هنر تعزیه

در مورد تعزيه و شكل گيري آن در ايران باید گفت که ، ایران سرزمین فرهنگ های گونه گون ، سرزمین همزیستی فرهنگ ها ، سرزمین کثرت و وحدت است . ایران به لحاظ گستردگی قلمرو و قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی خاص دچار گستردگی و پراکندگی فرهنگی و در نتیجه برخورد این فرهنگ ها دارای فرهنگی پویا ، رو به گسترش و در مسیر تحول بوده است.

صرف نظر از تغییراتی که به دلیل ظهور و سقوط حکومت های گوناگون و بروز جنگ های مختلف در فرهنگ مردم ایران به وجود آمد ، ایران و ایرانی همواره دارای جایگاه خاصی در عرصه جهانی بوده است.تعدد عناصر فرهنگی در ایران فرصت مناسبی را در اختیار پژوهشگران می گذارد تا در این میدان تحقیق به وسعت ایران زمین به بررسی ابعاد مختلف این عناصر و سیر تحول و تغییرات آن بپردازند.

یکی از این عناصر ارزشمند فرهنگی تعزیه و شبیه خوانی است که طی سالیان جایگاه خود را در فرهنگ ایرانیان حفظ کرده است.

تعزیه به معنای متعارف، نمایشی است که در آن واقعهٔ کربلا به دست افرادی که هر یک نقشی از شخصیت‌های اصلی را بر دوش دارند، نشان داده می‌شود. این نمایش نوعی نمایش مذهبی و سنتی ایرانی-شیعی و بیشتر دربارهٔ کشته‌شدن حسین بن علی و مصائب اهل بیت است. هنر تعزیه از یک‌سو به بالندگی تئاتر در ایران کمک کرده و از سوی دیگر، نشانی هنری از مذهب شیعه است.

آنچه در پیشینه تاریخی تعزیه‌خوانی، برای ما تاریک است، خاستگاه و تاریخ تکوین و شکل‌گیری آن به صورت یک پدیده نمایشی است. در اینکه تعزیه‌خوانی تا اواخر دوره ناصری، یک روند تحول و تکامل و از آن پس، سیر انحطاط پیموده تا به شکل امروزی درآمده است، ابهام و تردیدی نیست. «بنجامین»، نخستین سفیر آمریکا در دوره ناصری که سال‌ها در ایران به سر می‌برده، گفته است: تعزیه کنونی که در ایران خوانده می‌شود، نتیجه سال‌ها تحول و تکامل است و چیزی نبوده که یک مرتبه به خاطر کسی رسیده و اجرا شده باشد. اما این موضوع مهم که نخستین شکل نمایشی از واقعه کربلا یا تعزیه‌خوانی، دقیقاً در چه زمانی پدید آمده که در دوره ناصرالدین شاه به شکوفایی رسیده، روشن نیست.

بنجامین، ریشه به نمایش در آوردن واقعه کربلا و حواشی آن به صورت تراژدی تأثیر انگیز تعزیه را پس از دوره صفوی می‌داند و می‌نویسد که این کار به تدریج، صورت عملی به خود گرفت. نصراله فلسفی نیز رسم تعزیه‌خوانی در زمان شاه عباس و جانشینان او را دور از واقعیت می‌دانند و دلیلی که بر این مدعا می‌آورد، نبود اشاره‌ای به موضوع تعزیه‌خوانی در کتب تاریخ و سفرنامه‌های آن زمان است.

 

«محجوب»، با قاطعیت اظهار می‌کند که پس از سال‌ها جست‌وجو و کنکاش در متون ادبی و دیوان‌ها، کوچک‌ترین اثری از تعزیه و تعزیه‌نامه در عصر صفوی و دیوان شاعران آن زمان نیافته است. همچنین مدعی است که حتی روایتی از روایت‌های عوامانه و سینه به سینه از آن روزگار، درباره تعزیه‌خوانی نشنیده است. «شاردن»، سیاح فرانسوی نیز که هیچ چیز از رفتار و آثار ایرانیان از دیدگان او پنهان نمانده است، وقتی در سفرنامه‌اش به عزاداری ایرانیان و دسته سینه‌زنی در اصفهان اشاره می‌کند، نامی از تعزیه‌خوانی نبرده است.

