاست که تماشاگر احساس پرش نکند. این جور بودن از طریق وضعیت جهت حرکت و جهت نگاه هنرپیشهها حاصل می شود. مچ کات در تدوین تداومی، نقش اساسی دارد و در صحنه هایی به کار می رود که کنش واحدی را در دو نمای مختلف نشان میدهد.
پرده آبی (Blue Screen)
در صحنههایی که قرار است بعدا در مرحله پس از تولید با جلوههای ویژه رایانهای بخشهایی بدانها اضافه شود حین فیلمبرداری از پارچهای آبی یا سبز رنگ استفاده میشود. این تکنیک در جایی استفاده میشود که بعدا قرار است جلوههای ویژه رایانهای بر آنها اجرا شود. این تکنیک به کمک پارچه یا رنگ اجرا میشود. در مرحله انجام جلوههای رایانهای این بخش آبی یا سبز رنگ توسط نرمافزارهای رایانهای ویژه با تصویر مورد نظر جایگزین میشود. نکته در اینجاست که در صورت استفاده از پرده آبی یا سبز هیچ المان یا جسم آبی یا سبز رنگ دیگری نباید در صحنه باشد تا تداخلی در کار ایجاد نشود.
کروماکی (Chromacking)
از تکنیکهای رایانهای که در آن رنگ خالص خاصی را (اساسأ سبز یا آبی) برداشته و با جلوههای تصویری دیگری مانند: خیابان، آسمان، صحرا و… جایگزین میکنند. برای اجرای این تکنیک، در هنگام فیلمبرداری، بخشی از صحنه که لازم است یک عنصر دیگر بعدا در آنجا اضافه شود با پرده آبی یا سبز پوشانده میشود.
فید این (Fade_In)
بیرون آمدن تدریجی تصویر از سیاهی.
فید اوت (Fade_Out)
متضاد فید این، فرو رفتن تدریجی تصویر در سیاهی.
کات (Cut)
کات در سینما دو معنی دارد:
۱. فرمانی از سوی کارگردان و گاه دستیار کارگردان برای قطع کار دوربین و صدا و بازی بازیگران و به طور کلی صحنه.
۲. عمل برش زدن نماها در تدوین جهت تغییر از نمایی به نمای دیگر.
تروکاژ
حقههای سینمایی
اتالوناژ (تصحیح رنگ در فیلم)
به اصلاح رنگ ونور فیلم، درمرحلهٔ پایانی تدوین میگویند که درآن نور ورنگ تصاویر به گونهای همسان اصلاح میشوند.
آرک
نوری قوی وسفید رنگ با درجه حرارت ۵۶۰۰ کلوین همانند نور روز
اسکوپ
فیلم پرده عریض سینمایی است که هنگام نشان دادن در تلویزیون سیاهی دربالا و پایین تصویردیده میشود.
آیریس
آیریس یا دیافراگم، قطعهای تعبیه شده در دوربین فیلمبرداری وعکاسی است که ساختمانی چون عنیبیه چشم دارد ومیزان نوردهی به نگاتیو را کنترل میکند.
ایستمن کالر
نوعی نسخه منفی فیلم رنگی است که پس از تکنی کالر وبرای رفع نقایص آن ابداع شد. درتکنیک تکنی کالر به علت استفاده ازسه نوار فیلم، دوربینی سنگین تر وبزرگتر ازدوربینهای عادی لازم بود اما فیلم رنگی ایستمن کالر در دروبینهای عادی قابل استفاده بود. همچنین سهولت کار وارزانی وامکان چاپ درتمامی لابراتورهای چاپ رنگی ازدیگر مزایای ایستمن کالر است.
اینسرت
تصویر کوتاهی که رابط دو تصویر دیگر است.
برداشت
به فیلمبرداری ازیک صحنه، برداشت میگویند. برداشت ممکن است بارها تکرار شود. برداشت میتواند نمایی چند ثانیهای یا چند دقیقهای باشد.
برداشت طولانی
نمای طولانی یا سکانسی که بدون قطع در یک برداشت گرفته شود.
برداشت مجدد
فیلمبرداری مجدد ازصحنهای که مورد قبول کارگردان واقع نشده است. ممکن است به خاطر ایراد دربازی، گفتگو، نور، صدا و ورود غیر منتظره افراد به کادر و یا هر ایراد غیرقابل پیش بینی دیگر، برداشت مجدد صورت میگیرد.