تعزیه در لغت به معنی عرض تسلیت گفتن

برگرفته از ریشه عربی «عزی» یک فعل ثلاثی مزید است /تعزیه (یا تعزیت) به معنی سوگواری، برپایی یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر کردن به صبر و پرسیدن از خویشان درگذشته،خرسندی دادن و در برخی مناطق ایران مانند خراسان به معنای مجلس ترحیم است. اما آنچه به عنوان تعزیه مشهور است گونه‌ای از نمایش مذهبی منظوم است که در آن عده‌ای اهل ذوق و کارآشنا در جریان سوگواری‌های ماه محرم و برای نشان دادن ارادت و اخلاص به اهل بیت، طی مراسم خاصی بعضی از داستان‌های مربوط به واقعهٔ کربلا را پیش چشم تماشاچی‌ها بازآفرینی می‌کنند. در تعزیه چون اهمیت خواندن هنرمندانهٔ اشعار بیش از روش اجرا و نمایش واقعه‌هاست، آن را — در قیاس با روضه‌خوانی — تعزیه‌خوانی نیز گفته‌اند. بر اساس نظریه زمخشری، «اصل تشبه» («ابو القاسم محمود بن عمر زمخشری (متولد ۴۶۷ – متوفی ۵۳۸) که یکی از آخرین علمای معروف علم کلام و ایرانی بود، و در تهذیب اخلاق نیز کتابی به نام «اطواق الذهب فی المواعظ والخطب» دارد، بیان کرد که بنا بر روایتهای مذهبی هرکس بر حسین به گرید بهشت او را واجب شود و افزود هرکس خود را گریان نماید و دیگران را بگریاند به حکم «من تشبه بقوم فهو منهم» از زمره نیکان است و همان ثواب بر او حاصل گردد؛ یعنی وی زمینه نظری تشبه را هموار کرد و برای گریانیدن به هر واسطه‌ای اهمیت و ارزش بخشید) این هنر در اصل به نام شبیه خوانی درست است، لیکن چون در آن هم عزا داری هست و هم به یکدیگر عرض تسلیت داریم و مجموع اینها موجود می‌باشد فلهذا به صورت یه غلط مسطلح فقط تعزیه خوانی بر سر زبانهاست.

تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق پیدا نیست. برخی با باور به ایرانی‌بودن این نمایش آیینی، پاگیری آن را به ایران پیش از اسلام به پیشینهٔ سه‌هزارسالهٔ سوگ سیاوش پهلوان داستان‌های ملی ایران نسبت داده و این آیین را مایه و زمینه‌ساز شکل‌گیری آن دانسته‌اند.برخی پژوهشگران نیز پیشینهٔ آن را به آیین‌هایی چون مصائب میترا و یادگار زریران بازمی‌گردانند و برخی پیدایش آن را متأثر از عناصر اساطیری میان رودان، آناطولی و مصر، و کسانی نیز مصائب مسیح و دیگر افسانه‌های تاریخی در فرهنگ‌های هند و اروپایی و سامی را در پیدایش آن کارساز دانسته‌اند؛ ولی به گمان بسیار، تعزیه — جدا از شباهت‌هایش با عزاداری‌های آیینی گذشته — شکل تکامل‌یافته‌تر و پیچیده‌تر سوگواری‌های سادهٔ شیعیان سده‌های نخستین برای کشته‌شدگان کربلا است.

برخی دیگر با استناد به گزارش‌هایی، پیدایش تعزیه را مشخصاً از ایران پس از اسلام و مستقیماً از ماجرای کربلا و کشته شدن حسین و یارانش می‌دانند. در دورهٔ اخیر سوگواری برای کشتگان کربلا از سوی دوستداران اهل بیت در آشکار و نهان در عراق، ایران و برخی از مناطق شیعه‌نشین دیگر انجام می‌گرفت؛ چنان‌که ابوحنیفه دینوری، ادیب، دانشمند و تاریخ‌نگار عرب، در کتاب خود از سوگواری برای خاندان علی به روزگار امویان خبر می‌دهد.

شکل گیری تعزیه

اگر تعزیه را به معنی عزاداری و سوگواری و نه به معنی شبیه‌خوانی امروز گمان کنیم، نخستین سوگواری بعد از پیشامد عاشورا از سوی گواهان عینی واقعهٔ کربلا بوده که در سنین کودکی و نوجوانی پس از عاشورا به اسارت رفتند؛ در واقع از هنگامی که قافلهٔ اسرا به طرف شام حرکت نمودند. برخی شبیه‌خوانی و برپایی تعزیه را جهت تماشای عینی واقعهٔ کربلا به یزید نسبت داده‌اند که گویا از عاملین واقعهٔ کربلا خواسته بود تا اعمالی را که مرتکب شده‌اند نمایش دهند و برخی به صفویه، دیلمیان و قاجاریه.

اما شکل رسمی و آشکار این سوگواری، به روایت ابن‌کثیر، برای نخستین بار در زمان حکمرانی دودمان ایرانی شیعه‌مذهب آل بویه صورت گرفت. این سوگواری به گونه‌ای بود که معزالدوله احمد بن بویه در دهم محرم سال ۳۵۲ هجری قمری در بغداد به مردم دستور داد که برای سوگواری، دکان‌هایشان را بسته و بازارها را تعطیل کرده، نوحه بخوانند و جامه‌های خشن و سیاه بپوشند. از این دوره دسته‌های عزاداری و نوحه‌خوانی رایج شده و پایه‌های نمایش شبیه‌گردانی ایران گذاشته شد.

در دوران حکومت سلطان محمد خدابنده، شیعیان حداکثر استفاده را در انجام مراسم سوگواری و بزرگداشت خاندان محمد می‌کردند اما سوگواری‌ها در این فاصلهٔ تاریخی سبک مشخصی نداشت. به‌تدریج و به مرور زمان، عزاداری‌ها برای حسین‌بن علی، شکل و شیوه مشخصی پیدا کرد.

تعزیه بیشترین رواج خود را با حمایت دولت و حکومت صفویان پیدا کرد. در دورهٔ شکوفایی تعزیه، با رواج تشیع و دلایلی مانند روضه‌خوانی و حمله‌خوانی تعزیه از حمایت بیشتری برخوردار شد.

اسماعیل مجللی در کتاب شبیه نامه ضمن مردود شمردن تمامی نظریات فوق به صراحت اعلام کرده‌است که تعزیه حاصل تشکیل محافل ادبی در دوران قاجاریان و ایجاد رنسانس و نهضت بازگشت ادبی بود که علاوه بر ادبیات هنرهای دیگری همچون موسیقی، معماری، نقاشی و… در دوره قاجار به خدمت تعزیه درآمد. که به نظر می‌رسد صحیحترین نظریات باشد.

تعزیه در زمان قاجار

در این دوره تعزیه‌خوانی روند تحولی ویژه و شتابنده‌ای را پیمود. فتحعلی شاه به تعزیه‌خوانی علاقه‌ای مخصوص نشان می‌داد. وی سرپرستی امور عزاداری و تعزیه خوانی دربار و حکومت را در ماه محرم به چند تن از رجال درباری سپرده بود و در برخی مجالس تعزیه، به ویژه تعزیه روز تاسوعا و عاشورا حاضر می‌شد. برخی از رجال درباری و اعیان و اشراف مملکت هم در دهه محرم در تکیه‌ها یا حیاط های خانه هایشان مجالس سوگ و تعزیه خوانی برپا می‌کردند.

رواج تعزیه در این دوران تا به حدی بود که به صورت یک فرهنگ درآمده بود و در بیشتر مراسم شادی و عزا، تعزیه‌های خاص مربوط به آن برگزار می‌شد. در این دوره حتی گروه‌های خاص زن تعزیه‌گردان نیز وجود داشته است و از اولین تعزیه‌های زنانه در منزل قمرالملوک دختر فتحعلی شاه برگزار شد و از آن پس هرسال دهه اول محرم برقرار بوده. تعزیه‌های زنانه در اواسط دوره احمدشاه رو به زوال گذاشت. به‌هرحال، رواج تعزیه رکود روضه خوانی را در پی داشت و با توجه به این‌که گردانندگان تعزیه، مردم عادی بودند و ممکن بود خرافاتی را در آن داخل کنند، همچنین به دلایل فقهی تشبه به نساء در مردان و تشبه به رجال در زنان و هتک حرمت امامان در تَمَثُّل به آنان و… برخی فقها با آن مخالفت کردند.