بوم
بوم میلهقابل انعطافی است که میکروفون را برسرآن نصب میکنند وبرای صدابرداری به کار میرود. کاربرد آن نزدیک ساختن میکروفون به بازیگران درحال گفتگو یا منابع صدایی مختلف است.
پال
نوعی سیستم رنگی ضبط وپخش ویدیویی که اکنون درایران استفاده میشود.
پانا ویژن
نوعی روش فیلمبرداری برای نمایش بر روی پرده عریض است که برروی فیلم نگاتیو۷۰ میلیمتری انجام میشود. سپس این نگاتیو یا روی فیلم پوزتیو ۷۰ میلیمتری نمایش داده میشود یا ازطریق عدسی آنامورفیک روی فیلم ۳۵ میلیمتری چاپ میگردد. درنهایت فیلم ۳۵ میلیمتری به وسیلهٔ عدسی دیگری منبسط وروی پرده نمایش تابانده میشود.
پرده
دیوارسفید یا هرآویز دیگری را که فیلم برروی آن به نمایش در میآید میگویند. پردههای امروزین، حساس ومشبکند ونورهای اضافی واذیت کننده را ازخود عبور میدهند وتصویر را شفافتر ازگذشته به معرض نمایش میگذارند.
پرده عریض
پرده عریض به ابعاد تصویری گفته می شودکه درمقایسه با استاندارد تصویر۳۵ میلیمتری که ۳۳/۱ به۱ میباشد (اگرطول تصویر۳۳/۱ مترباشد عرض آن ۱ متر خواهد بود) دارای استاندارد آمریکایی ۸۵/۱ به ۱ است.
پلان (نما):
ازلحظه روشن شدن دوربین فیلمبرداری تا لحظهای که کارگردان کات میدهد، یک پلان شکل میگیرد. پلان گاهی دربرداشتی بسیار بلند انجام میگیرد که به آن پلان سکانس گفته میشود. هر صحنه از یک یاچند پلان تشکیل شده است.
سکانس
از کنار قرار گرفتن تعدادی پلان یا یک پلان طولانی در یک مکان مشخص سکانس شکل می گیرد .
پوزتیو
نسخه مثبت ازفیلم، که درلابراتور ازروی نگاتیو (منفی) تهیه میشود وتصویر واقعی سوژه است.
تایتل
هر نوشتهای که روی تصویر میآید.
تیتراژ
قسمت ابتدا و انتهای برنامه که به معرفی برنامه و عوامل ساخت میپردازد.
تراولینگ
حرکت دوربین به جلو یا عقب صحنه بر روی ریل را تراولینگ میگویند.
تکنی کالر
تکنی کالر نخستین شیوه موفقیت آمیز فیلمبرداری رنگی است که درسال ۱۹۱۵ ابداع ودر سال ۱۹۳۲ تکمیل شد.
تروکاژ (حقههای سینمایی):
به طور کل به جلوههای ویژه اطلاق میگردد مانند انفجار، افکتهای کامپیوتری و …
جامپ کات (پرش تصویری):
کات نادرست یا پرش در تصویر.
جلوههای اپتیکی:
کلیه افههای تصویری (فیداین وفیداوت، دیزالو، وایپ) وهر تکنیکی که از چاپ نوری استفاده میکند.
جلوههای ویژه
عبارت است از ترفندها وروشهایی که به وسیلهآنها میتوان صحنهای را که اتفاق نیفتاده است وگاه اساساً رخ دادنی نیست، به گونهای نشان داد که گویی اتفاق افتاده است. جلوههای ویژه معمولاً در صحنههایی شامل آتشسوزی، انفجار، زلزله، سفر به سرزمین رؤیاها و … به کار میرود.
چند دوربینه
استفاده ازچند دوربین برای فیلمبرداری صحنههای گران که امکان تکرار آن وجود ندارد. مانند:تصادف، انفجارو…
خارجی
خارجی، نمایی است که درفضای باز فیلمبرداری میشود ویکی ازکلمات راهنمایی است که بالای هرصحنه از «فیلمنامه» نوشته میشود، مانند: خارجی. خیابان. شب.
داخلی
نمایی است که درمکان سرپوشیده فیلمبرداری میشود ویکی ازکلمات راهنمایی است که بالای هرصحنه از «فیلمنامه» نوشته میشود، مانند: داخلی، آپارتمان، روز.