 

تعزیه در این دوران، مقبولیت بسیار یافت و تکیه‌ها چند برابر گشت. البته موارد ساختگی تعزیه زیادتر شد و تقریبا به شکل نمایشنامه‌ای تآتری درآمد  و سبب مخالفت علماء شد. از جمله عالمان مخالف و منتقد شبیه‌خوانی این دوره، شیخ جعفر شوشتری، شیخ هادی نجم آبادی، ملا محمدتقی برغانی (شهید ثالث)، محمدباقر بیرجندی و شیخ جعفر نجفی (کاشف‌الغطاء) بودند. البته شهید ثالث پس از چندی به واسطه رؤیایی، دست از مخالفت کشید. امیرکبیر هم از کسانی است که با تعزیه‌خوانی مخالفت کرد اما چون با مخالفت مردم مواجه شد به اصلاح آن همت ورزید.

جیمز موریه مامور نظامی سیاسی انگلیس در ایران در نخستین سفرنامه‌اش به نام «‌سفری در ایران… »، به اجرای ۳ مجلس تعزیه در حضور فتحعلی شاه: تعزیه‌های «‌شهادت طفلان زینب »، «‌بازار شام‌» و «‌شهادت امام‌» در روزهای ۸ و ۹ و ۱۰ محرم ۱۲۲۴ اشاره می‌کند و وصفی کوتاه از آنها می‌آورد.

اما در طول حدود ۱۵۰ سال سلطنت خاندان قاجار در ایران، دورۀ ناصرالدین شاه (۱۲۶۴-۱۳۱۳ق)، دورۀ توسعه و شکوه و جلال تعزیه‌خوانی در ایران، به‌ویژه در تهران، بوده است. ناصرالدین شاه به مراسم تعزیه‌خوانی بسیار علاقه نشان می‌داد و در محرم هر سال اگر در تهران به سر می‌برد، برای دیدن شبیه‌خوانی به تکیه‌های حکومتی، و اگر در ییلاق و بیرون از شهر تهران بود، به تکیه‌ها و حسینیه‌های محلی می‌رفت. او کارگزاران و مسئولان برپایی مجالس تعزیه‌های درباری را در مجلل ساختن محیط تعزیه‌خوانی و جذاب کردن صحنه‌های وقایع ترغیب و تشویق می‌کرد.

مهم‌ترین تکیه در زمان قاجار

تکیه دولت مهم‌ترین تکیه اجرای تعزیه در زمان ناصرالدین شاه بود که به دستور وی ساخته شد، این تکیه در ترویج تعزیه بسیار مؤثر بود. تعزیه‌خوانانِ آنجا ــ که در حقیقت تعزیه‌خوانِ دولتی بودند ــ زیرنظر «‌مُعین البُکا‌»ی دربار، در برابر شاه و درباریان تعزیه می‌خواندند.

تعزیه اما در دورهٔ ناصرالدین شاه به اوج خود رسید و بسیاری این دوره را عصر طلایی تعزیه نامیده‌اند. تعزیه که پیش از آن در حیاط کاروانسراها، بازارها و گاهی منازل شخصی اجرا می‌شد، اینک در اماکن باز یا سربسته تکایا و حسینیه‌ها به اجرا درمی‌آمد. معروف‌ترین و مجلل‌ترین این تکایا، تکیه دولت بود که در همین دوره به دستور ناصرالدین شاه و مباشرت دوستعلی‌خان معیرالممالک در سال ۱۳۰۴ هجری قمری ساخته شد. تکیه دولت در زمان ناصرالدین شاه به تقلید از تماشاخانه اپراهال انگلستان ساخته شد که ابتدا به منظور یک سالن تئاتر ساخته شد اما با مخالفت‌هایی که بود به تکیه تبدیل شد. از دیگر تکیه‌های معروف آن زمان تکیه معاون‌الملک در کرمانشاه بود.در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه، تعزیه در ۳۰۰ مکان مشخص برپا می‌شد.تعزیه تا زمان مشروطیت در اوج ماند.

در سال‌های آغاز دیکتاتوری رضاخان، یعنی پس از ۱۳۰۴ هجری شمسی، اجرای تعزیه و روضه‌خوانی رفته‌رفته ممنوع اعلام شد و با تخریب تکیه دولت به دستور رضاخان، تعزیه پا به دوران افول خود گذاشت. هرچند پس از شهریور ۱۳۲۰ دیگر بار سر برآورد، اما در برابر سرگرمی‌هایی همچون سینما و تئاتر، نتوانست موقعیت و عظمت پیشین خود را بازیابد.شهر نطنز دارای چهار تکیه تعزیه می‌باشد که در اوایل دوران قاجاریه به سبک تکیه دولت تهران احداث شده و هر ساله محرم مراسم تعزیه در آن برپا می‌گردد.

تعزيه و شكل گيري آن در ايران

 

 

 

در دوران پهلوي

در دوره رضاخان، به‌ویژه در دهه دوم سلطنتش، سوگواری‌های ماه محرّم محدود شد و ممنوعیت‌های متعددی به وجود آمد. در همین راستا به تدریج برگزاری رسمی مجالس تعزیه در تهران و شهرها متوقف شد، اما اجرای آن در روستاها کمابیش ادامه یافت.

 

 

در دوره پهلوی دوم، چند مجلس تعزیه بر روی صحنه نمایش آمد.در ۱۳۵۵ش، «‌مجمع بین المللی تعزیه »، با شرکت و سخنرانی جمعی از صاحب‌نظران و تعزیه‌شناسان ایرانی وخارجی در شیراز برگزار شد و در آن مجمع تعزیه‌هایی نیز به اجرا در آمد. مجموعه سخنرانی‌های این مجمع را چلکوفسکی در نیویورک منتشر کرد.

 

پس از پهلوی

پس ازپهلوی ابتدا تعزیه در حاشیه قرار گرفت، ولی در سال‌های اخیر مورد توجه و علاقه مردم و مسئولان فرهنگی و هنری بوده و تلاش شده است با تحقیق در پیشینه این هنر مذهبی و پیرایش و پالایش آن، از افول و نابودی این سنّت دیرینه جلوگیری شود.

 

ثبت جهانی

نمایش تعزیه در سال ۱۳۸۹ش در فهرست آثار معنوی ایران در یونسکو ثبت شد.

 

تعزیه در غرب

نمایش تعزیه به دلیل بعضی از جاذبه‌ها از مرزهای ایران پا فراتر گذاشته و به کشورهای دیگر نیز نفوذ کرده است. از شیفتگان نمایش سنتی تعزیه، الکساندر خوجکو، ایران شناس لهستانی کنسول روسیه در ایران از ۱۲۴۶ تا ۱۲۵۶ق/۱۸۳۰ تا ۱۸۴۰م بود که در بیشتر مجالس تعزیه خوانی درباری و اعیان و اشراف شرکت می‌کرد. او نخستین کسی بود که به ارزش تعزیه نامه پی برد و کامل‌ترین مجموعه‌ای حاوی ۳۳ مجلس تعزیه از معین البکای دربار فتحعلی شاه، به نام حسین علی خواجه، مشهور به تعزیه گو و سرایندۀ برخی از مجالس این مجموعه را خرید.

خوجکو دو مجلس «‌پیغمبر خدا‌» و «‌رحلت پیغمبر‌» را از این مجموعه با ویرایش فارسی در ۱۸۵۲م در پاریس چاپ و منتشر کرد و ۵ تعزیه نامه را هم به زبان فرانسه ترجمه و با مقدمه‌ای جامع و تحلیلی در کتابی با عنوان «‌تئاتر ایرانی: منتخب تعزیه ها۱‌» در ۱۸۷۸م منتشر کرد.

خوجکو در مقدمه به دو هفته تعزیه خوانی در خانه میرزا ابوالحسن خان، نخستین ایلچی ایران در انگلیس و وزیر امور خارجۀ وقت (۱۲۳۹-۱۲۵۰ق)، اشاره می‌کند و می‌نویسد:

«او نذر کرده بود تا برای شفای پسرش تعزیه خوانی بکند؛ از این رو در محرم ۱۲۴۹/ مۀ ۱۸۳۳، نذرش را با برپایی مجلس تعزیه خوانی باشکوهی در حیاط خانه‌اش ادا کرد.»