دالی
دالی ارابهای است با چهار چرخ که فیلمبردار روی آن سوار میشود وبسته به دکوپاژ از موضوع دور یا نزدیک میشود وهمراه با موضوع یا درتعقیب موضوع حرکت میکند. دالی بر روی ریل یا روی چرخهای لاستیکی بادی اش حرکت می کندوصحنههای حرکتی به نرمی برداشت میشود.
دالی این
حرکت به جلو ونزدیک شدن به سوژه برروی دالی.
دالی بک
حرکت به عقب ودورشدن از سوژه برروی دالی.
دکوپاژ
تقطیع فنی فیلمنامه که درآن سکانسها به نماهای مشخصی تقسیم ودراصطلاح خرد میشود. دراین مرحله، اندازه نماها، زاویه دوربین وحرکت دوربین توسط کارگردان معین میشود.
دوربین روی دست
دراین روش، دوربین یا دردست قرار میگیرد یا به بدن فیلمبردار وصل میشود وبرای فیلمبرداری فضاهای شبه مستند وخبری وتاثیر گذار به کار میرود. مانند فیلمهای مستند جنگی شهید آوینی (روایت فتح).
دیافراگم
دریچهای به شکل عنبیه چشم در دوربین فیلمبرداری یا عکاسی است که بین نوار خام وعدسی قرار میگیرد ومیزان نوردهی به نوار فیلم را کنترل میکند.
دیپ فوکوس
درعمق میدان وضوح یا ژرف نمایی، پیش زمینه وپس زمینهٔ تصویر وضوح کامل دارد وقابل دیدن است؛ و بالنز واید فیلمبرداری میشود.
دیزالو
سادهترین و پرکاربردترین افکت تصویری است برای چسباندن دو تصویرپشت سرهم که باعث میشود تصویر اول توی تصویر دوم محو بشود.
دیسک
ازدودهه پیش با رشد دستاوردهای دیجیتالی درصنعت سینما، واژه دیسک که درفارسی به «لوح فشرده» ترجمه شده است، در سینما نیزرواج یافت
دفیوزر
ورقهای از جنس پارچه ریز بافت که جلوی منبع نور صحنه قرار میگیرد تا نور صحنه پخش شود و سایه روشنها به اصطلاح نرم گردد.
رول
حرکت (موشن) به صورت افقی ، معنی دوم : در دنیای سینما به معنای نقش بازیگر نیز هست .
رفلکتور
سطح نقرهای رنگی که نور درموقع تابیدن به آن شدت مییابد. ازاین وسیله برای تاباندن نورخورشید به صحنه استفاده میشود.
زاویه (انگل)
دوربین نسبت به سوژه سه زاویه میتواند داشته باشد: اگر ازبالا به پایین فیلمبرداری شود به آن زاویه سرپایین (های انگل) واگر پایین به بالا فیلمبرداری شود به آن زاویه سربالا (لوانگل) گفته میشود. معیار زاویه سربالا یا سرپایین، دید مستقیم چشم است. فیلمبرداری به موازات افق چشم را «آی لول» میگویند.
زاویه دید (پوینت آف ویو):
به نمایی گفته میشود که بیانگر گفتگو بین دونفر است وابتدا یکی وبعد دیگری را درزاویه عکس زاویه قبلی به طور متناوب ویک درمیان میبینیم.
زیرنویس
عبارت است از ترجمه متن گفتگوها یا روایت فیلم وثبت آن درحاشیه پایین فیلم به زبان کشور نمایش دهنده فیلم. معمولاً در نسخههای یا نسخههایی که پخش جهانی دارند این کار انجام میشود.
سوپر ایمپوز
دو یا چند تا تصویر که به صورت محو، روی هم نشان داده میشود.
سبک
شیوه استفاده ازتکنیکهای سینمایی مشخص که معمولاً برای فیلمسازان بزرگ منحصر به فرداست ومی تواند فیلم یا گروهی ازفیلمهای هم شکل را پدیدآورد.
سینک کردن
منطبق کردن تصاویر وصداهای مربوطه است که در مرحله صداگذاری انجام میشود.
سینما توگراف
دستگاه فیلمبرداری ونمایش فیلم که توسط برادران لومیر اختراع ودرسال ۱۸۹۵ به ثبت رسید.
سینما سکوپ
نوعی فیلمبرداری برای نمایش روی پرده عریض که در آن ازعدسی آنامورفیک استفاده میکنند. نسبت عرض و طول پرده نمایش سینما سکوپ، یک به دو ونیم است.
سینه راما
سینه راما یکی ازپروسههای فیلمسازی پرده عریض است. درآغاز سه دوربین وسه پروژکتور به کار میرفت تا تصویری زیبا وباور پذیر ازموضوع مورد نظر ارائه شود. یک دوربین دروسط ودو دوربین نیز در دست راست ودست چپ قرار میگرفت. تصاویر ضبط شده به گونهای تلفیق میشوند که تصور سه بعدی بودن را ایجاد میکند.
شات (برداشت)
از لحظهای که دکمه ضبط دوربین شروع میشود تا وقتی که قطع می شودرا یک شات میگویند. هر نما (پلان) ممکن است چند بار برداشت شود. . شات واژهای آمریکایی وپلان فرانسوی ونما ایرانی است. شات کوچکترین واحدساختمان فیلم است.
شات لیست (فهرست برداشتها)
درواقع گزارش کار فیلم برداری است که به ترتیب شاتهای برداشت شده را درآن مینویسند. ودرآن توضیح میدهند که کدام لحظه از نوار فیلم برداری شده، شامل چه تصویری است.
ویزور (صحنه یاب)
صحنه یاب یا ویزور، دریچهای است که فیلمبردار ازطریق آن صحنه را میبیند. صحنه یاب جدا ازدوربین نیز وجود دارد که به کارگردان این امکان را میدهد که شخصاً صحنه را زیر نظر بگیرد، زاویهٔ مناسب را برای دوربین پیدا کند ویا کار بازیگران را با آن پیگیری کند.
عدسی (لنز)
وسیله اپتیکی است که بازتاب پرتوهای نور اشیای جلوی دوربین را درنقطهای خارج ازمرکز عدسی که به آن کانون عدسی میگویند جمع کرده تصویر شیئ راتشکیل میدهد. لنز موجب وضوح تصویر میباشد
عدسی آنا مورفیک
عدسی ویژه ایی است که هنگام فیلمبرداری جلوی دوربین قرار میدهند تا میدان دید وسیع تری (تقریباً دوبرابر حد معمولی) فیلمبرداری شود.
عدسی زاویه بسته (تله)
نوعی عدسی که به فیلمبرداری که امکان میدهد ازموضوع درفاصلهای نسبتاً دور، نماهای درشت بگیرد. فاصله کانونی این نوع عدسی زیادوزاویه عدسی بسته است. به این ترتیب، بخشی از تصویر دروضوح کامل است.
عدسی زاویه باز (واید)
نوعی عدسی است که ازفاصله کم میتواند حوزههای وسیع تر ازمعمول را درتصویر نشان دهد. زاویه این عدسی باز وفاصله کانونی آن کوتاه است؛ درنتیجه تصویر حاصل برخلاف عدسی تله فوتو کاملاً وضوح دارد.
عدسی زوم
این عدسی به فیلمبرداری امکان میدهد از یک نمای باز به یک نمای بسته وبرعکس برود، بدون اینکه به تغییر محل دوربین نیاز داشته باشد. البته پرسپکتیو در زمان زوم کردن تغییر میکند و بعضی از فیلمسازان جهت نزدیک شدن به سوژه دالی را ترجیح میدهند.
عدسی ماکرو
این عدسی زاویه دید نرمال دارد وفاصله کانونی آن مشابه لنز نرمال است با این تفاوت که بوسیله این لنز میتوان از موجودات واشیای ریز تصویر برداری کرد ودوربین کاملأ به سوژه نزدیک میشود.
عدسی چشم ماهی
فاصله کانونی این عدسی بسیار کوتاه است وزاویه دید بسیار زیادی دارد. دوربینهای چشمی درب ازاین نوع هستند.
فرم روایی
ارتباط اجزاء ساختمان فیلم از طریق یک رشته رویدادهای علت و معلولی که در زمان و مکان مشخص اتفاق میافتند.
فریم
به هرقاب یا کادرفیلم یک فریم میگویند.
فلاش بک
ارجاع به گذشته یا پس نگاه ویا بازگشت به گذشته را باقطع نمایش زمان حال روایی فیلم، فلاش بک میگویند.
فلاش فوروارد
وفلاش فوروارد قطع زمان حال داستان فیلم وارجاع به آینده است.
فوکوس
به وضوح تصویری درفیلمبرداری و نیز درنمایش گفته میشوند. به عبارت دیگر، تنظیم فاصلهٔ کانونی عدسی نسبت به موضوع درطول فیلمبرداری یک صحنه را فوکوس میگویند.
فید اوت
آشکار شدن تدریجی تصویر در ابتدای نما.
فید این
برعکس فید این. محو تدریجی تصویر که به آهستگی توی سیاهی میرود.
فیلتر
ورقه نازکی است که رنگ نور را تغییر میدهد ویا بین رنگ نور وحساسیت فیلم رنگی هماهنگی ایجاد میکند.
فیلمبردار
فردی است که باشناخت عمیق خودازتور، رنگ، لنز دوربین، ترکیب بندی تصویری و کارکرد متنوع دوربین، ذهنیت کارگردان رابر روی فیلم ثبت میکند.
فیلم بلند داستانی
بنابرتوافق عمومی، فیلمهایی را گویند که زمان آنها بیش از ۷۵ دقیقه است؛ دربرابر فیلم کوتاه که حداکثر ۴۰ دقیقه وفیلم نیمه بلند که حداکثر ۶۰ دقیقه دارد.
فیلم چندداستانه
فیلمی که ازچندداستان مستقل ودر واقع چند فیلم کوتاه تشکیل شده است اما دارای یک عنصر ارتباطی مضمونی است. فیلم «دستفروش» به کارگردانی مخملباف ازجمله فیلمهای چندداستانه یا اپیزود یک است.
فیلمخانه
محل بایگانی یا آرشیو فیلمها که معمولاً نمایشهای ویژهای را دربرنامه خود دارد.
فیلم خبری
قبل از اختراع تلویزیون، به فیلمهای کوتاهی گفته میشد که به مسائل روز میپرداختند وبیشتر «تاویل موضوعی» مفهوم فیلم خبری بودند. پس از اختراع تلویزیون، به فیلمی گفته میشود که مشخصههایی چون دوربین روی دست، صدای سر صحنه وحرکت پرشتاب دوربین وسواره هاو… را دارد وازموقعیت خبری واطلاع رسانی برخوردار است ومعمولا برای تلویزیون ساخته میشود.
فیلم شناسی
شناخت وتحلیل سینما به مثابه پدیدهای اجتماعی وفرهنگی که دلالتهای خاصی دارد.
فیلم مستند
فیلمی که برداشت از موضوعی واقعی وجاری است. فیلمنامه یا سناریو داستان فیلم به صورت بصری است که کارگردان از روی فیلمنامه دکوپاژ اثر را انجام میدهد.
قطع
به عرض نوار که براساس میلیمتر گفته میشود. به عنوان مثال فیلمهای ۳۵ میلیمتری سینمایی
کات
کات به معنی برش را در واژه برش شناختیم، کات همچنین دستوری است که از صحنه فیلمبردار ی، کارگردان بعد ازبرداشت کامل ازصحنه یا احیاناً اگر برداشت مطلوب و منظور وی نباشد صادر میکند وبه معنای توقف کامل فیلمبرداری است. به این معنی که دوربین، صدا وبازی متوقف میشود تا با هماهنگی دوباره در زمینه نور، صدا ودوربین و بادستور مجدد کارگردان با کلمه اکشن، دوباره برداشت وبازی آغاز شود.
کادر
قاب تصویر را کادر میگویند. درسینما درهر ثانیه ۲۴فریم ودر تلویزیون ۲۵ فریم نمایش داده میشود
کلاکت
تختهای است که اطلاعات تصویر مانند نام فیلم، شماره سکانس، شماره صحنه، شماره پلان وشماره برداشت را روی آن مینویسند؛ و جلوی دوربین نگه میدارند. بعداً در مرحلهٔ تدوین از اطلاعات نوشته شده برتخته جهت مرتب کردن نماها برحسب سناریو ودرمرحلهٔ صداگذاری ازصدای تقه کلاکت جهت سیک کردن باند صدا با تصویر استفاده میشود.
کالر بار
صفحهای که ستونهای رنگی دارد و برای تست رنگ مانیتور استفاده میکنند. وقتی که با صدای سوت همراه باشد Bar&Tone برای تست صدا هم به کار میرود.
کلوین (درجه رنگ نور)
میزان درجه حرارت رنگ نوررا گویند.
کرین
نوعی جرثقیل که دوربین روی آن سوارشده وحرکات عمودی ومورب وپیچیدهای را انجام میدهد.
کینه توگراف
اولین دوربین فیلمبرداری که درسال ۱۸۹۱ توسط ادیسون اختراع شد.
لوکشین
لوکشین به محل فیلمبرداری که خارج از استودیو باشد اطلاق میشود.
مانیتور
تلویزیونی که تصویر خروجی فیلم بردار را به کارگردان نشان میدهد.
موشن
هر نوع حرکت فیلم یا عکس یا نوشته روی صفحه.
مچ کات
عبارت است از اتصال صحنه بعدی با صحنه قبلی به طوری که باهم جور باشند.
میکس کردن
دردوحالت کاربرددارد اول ترکیب چند تصویر باهم ویا انتخاب تصویر نهایی ازسوی کارگردان تلویزیونی که ازسوی چند دوربین به دستگاه میکس میآید ودومی ترکیب باندهای سهگانه وچند گانه گفتگو ی بازیگران، صدای محیط افکت وموسیقی رابا هم به صورت یک باندوصدای واحد میگویند.
نگاتیو
فیلم منفی، در فیلمهای عکاسی وسینمایی درحین فیلمبرداری وعکاسی ازاین نوع فیلم استفاده میکنند.
موسیقی متن
موسیقی ویژهای که برای فیلم با توجه به مشخصههای مضمونی وساختاری آن توسط آهنگساز نوشته میشود.
نوراصلی (کی لایت)
منبع نوری است که حین فیلمبرداری از صحنه، از آن بهره میگیرند. شدت آن بیشترازبقیه نورهااست وجهت نور صحنه راتعیین میکند.
نورپایین
نوری که از پایین به چهره بازیگران به ویژه درفیلمهای ترسناک، تابانده میشود.
نورپردازی
نور پردازی یکی ازاصلیترین کارهایی است که پیش ازفیلمبرداری انجام میگرد. طراحی نور، متناسب با نوع صحنه صورت میگیرد و دیدگاه هنری طراح نور با مشارکت فیلمبردار و کارگردان اجرا میشود.
نورپرداز سایه روشن
نور پردازی ویژهای که تاریکی ونماهای سایه دار درآن برجسته است. این نوع نورپردازی بیشتر درگونهٔ فیلم ترسناک وسیاه یا نو آور برای القا ء حس دلهره به کار میرود.
نور تنگستن
نوری است که به وسیله منبع الکتریکی (نورمصنوعی) لامپ تنگستن روشن شود. قرمزی این نوربیشتر است وکلوین آن ۳۴۰۰ میباشد.
نور روز (دی لایت)
نوری است که ازمنبع خورشید مستقیم یاغیرمستقیم به صحنه بتابد. کلوین نور روز ۵۶۰۰ است.
نورپشت (بک لایت)
نوری است که ازبالای صحنه برای جداسازی موضوع ازپس زمینه تابانده میشود.
نورپردازی سه نقطهای
نورپردازی درفیلمها معمولاً ازسه جهت صورت میگیرد: نور پشتی که از پشت موضوع تابانده شده، نور اصلی ویک نور ضعیف تر برای پوشاندن سایهها.
نور فرعی (فیل لایت)
(نورمکمل) نوری است که نسبت به نور اصلی ضعیف است و برای پوشش دادن سایهها و نیز نقاطی که نور اصلی آنها را پوشش نداده به کار میرود.
نور موجود
نور طبیعی محیط را نور موجود میگویند.
نور موضعی
نوعی نورافکن که ازپشت عدسی نوررا درمحلی متمرکز میکند.
آمبیانس
صدای محیط.
وایپ (جاروکردن)
وایپ به جلوهای تصویری گفته میشود که طی آن با حرکت خطی مشخصی، صحنه قبلی تدریجاً جای خود را به صحنه بعدی میدهد. وایپ از شیوههای قدیمی نقطه گذاری سینمایی است وامروزه کمتر از آن استفاده میشود.
وله
تصاویر میان برنامه که با موسیقی همراه است و معمولاً برای جداکردن بخشها یک برنامه ترکیبی وایجاد تنفس اجرامی شود واز ۳۰ ثانیه بیشتر نمی با شد.
وضوح (فکوس)
منظور وضوح تصویراست ونقطه مقابل تارمی باشد. وضوح تصویراز طریق حلقه روی لنز تنظیم میشود.