 

نقش موسیقی ایرانی در تعزیه

موسیقی ایرانی نیز در مهیج و جذاب شدن تعزیه بسیار تاثیر گذار بوده است و چون شیوه بیان حوادث در تعزیه مبتنی بر آواز بود، معمولاً تعزیه‌خوانان با مقام‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی آشنایی داشتند.از این رو تعزیه را یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ بخشی از نغمه های موسیقی ایرانی دانسته‌اند. ارتباط میان تعزیه و موسیقی تنها از طریق آواز نبوده است، بلکه سازهای موسیقی نیز در مجالس تعزیه به‌کار می‌رفت، چنان‌که گاه پیش از آغاز تعزیه و به جای ” پیش‌خوانی ” با نواختن برخی سازها، مانند شیپور، طبل، دُهُل، کَرنا، سُرنا، نی‌لبک، نی، قره‌نی، نقاره و سِنج، تماشاگران را برای شنیدن و دیدن تعزیه آماده می‌کردند. در صحنه‌های فاقد گفتگو، مثل صحنه‌های مسافرت یا نبرد یا در وقفه‌های میان جریان نمایش، نیز از ساز استفاده می‌شد. در تعزیه معمولاً هر یک از سازها کاربرد خاصی داشتند، مثلاً هنگام ورود اشخاص و شروع جنگ‌ها طبل می‌زدند و هنگام وقوع صحنه‌های حزن‌آلود شیپور و قره‌نی می‌نواختند.. آوازهای دشتی و شوشتری، بیشترین کاربرد را در آوازهای مذهبی و تعزیه دارند. در بین آنها موسیقی ای که در مناطق مختلف ایران اجرا می شود نقش مهمی در تعزیه دارد. در کنار تعزیه هایی که در مناطق مرکزی و قسمتی از پایتخت اجرا می شود، تعزیه در فارس، گیلان، مازندران، آذربایجان، لرستان و کرمانشاه و بوشهر به وسیله آوازهای محلی در کنار تقسیمات موسیقایی ایرانی همراهی می شود. هر کسی می تواند به راحتی حضور موسیقی سنتی ایرانی را در اکثر تعزیه ها در شکل آواز یا موسیقی ایرانی تشخیص دهد.

اهمیت تعزیه در ایران به گونه ای بوده است که در طول دو ماه محرم و صفر 600 مراسم تعزیه در سراسر کشور برگزار می شده است. اما در سال های اخیر به این رسم دیرینه ایرانی-اسلامی کم تر توجه شده و تنها در 10 روز ابتدای ماه محرم و در برخی از شهرها و روستاها به طور متفرقه اجرا می گردد. در هر شب ماه محرم و متناسب با منصوب شدن هر یک از این شب ها به یکی از یاران و اولاد امام حسین (ع)، تعزیه گردانی می شود. تعزیه های حضرت مسلم بن عقیل، حضرت علی اکبر (ع) و حضرت عباس (ع)، تعزیه طفلان زینب (س) و در روز عاشور نیز تعزیه امام حسین (ع) خوانده میشود. از دیدگاه اسلام شکل و صورت عزاداری باید به گونه ای باشد که بتواند هسته و محتوای اصلی پیام عاشورا را به مردم ابلاغ کند و باور انسان ها را نسبت به آنها تقویت نماید.

اصطلاحات و واژه هاي رايج در تعزيه

شبیه‌گردانی: نمایش تعزیه

شبیه: بازیگر تعزیه

مقتل‌نویس: نویسنده نسخه و متن نمایش تعزیه

معین البکا: کارگردان تعزیه

ناظم البکا: دستیار کارگردان تعزیه

بانی: سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده تعزیه

فرد: نسخه و متن نمایشنامه|نمایشنامه تعزیه

موافق خوان: بازیگری که در نقش پیغمبران و امامان و یارانشان و افراد مثبت بازی می‌کند

مخالف خوان: بازیگری که در نقش دشمنان اسلام و افراد منفی بازی می‌کند

تخت خوان: بازیگری که در نقش یزید بازی می‌کند

بچه‌خوان: کسی که به جای کودکان می‌خواند

زنانه خوان: بازیگری که در نقش زن بازی می‌کند

زینب‌خوان: بازیگری که در نقش زینب بازی می‌کند

رجزخوانی: هنگامی که اولیاء (خاندان محمد) و اشقیاء (مخالفان محمد) در مقابل هم از افتخارات و اصل و نسب خود حرف می‌زنند.

اشتلم‌خوانی یا پهلوان‌خوانی: هنگامی که اشقیاء با بیان غلوشده گفتگوهایشان را بیان می‌کنند در حالی که اولیاء در یک دستگاه موسیقی گفتگو را به آواز بیان می‌کنند که به آن تحریرکردن می‌گویند.

موالف‌خوان: شخصی که در نقش اولیاء بازی می‌کند.

دستگاه: هر تعزیه کامل را یک دستگاه یا مجلس گویند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *